انجمن شعر discussion

7 views
كارگاه شعر > شرر شوره زار / مهدی بهروزی

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Mehdi (new)

Mehdi | 192 comments شور شرور بختم
خسارت عظیم دوست داشتنت
که شانه های نحیفم
از شرر نگاه شورانگیز تو
شکستن شرم
تا شرمگینی نتوانستن من
از شوره زار قلب تو
قلب پر شوره ام
همه آدم ها شور می شوند
نمک سود
تلخ می شوند
شوکران
شیرین می شوند
قند
که مرگ عزم دلدادگی
که فریب تظاهرات غمگنانه
که استظهار به عشق
عشقه
صبر
مغیلان
تا بیابان، هم سنگ احتضار
مرگ جرعه جرعه زندگی
تنفس کم کم بی وزنی
اینجا همان آسمان هفتم زمین هفتم
شوره زار بی بدیل دلیل ها
استعاره شرر بار شرنگ تهمت ها
تهمت مضاعف رقصیدن
خوابیدن
شرمگاه شرمگین هم آغوشی
تو
او
قهقهه مستانه تغزل بر هم غلطیدن
آرمیدن
و شرری که به جانم می اندازی
شراره ای که می سوزانیم
و تو می غلطی
می لغزی
زیر و بالا می روی
من می سوزم
شعله می کشم
لهیب می زنم
و تو قلبت شوره زار
حتی
برای
او.


اصفهان
10/8/89


back to top