داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
چگونه نقد کنیم
date
newest »
newest »
امیدوارم در بهبود نقدهامون، مؤثر واقع بشه
مریم جان ممنون به خاطر مطالب خیلی خوبی که برامون میاری خیلی خوبه که همه بخونن. تو نقد نباید رودرباسی داشت . بخصوص تو این گروه. داستان نویس هم نباید کم بیاره باید دفاع کنه از نوشتش .نه اینکه تعصب نشون بده بلکه اگه دید نقاد اشتباه میکنه از اشتباه درش بیاره. تا بحث بوجود بیاد و گروه پویا بشه
خواهش می کنم
خودمم از این مطلب استفاده کردم،آموزنده بود
خودمم از این مطلب استفاده کردم،آموزنده بود
مریم گرامی نخست آنکه سپاسگزارم از زمانی که گذاشتی. اما دوست از دیدگاه خود چند نکته را اینجا بیاورم. نخست آنکه بهتر بود منابعی گسترده تر و قابل استدلال را گردآوردی می کردی. البته می دانم که پژوهش زمان زیادی می برد و در این گروه خاموش همین هم خود غنیمت است. دو دیگر آنکه به نظر من نقد یک فن کامل است و خالی از هنر و پدیده است که با تئوری پردازی و فلسفه گره می خورد حال آنکه در نویسندگی هنر و اندیشه زیبا گام نخستین در خلق یک نوشته است.
نقاد باید نقد کند و نویسنده نویسندگی. سه دیگر آنکه نخست نوشته ها پدید آمده اند و پس از آن است که نقد می آید. پس نباید نقد را اصل قرار داد. اصل نوشته ها هستند!
و چهارم آنکه به باور من نباید از نقد دیگر زبان ها برای نقد نوشته های فارسی بهره گرفت. باید نشست و بر اساس داشته های خود تئوری پردازی کرد.
من این پرسش را همواره از دوستانی که عکس دیدگاه من را دارند می پرسم: از نظر ادبی شاهنامه شعر است یا داستان؟
این نقد غربی را دچار سردرگمی می کند پس نمی تواند دستاویزی مناسب برای نقد نوشته های فارسی باشد. این کوتاهی بسیار را بایدد جبران کنیم.
باز هم سپاسگزارم که زمان گذاشتی و دیگرا را در خواندن این نوشته همراه خود کردی
پیروز باشی
یادم رفت این را بگویم که نقد غربی نه تنها در زمینه ادبیات فارسی که در نقد کلیت هنر ایران زمین دچار کم بود است
ممنون اشکان از توضیحاتت
مطمئنا پرداختن به همچین موضوعی ،فضا و زمان کافی کی می طلبه که از حوصله ی مخاطب مجازی خارجه
و نکته ی دیگه اینکه خیلی از ما نقاد حرفه ای نیستیم( یکیش خودم) و داریم آروم آروم ولی مشتاقانه پیش می ریم تا هر چه بیشتر یاد بگیریم
پس دانش کم ما رو در این زمینه با علم و تجربه ی خودت مقایسه نکن
و در آخر اینکه حضور افراد آگاهی مثل خودت، به هر چه فعال تر شدن این گروه نه چندان خاموش کمک می کنه
اگه ممکنه اون سبک نقدی که روش تاکید داری و قبلن هم راجع بهش توضیح دادی رو به طور عملی روی داستان هایی که پست میشه نشون بده
کمک کن یاد بگیریم
ممنون از حضورت
مطمئنا پرداختن به همچین موضوعی ،فضا و زمان کافی کی می طلبه که از حوصله ی مخاطب مجازی خارجه
و نکته ی دیگه اینکه خیلی از ما نقاد حرفه ای نیستیم( یکیش خودم) و داریم آروم آروم ولی مشتاقانه پیش می ریم تا هر چه بیشتر یاد بگیریم
پس دانش کم ما رو در این زمینه با علم و تجربه ی خودت مقایسه نکن
و در آخر اینکه حضور افراد آگاهی مثل خودت، به هر چه فعال تر شدن این گروه نه چندان خاموش کمک می کنه
اگه ممکنه اون سبک نقدی که روش تاکید داری و قبلن هم راجع بهش توضیح دادی رو به طور عملی روی داستان هایی که پست میشه نشون بده
کمک کن یاد بگیریم
ممنون از حضورت
ممنون اشکان از توضیحاتت
مطمئنا پرداختن به همچین موضوعی ،فضا و زمان کافی می طلبه که از حوصله ی مخاطب مجازی خارجه
