داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
نامه اي به خودم
date
newest »
newest »
منم می خوام بنویسم
----------------------
سلام شازده کوچولو
یادت می آد وقتی تازه درست و درمون زبون باز کرده بودی و می تونستی درست و حسابی حرف بزنی مامان شازده کوچولو صدات می کرد؟ حالا دیگه داری وارد یک مرحله مهم از زندگی می شی. حالا دیگه می تونی توی جمع های بزرگتر حرف بزنی ، حالا این فرصت برات فراهم شده که یک جامعه حرفها و نوشته هات رو توی روزنامه های ریز و درشتی که توشون قلم می زنی بخونند و بشنوند ولی شازده کوچولو تو باید حواست جمع باشه تا به آرمان هات خیانت نکنی. تو باید بی هیچ مصلحت اندیشی ای حرفهات رو بزنی. مطمئن باش مامانت از اون بالا بالاها داره نگات می کنه. پس مصلحت و محافظه کاری رو بذار کنار.
خداحافظ شازده کوچولو.
23/5/1377
----------------------
سلام شازده کوچولو
یادت می آد وقتی تازه درست و درمون زبون باز کرده بودی و می تونستی درست و حسابی حرف بزنی مامان شازده کوچولو صدات می کرد؟ حالا دیگه داری وارد یک مرحله مهم از زندگی می شی. حالا دیگه می تونی توی جمع های بزرگتر حرف بزنی ، حالا این فرصت برات فراهم شده که یک جامعه حرفها و نوشته هات رو توی روزنامه های ریز و درشتی که توشون قلم می زنی بخونند و بشنوند ولی شازده کوچولو تو باید حواست جمع باشه تا به آرمان هات خیانت نکنی. تو باید بی هیچ مصلحت اندیشی ای حرفهات رو بزنی. مطمئن باش مامانت از اون بالا بالاها داره نگات می کنه. پس مصلحت و محافظه کاری رو بذار کنار.
خداحافظ شازده کوچولو.
23/5/1377
فرزان جان : سلام میدونم اگه بهت بگم که من از 10 سال بعدت اومدم شاید بهم بخندی و شاید هم ابروهاتو بالا ببری اما می دونم ته ذهنت قلقلک میشه . میدونم توی چه وضعیتی هستی مشکلات خانوادگی اونقدر برات سنگینه که احساس جوون بودن نمی کنی و فکرهای تاریک در مورد آیندت می کنی ؟ نمی دونم هنوز هم اونقدر حساسی و زود رنج هستی ؟ اما توی زمان خودت یک فرشته کنارت داری که من در 10 سال بعد دلم می خواست بیشتر می شناختمش . اون اسمش رویاست بیشتر بشناسش اون واقعا یک فرشته است و ازش بیشتر در مورد زندگی یاد بگیر هر چند من که خیلی دیر اونو شناختم و دلم می خواست همین آشنایی با اون رو در زمان تو داشتم
خيلي تاپيك جالبيه من رو يادفيلم آتش بس انداخت ولي به نظرم كار سختيه اين كه به خودت نامه بنويسي
:حميد اقا شما كه بيشتر از محمد حسين بچه رو ترسوندي
كاش بزرگ نميشدم،بهت هشدار مي دم خودتو براي روزاي سخت آماده كني،با كسايي كه يكي يكي از دستشون مي دي بيشتر عكس بگير.....
فكر كنم الان دچار افسردگي شده
آقا حميد از ايده هاي بكر و جالبي كه ميديد واقعا ممنونم
سلام آرزو
مي بينم مثل هميشه چمدانت آماده است تا به سفر دور و دراز خيال سفر كني وچمدانت پر از صفحات كنده شده گذشت هاست كه از هشت سالگي رو بياد داري و نگه داشته اي .حالا بايد دنبال صفحات ده سال پيش بگردي .....
