داستان كوتاه discussion

93 views
گفتگو و بحث > نقد چیست و نقاد کیست؟

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments فکر می کنم در ایران، نقد کمتر جایگاهی فنی داشته و بیشتر تبدیل به اظهار نظر گردیده که متاسفانه به یک نوع فرهنگ هم بدل شده است. در ممالک توسعه یافته اهمیت نقد همردیف تولید است، در صورتی که در کشور ما شوربختانه از آن درجه اهمیت برخوردار نیست.
مفهوم نقد صرفا در زمینه هنری و یا سیاسی نیست بلکه در تمامی تولیدات و خدمات مطرح است اما به لحاظ موضوعیت این گروه من سعی می کنم مطالبی در خصوص نقد به شکل عام آن و سپس مربوط به نقد ادبی عنوان کنم که شاید مفید به فایده باشد.
نخستین و مهمترین ایرادی که به نقد غلط وارد می دانم، برداشت غلطی است که از نقد می شود. انگار نقد باید دیدی کاملا منفی داشته باشد. منظور این است که اگر کسی بگوید که به دلایلی چنین و چنان، این متن ادبی متنی توانمند است، نقد نکرده بلکه اگر بگوید که نویسنده در اینجا و آنجا ناتوان بوده، این نقد است.
دومین اشکال در نقادی نامناسب این است که نقاد خود را در جایگاه قضاوت می داند و مثلا عنوان می کند که فلانک درست گفته است و یا نادرست؛ یا این نوشته عالی بود، بد بود، بد نیست و ... و آن هم تنها به علم القاضی بر می گردد و انگار نیازی به توضیح نمی بیند.
سومین ایرادی که به نقد در ایران قائل هستم تعصب به سبک است. همان کش مکش بیهوده و بی فایده بر سر این که شعر نو اساسا شعر هست یا نه!؟ مثال ملموسی از این نوع نقادی است.
چهارمین نکته که متاسفانه شاید یکی از مخرب ترین اشکالات نقد در ایران هم باشد، تقدس بخشیدن به افراد است. در ایران نخبه ها مقدس می شوند و غیر قابل نقد. به عنوان مثال یک نقد سبک از زندگی سعدی باعث شد که علی دشتی را به صلابه بکشند و یا نقد نسخه تصحیح شده حافظ به اهتمام احمد شاملو توسط محمد جعفری شیرازی نیز.
پنجمین ایراد اساسی از دید من این است که نقد مفهوم فنی خود را از دست داده است و متاسفانه به یک اظهار نظر بدل گردیده. کسانی که می پندارند نقادی می کنند در واقع تنها به اظهار نظر می پردازند چون که اظهار نظر تابعی از فن نیست ولی نقادی چرا.
و آخرین ایراد که بیشتر در نقادی های سیاسی دیده می شود، یار کشی است. منظور این که اگر شما به فلانک تعلق خاطر داشته باشید به گونه ای دیگر نقدش می کنید تا کس دیگر که دل خوشی از وی ندارید.
بر اساس آنچه که در این موارد ذکر گردید، می خواهم به یک جمعبندی در چهارچوب یک تعریف برسم:
«نقد بررسی یک محصول است با یک دیدگاه فلسفی، فارغ از آلایش عقیده فردی و بر اساس اصول فنی. »
اگر این تعریف را برای نقد بپذیریم می توان آن را در ادبیات تعمیم داد. شاید عنوان یک الگوریتم برای نقادی یک اثر ادبی آن هم با آگاهی اندک جامعیت نداشته باشد ولی می تواند آغازی باشد برای ایراد یک دیدگاه جامع در خصوص نقد ادبی.
تصور می کنم در برخورد با یک اثر ادبی باید آن اثر را از دو دیدگاه کاملا جدا از هم بررسی کرد که البته به دو تخصص مختلف نیاز دارد:
1- دیدگاه فلسفی نویسنده
2- هنر نویسندگی
اگر از دیدگاه فلسفی درگذریم (که در این بحث موضوعیتی ندارد) هنر همواره تابعی است از زیبایی شناسی که مسلما سرمنشا ایجاد سبک های گوناگون هنری است. بنابراین برای نقد یک اثر ابتدا باید اقدام به سبک شناسی نمود. نویسندگان کمی هستند که به سبک ادبی مستقل دست پیدا می کنند و اکثر نوشته ها تقلیدی است خالص و یا ترکیبی از سبک نویسندگان بزرگ.
سبک شناسی بویژه در ادبیات فارسی و آن هم در زمینه داستان نویسی نوین که نسبت به تاریخ هنر ادبیات در ایران عمر کوتاهی دارد، کار آسانی نیست و نیاز به تحقیق بسیار دارد. بعلاوه بهنگام نقد یک اثر باید توجه داشت که نوشته باید با دیدگاه سبک نگارش مورد نقد قرار گیرد، نه این که بهنگام نقد نوشته، سبک نگارش نقادی شود.
برداشت من از تعریف زیبایی در فلسفه هنر با جمعبندی افکار فلاسفه بزرگی از جمله فارابی و افلاطون در فلسفه کلاسیک و نیچه و شوپن آور در فلسفه مترقی (دیگاه این فلاسفه در بسیاری از موارد در تناقض بنیادین با یکدیگر است و به همین دلیل سعی در تجمیع افکار مشترک آنها دارم) این است که آنچه از طریق حواس پنج گانه و تعقل باعث ایجاد لذت در انسان شود، زیباست. بنابراین اگر یک نقاد از سبکی ادبی لذت نمی برد، نباید انگارد که این سبک مشخص دارای اشکال است.
باید دانست که نقد یک سبک ادبی کار بسیار دشواری است و ظرافت بسیار دارد و کار منتقدان عادی نیست؛ بلکه نیاز به استادی و آگاهی بسیار دارد.
در ابتدای نویسندگی، بسیاری از نویسندگان تازه کار (نه جوان) دچار بی هویتی در سبک نگارشی خود هستند و نوشته های آنها بیشتر ترکیبی نامتجانس خواهد بود از آنچه تا کنون خوانده اند؛ و البته طبیعی است. در نقد چنین آثاری باید دقت بیشتری به خرج داد، چرا که تعیین ترکیب سبک و سبک شناسی بسیار دشوارتر خواهد بود.
ضمنا کسانی که چنین نقادی هایی را انجام می دهند باید توجه داشته باشند که تحت هیچ شرایطی نباید در نقد خود تندی به خرج دهند زیرا هر یک از این تازه کاران می توانند با پیمایش نقد سالم به یک نوسنده بدل گردند و در واقع نوعی سرمایه ادبی به شمار می روند.
نکته دیگری که باید در یک نوشته مورد نقد قرار گیرد، دستور زبان فارسی است. (شعر فارسی به طور اخص از این مقوله مستثناست) این امر در واقع کاری است کاملا فنی. بدین معنا که نقاد باید اصول دستور زبان فارسی را در نوشته بررسی و نوشته را نقد نماید که متاسفانه این نقادی کمتر در میان نقادین آثار ادبی در ایران دیده می شود.
و آخرین و شاید مهمترین آن آیین نگارش است. اصولی وجود دارد که در هر اثر ادبی بر اساس نوع آن، و فارغ سبک نگارش می بایست رعایت شود. ولی متاسفانه در اکثر نقادی ها، منتقد بدون آن که مفاهیم هر یک از تعاریف طرح شده در این زمینه را درک کند، با عنوان کلماتی مثل قالب، ریتم، شخصیت پردازی، فضاسازی و ... اثر ادبی را نقد می کند که از نظر فنی هیچ ارزشی نخواهد داشت.
در یک جمعبندی کلی باید بگویم که عدم وجود یک نقد سالم و فنی در هر زمینه ای باعث پس رفت خواهد شد که متاسفانه در زمینه ادبیات فارسی آن هم پس از آن دوران طلایی دهه های بیست تا چهل، رخ داده است.