و نکته ی دیگه اینکه خیلی از ما نقاد حرفه ای نیستیم( یکیش خودم) و داریم آروم آروم ولی مشتاقانه پیش می ریم تا هر چه بیشتر یاد بگیریم
پس دانش کم ما رو در این زمینه با علم و تجربه ی خودت مقایسه نکن
و در آخر اینکه حضور افراد آگاهی مثل خودت، به هر چه فعال تر شدن این گروه نه چندان خاموش کمک می کنه
اگه ممکنه اون سبک نقدی که روش تاکید داری و قبلن هم راجع بهش توضیح دادی رو به طور عملی روی داستان هایی که پست میشه نشون بده
کمک کن یاد بگیریم
ممنون از حضورت
مطمئنا پرداختن به همچین موضوعی ،فضا و زمان کافی می طلبه که از حوصله ی مخاطب مجازی خارجه
و نکته ی دیگه اینکه خیلی از ما نقاد حرفه ای نیستیم( یکیش خودم) و داریم آروم آروم ولی مشتاقانه پیش می ریم تا هر چه بیشتر یاد بگیریم
پس دانش کم ما رو در این زمینه با علم و تجربه ی خودت مقایسه نکن
و در آخر اینکه حضور افراد آگاهی مثل خودت، به هر چه فعال تر شدن این گروه نه چندان خاموش کمک می کنه
اگه ممکنه اون سبک نقدی که روش تاکید داری و قبلن هم راجع بهش توضیح دادی رو به طور عملی روی داستان هایی که پست میشه نشون بده
کمک کن یاد بگیریم
ممنون از حضورت
من بخشی از دیدگاهم را درباره نقد با عنوان «نقد چیست و نقاد کیست» پیشتر از این به اشتراک گذاشته ام. دلیلی که من گفته ام «خاموش» این بود که پویایی گروه را با دو سال پیش مقایسه کرده ام و قصد نداشتم دوستانی را که برای بالا بردن کیفیت گروه تلاش می کنند دل آزرده کنم. من برروی نوشته ای کار می کنم که بخشی از آن به این موضوع برمی گردد و آن را به زودی به اشتراک خواهم گذاشت.
سپاس مریم گرامی
اشکان جان جان دو سال پیش گروه فیلتر نبود. و دل و دماغ رو نمیشه از بقالی خرید. و اینکه چگونه نقد کنیم چه ربطی میتونه داشته باشه با پویایی گروه الله اعلم. من به جرعت میتونم بگم که گروه از لحاظ کمی افت کرده اما کیفیت گروه در حال افزایشه خواهش میکنم همین الان یه دنگاهی به داستانی بنداز که جدیدا پست شده و داستانی مربو ط به دو سال پیش. یه نگاه بندازی متوجه میشی دو سال پیش 50 کامنت واسه یه داستان بود که غریب به 45 تا از اونها عشامل این جملات بودن. داستان قشنگی بود .
دوستش داشتم
چه غمانگیز.
مثل همیشه زیبا.
اما تو دوره جدید فعالیت گروه دیگه اینطور کامنت هایی رو زیر داستانه نمیبینیمو این باعث خوشحالیه. لحن نا امیدت دلسرد کننده بود و انگار اون اشکان همیشگی نیستی.
mohammad wrote: "اشکان جان جان دو سال پیش گروه فیلتر نبود. و دل و دماغ رو نمیشه از بقالی خرید. و اینکه چگونه نقد کنیم چه ربطی میتونه داشته باشه با پویایی گروه الله اعلم. من به جرعت میتونم بگم که گروه از لحاظ کمی ..."
با تو زیاد هم نظر نیستم ولی ناامیدی؟ هرگز.
تنها بگویم که نقد شدن یعنی دیده شدن. دلیل آنکه ما اینجا هستیم این است که دیده شویم وگرنه همه ما درتنهایی خودمان می نویسیم دیگر چه اصراری است به این کار؟ باید جستجو کرد و راه آن را یافت که بیشتر و بهتر نوشته ها دیده شوند
Art Miss wrote: "http://www.goodreads.com/topic/show/1..."دست شما درد نکند بانوی هنر با این سرعت اینترنت هزار سال دیگر هم نمی توانستم این نوشته را بیابم




حتماً ميدانيد كه اگر به صورت حرفهاي دنبال نوشتن هستيد، دانش چگونه خوب نوشتن لازم است ولي كافي نيست. دانش ديگري را هم بايد بدانيد. درست است. دانش نقد كردن حرفهاي يك داستان.