يادت مي آيد ؟خيلي سال پيش بودخوانده بودي كه بايد يك درآهني به روي آينده و يك در آهني به روي گذشته بگذاري و تنها به حال فكر كني ...و تو هيچ وقت ..نه آن روزها ..نه اينك..نتوانستي ..چون همواره چمداني آماده در كنج ذهن داشته اي كه يا در حال سفر به روياي آينده است به اميد روزهاي طلايي رنگ يا در حال سفر به گذشته هاي خاكستري و باراني ديروز
وبرايت آن درهاي آهني بلورهاي شيه اي هستند كه توانستي به خورشيد فردا و باران ديروز خيره شوي
آه آرزو
ده سال پيش گيسوانت طلايي بود و دراز چون آرزوهايت فكر مي كردي عشق زيباترين خلقت دنياست و تو بنده اي پذيرايي عشق ..كاش اينقدر احساساتي و تخيلي نبودي ..كاش واقع گرا بودي ....كاش كه اينقدر كاش نداشتي .
و امروز
بعد از سفري به گذشته ها..دلم براي چشمان اشكي ات مي سوزد كه هنوز چشم به فردا دوخته است
اميدوارم فردا براي همه بهتر از ده سال پيش خود باشد
بيا ..سفر تمام شده است
دوچرخه آبي ات را بگذار كنار ..مهم نيست شلوارت پاره شده ..مهم نيست بند گيسوانت گم شده ..برگرد خانه ..تو ديگر بزرگ هستي ..با دستهاي كه بايد كارهاي بزرگ بكنند
...
مي بينم مثل هميشه چمدانت آماده است تا به سفر دور و دراز خيال سفر كني وچمدانت پر از صفحات كنده شده گذشت هاست كه از هشت سالگي رو بياد داري و نگه داشته اي .حالا بايد دنبال صفحات ده سال پيش بگردي .....
يادت مي آيد ؟خيلي سال پيش بودخوانده بودي كه بايد يك درآهني به روي آينده و يك در آهني به روي گذشته بگذاري و تنها به حال فكر كني ...و تو هيچ وقت ..نه آن روزها ..نه اينك..نتوانستي ..چون همواره چمداني آماده در كنج ذهن داشته اي كه يا در حال سفر به روياي آينده است به اميد روزهاي طلايي رنگ يا در حال سفر به گذشته هاي خاكستري و باراني ديروز
وبرايت آن درهاي آهني بلورهاي شيه اي هستند كه توانستي به خورشيد فردا و باران ديروز خيره شوي
آه آرزو
ده سال پيش گيسوانت طلايي بود و دراز چون آرزوهايت فكر مي كردي عشق زيباترين خلقت دنياست و تو بنده اي پذيرايي عشق ..كاش اينقدر احساساتي و تخيلي نبودي ..كاش واقع گرا بودي ....كاش كه اينقدر كاش نداشتي .
و امروز
بعد از سفري به گذشته ها..دلم براي چشمان اشكي ات مي سوزد كه هنوز چشم به فردا دوخته است
اميدوارم فردا براي همه بهتر از ده سال پيش خود باشد
بيا ..سفر تمام شده است
دوچرخه آبي ات را بگذار كنار ..مهم نيست شلوارت پاره شده ..مهم نيست بند گيسوانت گم شده ..برگرد خانه ..تو ديگر بزرگ هستي ..با دستهاي كه بايد كارهاي بزرگ بكنند
...
سلام بانو....چطوری؟
بازم که اخمات گره خورده تو همدیگه و داری با داداش کوچیکه لج و لج بازی میکنی...تو که اینههمه دوسش داری این ناز و ادا ها دیگه چیه خوشکل خانومم؟!
میدونی سارا...من خودتم...خود تویی که الان داری نامَم رو تند تند میخونی تا به جاهای هیجان انگیزش برسی...عجله نکن...قد 10 سال برات حرف دارم...هم حرفای خوب و قشنگ...هم دردناک و ناراحت کننده...الان سال دومی مگه نه؟مدرست هم دقیقا کوچه روبرویی خاله خانومه...از زمان استفاده کن...اون شوهر خاله مهربون و ذوست داشتنی که تو دنیا لنگش پیدا نمیشه رو خدا میخواد ببره پیش خودش..وقتتون کمه...از همین الان شروع کن و تا میتونی از محبتش بهره ببر...به نسیم ندا هم بگو از این چند ماه استفاده کنند...چیزی به اسفند نمونده ها.
