انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
قار قار / مهدی بهروزی
date
newest »
newest »
جناب مهدی خان بهروزی، جسارت مرا می بخشید که نقدی کوتاه خواهم نوشت. من همواره نوشته های شما را در این مدت دنبال کرده ام. احساس می کنم شما دوران گذاری را می پیمودید که و من شعر «نازی و علی» را نقطه عطف این پویش می دانم. هرچند نکته هایی در شعر شما هست که در بیشتر موارد تکرار می شود مانند آنکه خواننده را مستقیما در جایگاه قضاوت قرار می دهید، اما هر شعر شخصیت خود را دارد.
بهره گیری از زبان عامیانه در بیشتر موارد کمک بسیاری به رساندن پیام شاعر می کند. عاملی که شوربختانه در زیر نام موج نو شعری و سبکی را که برخی نو هندی می خوانند کمرنگ شده است.
استفاده از «قار! قار!» و اشاره به آن مثل رایج که «کلاغه خبر می برد» نمونه بارزی از استفاده از این عامل.
نامگذاری براین سبک شعری بیشتر شبیه یک شوخی است تا نقد علمی چون زمان زیادی از تولید آن نمی گذرد و پویایی فراوان دارد. اما زمانی که من این شعر را در کنار شعرهای دیگر شاعرانی که نزدیک به این سبک شعر می گویند قرار می دهم، می بینم که هم از دیدگاه ساختاری و هم از نظر درونمایه بسیار پربار تر است.
هرچند شخصا با این سبک نوشتاری شعر، ارتباط درستی برقرار نمی کنم.
اگر من بخواهم نموداری از روند شعری شما به ترتیب تاریخ ترسیم کنم، آن را بسیار پویا می بینم. آغاز یک دوره آزمون و اینک رسیدن به سبکی شخصی که به باور هنوز خام است و جای کار بسیار دارد به ویژه آهنگ کلام هرچند که ممکن است شاعر به آن عقیده ای نداشته باشد.
به امید خوانده دوباره شعرهایت
خیلی ممنون عماد جان. نظر شماست و احترام می گذارم.در ضمن این جور اشعار نه وزن دارد و نه قرار است داشته باشد و نه حتی ضرب اهنگ درونی.
مرسی به هر حال از نظرتون.
موفق باشید.
لطف عالی مستداممحور نقد کلیه قالبهای شعری بود
عدم حفظ هارمونی حتی در شعر سپید مرزی را
برای ماهیت آن با نثر باقی نمیگذارد
ممنون لطف دارید.اما در شعر به زعم من پست مدرن شما یک قالب را و همان را که می بینید می توانید نقد کنید و سایر قالبها سایر قالبها هستند و به این قالب یا این نوشته ربطی ندارند.
و اصولا هارمونی در هژمونی فضای پست مدرن کاملا شخصی است. فرق بین نظم و نثر در دوره پس از سپید چالش شعر و نثر است که جواب در خوری هم ندارد. هر کسی از ظن خود یارش می شود.
وقتی شما می گویید فالش یعنی یک چیزی هست که فالش است خوب آن چیز چیست؟ اشکالش چیست؟ فالش برای صدا و خارج شدن از ردیف آوایی یا گوشه موسیقایی به کار می رود نه برای شعر. در شعر ما می توانیم از تتبع اضافات یا حرکت طولی حرف بزنیم یا از وزن یا عروض یا معانی و بیان یا چیزهایی مثل این نه اینکه ایراد موسیقایی بر شعری بگیریم که خودش دارد جار می زند که اصلا نه وزن دارد و نه آهنگین است و بعد بگوییم فالش است و بعدتر بگوییم نه اصلا شعر هم نیست و نثر است.
برادر عزیز اگر می گویی فالش است بگو چرا و به چه دلیل و بر اساس چه، فالش است.
اگر می گویی نثر است بگو که مرز این شعر با نثر کجاست که آن مرز را در نوردیده و شعر نیست؟
ممنون خواهم شد که راهنماییم کنی.
موفق باشی.
دوباره از تون شعری زیبا خوندم با همون سبک روون و پر احساسچون همیشه دنبال میکنم شعراتونو با سبکتون مانوسم..مرسی
چقدر جالب مطالب و افراد همونمطالب و دوستانی هستند که در گروه داستان کوتاه هست...خب چه کاریه!؟ همونجا همگی دور هم مینوشتیم... چرا همه جا پخش شدیم آخه!؟
صحبت از پست مدرن است و نقد پذیریمان در بدویتاستاد عزیز شعر پست مدرن مربوط به این زبان و فرهنگ نیست
در مقوله شعر پارسی غربزدگی یعنی خودکشی ادبی
البته من در پی القا نظر خود نیستم
اینجا کلاس درس نیست من هم استاد ادبیات نیستم
از دادن نظر واضح تر از این هم معذورم
دوستان نظرات را به زعم خود بیان میکنند
هیچ نظری هم وحی منزل نیست
صاحب اثر هم در پذیرش یا رد آن مخیر است
اثار قبلی شما دارای بن مایه است
امیدوارم کما فی سابق موفق باشید


بیا از چشمهایم بیفت
وسط کاغذهای خط کشی نشده
ساده
کنار رد اشکهایم
قار! قار!
بیا
بیا دوباره قهر کنیم
تو
توی تنهاییت گم شو
من
توی توهمم غوطه ور شوم
تا ساحل گیسوانت شنا کنم
خبر کنم
همه جایزه بگیرهای شهر را
برای گم شدنت هزار گل سرخ
یک گل نصرانی
جایزه بگذارم
قار! قار!
بیا دست از سر هم برداریم
سر به سر هم نگذاریم
تو سر من نمی شوی
من همسر تو نمی شوم
اصلا چرا باید هر روز
شیشه های دلمان
مثل بشقاب های بینوا
هی جلینگ جیلینگ
شترق
بومب
و من صدایم بالا پایین برود
دیگر بالا پایین نشوم
هیچ جا
هیچ شب.
تو هی بالا بگذاری
پایین هم
قار! قار!
دیگر همه خبردارند
مثل همان اول ها
که خبردار جلویت می ایستادم
موهایت را شانه می کردم
]عروسکی / مصری / ...[
گناه روزنامه ها چیست
خودم
خودت
قار! قار!.
اصفهان
22/1/90