ميتوانيد بعد از نوشتن داستانتان چند روزي آن را كنار بگذاريد و بعد مطالب زير را بخوانيد. بعد ببينيد آيا اين نكات در داستانتان رعايت شده است.
* * *
فرآيند نقد
در اين بخش از نقد داستان سعي كنيد موارد زير را اجرا كنيد. به ياد داشته باشيد كه نگاه شما در چند موردي كه در زير آمده هنوز آن نگاه يكسر تكنيكي به داستان نيست.
الف ـ به هيچ وجه مبادرت به خواندن ساير نقدهايي كه راجع به اين داستان نوشته شده است نكنيد. ميتوانيد خواندن آنها را به بعد موكول كنيد.
ب ـ بهعنوان يك خواننده، برداشت و احساس خود را از داستان، بنويسيد. براي مثال ميتوانيد روي اين موضوع دقت كنيد كه آيا داستان از همان پاراگرافهاي اول توانسته شما را به خود جذب كند؟
ج ـ ضعفهاي داستان را پيدا كنيد. به ياد داشته باشيد كه نوشتن يك نقد دو هدف را دنبال ميكند: يكي، مشخص كردن نقاط ضعف آن و ديگر، ارائهي پيشنهادهاي سازنده براي نويسنده تا داستان خود را تقويت كند.
د ـ اگر داستان نقطهي قوتي دارد آن را مشخص كنيد.
هـ ـ هرگز طي نقد داستان به نقد شخصيت نويسنده نپردازيد. تمركز شما فقط و فقط بايد روي نوشته و متن باشد. بنابراين زندگي و شخصيت نويسنده هيچ ارتباطي به نقد اثر ندارد.
------------------------------------------------------
نقد عناصر داستان
يك داستان معمولاً در بردارندهي عناصري است كه به شكل قاعده درآمدهاند. البته يك داستان خوب الزاماً نيازي به تبعيت بيچون و چرا از اين قواعد ندارد و ميتواند از اين قواعد تخطي كند و حتي ژانر خود را هم زير پا بگذارد. با اين حال، در مبحث روايتشناسي، روايت بايد داراي ويژگيهايي باشد تا در فرايند شناخت و نقد آن به مشكلي بر نخوريم. در زير به شكل ساده و گذرا اين عناصر بررسي ميشود؛ با اين توضيح كه دو كتاب ارزشمند «دستور زبان داستان» از احمد اخوت و عناصر داستان از رابرت اسكولز (ترجمهي فرزانه طاهري) جزء منابع خوب حيطهي روايتشناسي و شناخت عناصر داستاناند كه ميتوانيد به آنها مراجعه كنيد.
شروع داستان 1(OPENING)
آيا اولين جملات و پاراگرافهاي داستان توجه شما را به خود جلب كردهاند؟ هرقدر كه نويسنده در داستان خود شروع بهتري داشته باشد، بيشتر ميتواند خواننده را جذب كند. حتي ما وقتي در كتابفروشي هستيم و كتاب داستاني را ميبينيم كه با نويسندهي آن آشنايي نداريم، يكي از معيارها براي خريد آن ميتواند توجه به دقت به نحوهي شروع آن باشد. ادوارد سعيد گفته: «بدون داشتن ذرهاي از احساس آغاز، هيچ اثري را نميتوان شروع كرد؛ همانطور كه بدون اين احساس پاياني هم در كار نخواهد بود». رابرت اسكولز در كتاب عناصر داستان معتقد است كه در شروع داستان بايد شخصيتهاي كليدي معرفي و مناسبتهاي اوليهي آنها مشخص شود، زمينه براي كنش اصلي آماده شده و چنانچه داستان نياز داشته باشد، چيزي دربارهي گذشتهي آن عنوان كند. بايد در شروع داستان اولين نشانههاي بحران داستان به خواننده نشان داده شود؛ بحراني كه بعداً كنش اصلي داستان را به همراه دارد. به هرحال شروع داستان خيلي مهم است و يك منتقد هم حتماً بايد به شروع داستان توجه اساسي داشته باشد.
كشمكش2 (CONFLICT)
منظور از كشمكش، درگيري ذهني يا اخلاقي شخصيت داستان است كه از اميال يا آرزوهاي برآورده نشده يا مغاير ناشي ميشود. در داستان بايد ديد آيا كشمكش عاطفي شخصيت اصلي و نيز كشمكش بين شخصيتهاي ديگر وجود دارد؟ و نويسنده تا چه حد توانسته كشمكش بين شخصيتها و كشمكش شخصي قهرمان داستان را نشان دهد.
