مشاعره discussion

20 views
شعر آزاد > اهل حمامم

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 96 comments Mod



اهل حمامم
پوستم مهتابي‌ست
چشمهايم آبی‌ست
پدرم دلاك است
سر طاسي دارد
لُنگ مي‌اندازد
شامپو مصرف كرد
كله‌اش هي كف كرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!

حرفه‌ام دلاكي‌ست
هدف من پاكي‌ست
مي‌نشيند لب سكو آرام
يك نفر با احساس
و تصور كرده، خوش پر و پاست!

كودكي را ديدم
مي‌دود در پي صابون و لگن
اي نهان در پسِ دَر
خشك آوردم، خشك!
مشتري‌هاي عزيز

لگن خاصره‌تان سالم باد!
رخت ها را نكنيد
آب‌مان بند آمد !



message 2: by SerA (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 63 comments Mod
خییییلی بامزه بود
:)
مرسی مرسی


message 3: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es عصرهاي جمعه
شعرهاي طنز
مي چسپد...
متشكرم از اين شعر و لبخند


message 4: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 13 comments ممنون آقا ماهور

آب خنکي شد بر داغ دل


message 5: by SerA (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 63 comments Mod
مرهم داغ دل چیه؟یکی یه نسخه بی دردسر و کاری بپیچه برا من
ممنونش میشم دربست تا آخر


message 6: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) لذت بردم ماهور خان


back to top