message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments از آن جايي كه نمي دانستم اين متن واقعا به كدام بخش تعلق دارد ناچار در اين زيرمجموعه قرارش دادم. اگر فكر مي كنيد جايي نامناسب است حتما به من تذكر دهيد


message 3: by محسن (new)

محسن | 228 comments ممنون
بعد از کلی بحث سیاسی و غیره یکی هم پیدا شد حرف حساب بزنه

:)
من فکر میکنم در ایران و خیلی جاهای دیگر! اصلا چیزی به عنوان نقد ادبی وجود ندارد بیشتر نقد محتوا و مضمون و فلسفه و جهان بینی نویسنده است تا نقد اثر به عنوان محصول ادبی که شاید هم مهم تر باشد همین قضیه توی خیلی از هنر های دیگر هم وجود دارد مثلا موسیقی هر خواننده ای که دو تا شعر سیاسی بخواندو دو تا فحش غیر مستقیم بدهد می شود محبوب قلوب همه و سریع پرتاب می شود به کنسرت دور اروپا و امریکا در حالی که کلی استاد واقعی موسیقی می پوسند و نابود می شوند همه اینها طبیعی است و باید باشد هیچ هنر مند بزرگی در دوره خودش و حتی تا سالها شناخته نخواهد شد ماجرای زندگی فردوسی را حتما شنیده اید
باید آیندگان قضاوت کنند
صد سال دیگر محسن نامجو و کافه پیانو محبوبتر خواهند بود یا حسین علیزاده و ... نمی دانم


message 4: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
چون اين نوشته جزو نوشته هايي هست كه بايد بهش رجوع كرد تا يادمون باشه كه واقعا نقد چيه من اين رو توي بخش چنرال قرار دادم.

اشكان جان خبرشو داشتم كه اين مطلبو آماده كردي و الحق كه چه كار خوبي كردي.
اميدوارم همه دوستان و اعضاي گروه به دقت اين نوشته (مقاله) رو بخونند تا قواعد نقد سازنده را در نقدهايشان از اين به بعد رعايت كنند.

باز هم ازت ممنونم اشكان جان.


message 5: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments مرسی اشکان
مفید و به جا بود


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments با سپاس فراوان از تمامي دوستان. مهدي عزيز ببخشيد من حقيقتش جرات نكردم در اين بخش جنرال نوشته ام بگذارم چون جاي بزرگترهاست. از توجه تو و بقيه دوستان بسيار سپاسگزارم


message 7: by M.H.R (new)

M.H.R (mhrr) | 313 comments آقا اشكان خيلي ممنون! اميدوارم بتوانم و بتوانيم از اين قواعد براي نقد صحيح تر استفاده كنيم!


message 8: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments من فقط اسم متن را می دونستم اما فقط متن را خوندم به محتوای ارزشمندش پی بردم
اوه خیلی ادبی حرف زدم


back to top