هنوزم بابا سارا خاتون و سارا بانو صدات میکنه؟!
هنوزم کاری رو که دوست نداری انجام نمیدی؟ آخه دختر تو چقدر لجبازی؟!اینا که باسه بقیه فرقی نداره...خودت چوبش رو میخوری کله شق بازی نکن.
این دو سال رو که بگذرونی قشنگ ترین روزهای تحصیلت شروع میشه...خودت رو واسه یه سفر خوب و پرهیجان...با دوست هایی غریب و نا اشنا که قراره بهترین دوستات بشن و هنرستانی قدیمی و مهربون که از در و دیوارش خاطرات قشنگ میریزه برامون آماده کن.
.
سارا...میدونم که دوستات رو دوست داری...دوستات یک رنگن و خوب میدونی معیار های انتخاب دوستت چیه ولی بیشتر دقت کن...تو مسئول درست کردن زندگی گره خورده این و اون نیستی...این رو بهت میگم تا سال اول دانشگاه که رفتی هر روزت دلهره و آشوب نباشه...برا خودت زندگی کن.
قدر اتاق خوشکل و مهربونت رو هم بدون...چند سال دیگه خبری از اون اتاق و حیاط وآب بازی و اینا نیست..یک خواهش ازت دارم..از گذشته بیا بیرون و در حال زندگی کن.
یک خبر تلخ دیگه هم باید بهت بدم...خونه پدر جون رو میخوان خراب کنن...میخوان برج بسازن...نه نه نه گریه نکن...صبور باش...عادت میکنی...فقط بهت گفتم که قدر هر روزت رو که میری اونجا و با بچه های فامیل تو حیاط میشینین و میخندین و حرف میزنین رو بدونی...
سارا الان بزرگ شدم...دنیای آدم بزرگا اصلا مثل دنیای تو نیست...سعی کن بزرگ نشی نازگلم اگر هم بزرگ شدی...به بچگی بچه ها ایراد نگیر و خواستت رو بهشون تحمیل نکن...آدم بزرگا هیچ وقت بچه ها رو نمیفهمن...همیشه هم حق رو بخودشون میدن.
حرف زیاده و فرصت کم....به روزانه نوشتنات ادامه بده...قسمت های خوبش رو هم بیشتر بنویس...راستی میدونی خواهر جون چند ماه پیش عقد کرده؟! وقتی حرف خواستگار میاد و لپاش گلی میشه و اخم میکنه بهش بگو تو هم 10 سال دیگه قاطی مرغا میشی ولی حواست به عواقبش باشه ها :))
.
به کسی نگی این نامه به دستت رسیده ها...هیچکی حرفت رو باور نمیکنه..
برات دعا میکنم که همیشه مثل حالا باشی...هم خندون هم خوشحال
....
آلبالو جون یکی از بهترین تاپیک ها همین بود...ممنون...
سلام كوچولوناراحت نشو كه بهت ميگم كوچولو. باور كن تو دنياي بزرگترا هيچي نيستش كه تو دنبالش باشي و حسرتش رو بخوري.
از بچگيت استفاده كن و لذت ببر. تا موقعي كه بچه هستي بچگي كن. چند سال ديگه كه بزگتر بشي ديگه از اين فرصتا گيرت نميادا!!! لذت ببر.
مي دونم ممكنه حرفام رو جدي نگيري. ولي اين نامه و نوشته ها فرق ميكنه. پس استفاده كن از بچگيت
خوب انسان هرچی بزرگتر میشه از دنیای بچگیش خواه ناخواه دورتر میشه و این چیزیه که اصلا قابل انکار نیست... اگر همچین اتفاقی نیوفته...من فکر میکنم یک بازندس در زندگی...چون بچه ها روح لطیف و طبع راستگویی دارن که این اجازه رو بهشون نمیده که بخوان ریاکار باشن یا دروغ بگن یا حتی نتونن احساساتشون رو بروز بدن.اگه ماها همیشه با احساسی آشکار جلو بریم....میرسیم به آخر خط...این زندگی احساس و خلوص نمیشناسه...البته زندگی آدم بزرگا...خداروشکر هنوز چند سالی به بزرگ شدنم مونده!!!