طرح 3 (PLOT)
مبحث طرح يكي از مباحث پيچيده و اساسي در داستان است. اما اينجا بهطور گذرا ميگوييم منظور از طرح، نقشه،نظم، الگو و شمائي از حوادث است. به بيان بهتر، حوادث و شخصيتها طوري در داستان شكل مييابند كه كنجكاوي و تعليق خواننده را به دنبال ميآورند. خواننده حوادث داستان را پي ميگيرد و ميخواهد علت وقوع آنها را بداند. شايد لازم باشد بگويم كه طبق تعريف اي.ام.فورستر بين داستان و طرح، فرق است. داستان نقل رشتهاي از حوادث است كه بر طبق روالي زماني ترتيب پيدا كردهاند. اما طرح، نقل حوادث است با تكيه بر موجبيت و روابط علي و معلولي. در اين قسمت از نقد بايد نكاتي را كه مرتبط با طرح است در نظر بگيريم: آيا طرح اصلي واضح و قابل باور است؟ آيا شخصيت اصلي مسألهي تعريف شدهاي براي حل كردن دارد؟ آيا خواننده ميتواند زمان و مكان داستان را به آساني تشخيص دهد؟ و...
فضاسازي داستان 4 (SETTING)
در اين قسمت بايد ديد آيا توصيف كاملي از پس زمينهي داستان ارائه شده است! آيا نويسنده اسمهاي خوبي براي آدمها، مكانها و اشيا به كار برده است؟ آيا بين زمان و نظم حوادث در داستان هماهنگي است؟
شخصيت پردازي 5(CHARACTERIZATION)
شخصيت در تعريفي ساده، انساني است كه با خواست نويسنده پا به صحنهي داستان ميگذارد و كنشهاي مورد نظر نويسنده را انجام ميدهد و سرانجام از صحنهي داستان بيرون ميرود. البته در نگاهي ديگر، شخصيت موجودي پويا است كه در كنشهاي داستاني ظاهر ميشود و اگرچه از طرح كلي داستان پيروي ميكند ولي گاهي خود ابتكار عمل به دست گرفته و همهچيز را رهبري ميكند. در نقد داستان بايد ديد آيا شخصيت خوب پردازش شده است؟ آيا تصوير استادانهاي از فرهنگ، خصوصيات، دورهي تاريخي و موقعيت مكاني شخصيت اصلي ارائه شده است؟ آيا حس تناقض و كشمكش دروني شخصيت به خوبي نشان داده شده است؟
ديالوگ 6 (DIALOGUE)
در اين قسمت بايد ديد آيا كلماتي كه از دهان شخصيتها بيرون آمده تناسبي با خلق و خوي آنها دارد؟ آيا خواننده قادر است از خلال ديالوگ بين شخصيتها به فضاسازيها و توصيفهاي نويسنده پي ببرد؟ اگر چنين باشد ميتوان داستان را داراي نقطهي قوت دانست.
زاويه ديد 7 (POINT OF VIEW)
زاويه ديد منظري است كه نويسنده ـ راوي و يا شخصيتها از طريق آن به داستان و حوادث آن مينگرند. اين منظر، بهطور عمده دو ساحت دارد: ساحت چشم و ساحت فكر. ساحت چشم نگاه يا نظر
(PERSPECTIVE)
را به بار ميآورد و ساحت فكر، ايدئولوژي و وجههي نظر را. در داستان بايد ديد زاويهي ديد اول شخص است يا سوم شخص و يا داناي كل. در عين حال تغيير زاويه ديد در داستان به چه شكلي است؟ آيا اين كار به شكلي استادانه انجام ميشود؟ و اصولاً آيا در داستان ما شاهد تعدّد زاويه ديدها هستيم يا يك زاويه ديد واحد بر داستان حاكم است؟
مواردي كه در بالا مطرح شد جزء عناصر اصلي داستان محسوب ميشوند كه دانستن آنها اگرچه براي داستاننويسي و ناقد لازم است، اما كافي نيست. يك اثر داستاني خلاقانه، ظرفيتهاي خاص خود را دارد؛ لذا مطابقت دقيق و موبهموي آن با عناصر فوق، نقطهي قوت و برجستگي آن محسوب نميشود. با اين حال چنانچه اثري بتواند پابهپاي اين قواعد، تفاوتها و برجستگيهاي خاص خود را هم داشته باشد، آن وقت ما ميتوانيم آن را داستاني قوي و ارزشمند بدانيم و مطمئن باشيم كه ارزش بيشتر از يك بار خواندن را دارد.