سلامسلامی از اون دور دورها
از ده سال آینده
به خودم
به کسی که همیشه بهش اعتماد داشتم
به کسی که همیشه تنها محرم رازم بود
امروز میدونم یه جورایی تولدته
تولد من هم هست
بهت تبریک میگم
تازه داری قانونی میشی
این ده سال که روبروته، دوران طلایی زندگیته
خوب قدرشو بدون
میدونم
داری وارد دانشگاه میشی
بهت مژده بدم که بهترین خاطرات زندگیت رو از دانشگاهت خواهی داشت
یه ذره خجالتی هستی
ولی بی خیال این حرفها
با هر کی تونستی دوستی کن
اونها آیندتو میسازن
نمیخوام بگم چی کار بکن چی کار نکن
آخه با این کار خودمو نابود میکنم
فقط بگم که تو این سالها
عاقل میشی
عاشق میشی
شاعر میشی
آخرشم میری برنامه نویس میشی
ولی از اون چیزی که هستی همیشه راضی باش
خدا بهت خیلی چیزها داده
قدرشونو بدون
من هنوز هم از آسمون، از پرواز، از چشمک ستاره ها و خوابیدن زیر نور ماه خوشم میاد
دیشب قرص ماه کامل بود
جوری خوابیدم که خنکی نورش تمام بدنمو نوازش کنه
هنوز هم به گل سرخ کوچولوم اون بالا فکر میکنم
هنوز هم سهراب رو دوست دارم
...
راستی یه خبر خوب
اینجا همه سالم و سلامتن
بابابزرگ، عزیزه، مادر جون، آقاعبدی همه سلام میرسونن
تو هم مراقب شون باش
حالا پاشو یه نامه بنویس
یه نامه برای ده سال پیش، برای هشت سالگیت
فکر کنم خیلی منتظره
آخه من هم منتظرم
منتظر نامه ده سال دیگه
هنوز هیچ نامه ای از اونجا به دستم نرسیده
نگرانم
...
سلام حمید جان من اون نامه رو برعکس از زبان مهدی امروز برای مهدی 10 سال پیش ننوشتم بلکه از زبان مهدی 10 سال پیش برای مهدی همون 10 سال پیش نوشتم ولی بهش گفتم که 10 سال بعد بازش کنه و بخونه.
البته اون نصیحت نبو چون واقعا همون روزها به این توصیه اعتقاد داشتم.
رئیس ممنونم.
البته اون نصیحت نبو چون واقعا همون روزها به این توصیه اعتقاد داشتم.
رئیس ممنونم.
سلام الناز خانم پيرناراحت شدي؟آخ ببخشيد.فكر كردم به اين اسم عادت كردي.ببينم هنوز نميدوني چرا بهت مي گن الناز پير؟هنوز از اينو اون مي پرسي چرابا اين اسم صدات مي كنن؟من بهت مي گم.كارتون حنا دختري در مزرعه رو كه مي بيني.يه خانم پيري اونجا هست كه اسمش النازه.حالا فهميدي؟ولي خيالت راحت،وقتي كه بزرگ بشي ديگه از اين اسم خبري نيست.
يادم رفت بگم من كيم.من خودتم ،از 10سال بعدت ،خيلي واست توضيح نمي دم،يه كم قوه تخيلتو به كار بندازي مي توني بفهمي.
در دوران و سن خوبي هستي خوش به حالت.راستي علي تست بازيگري داده و قبول شده ما هم الان تو خونه محمدرضا گلزار صداش مي كنيم.
مي دونم كه از نصيحت شنيدن خيلي بدت مياد،الان منم همين طورم،ولي...نصيحت كردن رو دوست دارم.آخه ديگه بزرگ شدم و چيزي كه بزرگا خيلي دوست دارن نصيحت كردنه.اما تو كه از خودموني پس بي خيال نصيحت كردن.به جاي نصيحت بهت اخطار مي دم:
1-**توجه توجه اخطار مي كنم خواهش مي كنم التماست مي كنم جون هر كسي كه دوست داري،ترم تابستوني به هيچ وجه بر ندار
2-كلاس زبانت رو نيمه كاره نذار،اگر هم نرفتي حداقل خودت بخون باور كن بعدا توي ساده ترين جملات كم مي ياريا.حالا از ما گفتن بود
3-سال دوم دبيرستان درست انتخاب رشته كن بعدا پشيمون مي شي.
اينارو گفتم چون بالاخره من دو سه تا پيرهن بيشتر از تو پاره كردم
دوستاي خوبي داري قدرشونو بدون.يكي از خصوصيات خوبت مي دوني چيه؟اگر كسي ازت ناراحت بشه زود مي ري ازش عذر خواهي مي كني.تو هم كه حساااااس
تو فرقي كه با من داري اينه كه يكي هست بهت بگه ممكنه برات چه اتفاقي بيفته.كي مي دونه شايد از10سال بعد واسه منم نامه بياد
ديگه بايد برم، مامان داره صدام مي كنه.تو هم برو فكر كنم مامان داره تو رو هم صدا مي كنه تا با هم بريد مانتو و شلوار مدرسه بخريد.خوشگلشو بخريا
منتظر نامه تو هستم،اين دفعه نوبت توئه
من هم از همه دوستان ممنون و متشکرمهمون طور که حمید جان گفت
تمام نامه ها زیبا و خوندنی بودن
و بهترین و زیباترین چیز در این نامه ها
بیان بی آلایش احساسات و شخصیت واقعی نویسنده بود
سلام بيتا جاندلم برات تنگ شده دختر 18 ساله پرشور اميدوار ، بهت نميگم 10 سال ديگه چه جور آدمي ميشي ولي ازت ميخوام به آدمهاي دوروكنارت سخت نگيري، اصلا زندگي رو سخت نگير، در حال زندگي كن اينقدر روياپردازي نكن اينو بفهم زندگي خواب و خيال نيست واقعيت است. 4 سال ديگه با كسي آشنا ميشي كه خيلي بهت علاقه داره اذيتش نكن در موردش زود قضاوت نكن بهش فرصت بده خودشو به تو ثابت كنه. راستي با دختر داييت آشتي كن چون سال ديگر اون توي تصادف دلخراش كشته ميشه و حسابي دلت ميسوزه ،اگر موقعيت تحصيل خارج از كشور هم برات پيش
اومد حتما برو چون حسابي پشيمون ميشي
ديگه وقتتو نميگيرم
سلام منو به دوستات فهيمه صفورا پگاه نفيسه شيوا لاله برسون و بهشون بگو خيلي بي وفاييد
به يادم باش
بیتا جان خیلی قشنگ بود و دردناک گاهی من به شخصه دلم می خواد بر می گشتم 10 سال پیش و یک چیزایی رو تغییر می دادم
farzane aziz., man vaghean to zendegim be khatere in khial bafiham badjoori forsatham ro az dast dadam shayad ham ye seri eshtebahat ke alan az nazare ma eshtebahe ye joorai eghtezaye sene mast dar 10 sale pish,
vali bazam dir nist mishe az hala be bad vaghei zendegi kard.
mersi az inke namam ro khoondi.
بيتا خانم فكر مي كنم به اندازه كافي در رابطه با فارسي تايپ كردن و اجتناب كردن از تايپ فينگليش توضيح داده شده. چرا رعايت قوانين گروه رو نمي كنين؟؟
حتي برخي از دوستان نرم افزارهاي تبديل فينگليش به فارسي را هم معرفي كردن كه كساني كه كيبوردشون ليبل فارسي نداره برن و ازش استفاده كنند.
واقعا متاسم كه برخي به هر دليلي مي خواهند راه خودشون رو بروند و قوانين گروه را نقض كنند.
واقعا باعث تاسف است.
حتي برخي از دوستان نرم افزارهاي تبديل فينگليش به فارسي را هم معرفي كردن كه كساني كه كيبوردشون ليبل فارسي نداره برن و ازش استفاده كنند.
واقعا متاسم كه برخي به هر دليلي مي خواهند راه خودشون رو بروند و قوانين گروه را نقض كنند.
واقعا باعث تاسف است.
آقاي مهديمعذرت ميخوام از اين به بعد فارسي تايپ ميكنم . شما هم سعي كنيد اينقدر عصباني نباشيد. من اصلا قصد نداشتم لجبازي كنم. من هم واقعا متاسفم براي شما كه اينقدر زود قضاوت ميكنيد.
وقتي يك مطلبي گفته مي شه و حتي در موردش تاپيك زده مي شه و توصيه هم مي شه كه در اون مورد همه دوستان گروه رعايت مساله رو بكنند و بعد باز هم رعايت نمي شود انتظار اندكي عصبانيت بي راه نيست.
آقاي مهدييك جوري رفتار ميكني انگار من يكي رو كشتم
بعضي مواقع آدمها اشتباه ميكنن براي شما پيش نيامده؟
به هر حال من اصلا برام مهم نيست شما چي فكر ميكنيد. ولي از همه به خاطر اينكه به فارسي تايپ نكردم معذرت ميخوام به جز شما.
با سلام
بيتا خانم اصلا بحث جنبه شخصي نداشت. قصد من تذكر بود كه شكر خدا سركار عالي هم واقف شديد.
من اون تذكر را ندادم كه شما عذر خواهي كنيد.
در ضمن از هركسي كه دوست داريد عذر خواهي كنيد چون بنده اصلا به دنبال شنيدن معذرت خواهي از شما نبودم.
موفق باشيد.
بيتا خانم اصلا بحث جنبه شخصي نداشت. قصد من تذكر بود كه شكر خدا سركار عالي هم واقف شديد.
من اون تذكر را ندادم كه شما عذر خواهي كنيد.
در ضمن از هركسي كه دوست داريد عذر خواهي كنيد چون بنده اصلا به دنبال شنيدن معذرت خواهي از شما نبودم.
موفق باشيد.
Bachehaye aziz...ba ham mehrban bashid.بیتا جون شما از آقای مهدی ناراحت نشو..ایشون مرد شریفی هستند و قصد ناارحتی شما رو نداشتند...آقای حمید عزیز...جاتون بسیار خالی بود اینجا و نبودنتون کاملا احساس میشد...چه خوب شد که اومدی...به گفته ی آقا مهدی: رئیس!
خوب می دونم چی واست بنویسم می دونم گوشم می دی پس جوجو یه کوچولو به حرفام خوب گوش کن: تازه دتری میری اول دبستان بیش از حد شوجا ای ولی خجالتی هستی کلی دوست خوب و بد پیدا می کنی تو با اون مهربونیایه بیش از حدت باعث افتخاره منی تا دوم راهنماییت همه ی زندگیت تموم میشه و نتیجه می گیری محشر بشی بین همه تک باشی بدون میشی اما فقط وفقط یه حرف بهت میزنم می دونم غودی و گوش نمی دی ولی بدون تو فقط باید بهش کمک کنی نه بیشتر فقط کمکش کن اما بهش دل نبند وگر نه مثل من الان دلت می گیره!!!
به اینام گوش ندی مهم نیست مهم اینه که بین خوبا بهترینی و راه تو پیدا می کنی بهت اعتقاد دارم اصلا دل ببند بزار چیزایی که یاد گرفتم بگیری فقط یه قول بده همیشه مهربون بمون! ادما بهت احتیاج دارن پس مهربون بمون با اشک بهت می گم بهت افتخار می کنم جوجو
ادامه بده تو می تونی!!!
آقای حمید عزیز بی نهایت به خاطر نبوغتون در مورد این ایده تشکر میکنم ولی من بیشتر دوست دارم نامه ای از 10 سال بعد به دستم برسه.به هر حال یه نامه به اون نوجوان 15 ساله ی احمق مینویسم.
سلام
امیدوارم میون بازی قارچخور و فرار از زندان یه وقتی برا خوندن این نامه داشته باشی.
ببین فقط بهت میگم تو ماه رمضونا زیاد خودتو اذیت نکن اگه تونستی 2 تا ناهار بخور
زیاد هم تو نکشیدن سیگار تعصب به خرج نده
.دیگه همون کارایی رو بکن که من کردم آفرین پسر خوب
نمیخواد زیاد مواظب خودت باشی.
خدا حافظ





ولی نامه خوبی بود.
موفق باشی.