انجمن شعر discussion

26 views
مقالات و مباحث > بررسی بیتی از حافظ

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments به پیشنهاد مدیر ارجمند انجمن شعر، زین پس چنین نوشته هایی را نه در عنوان «پای توی کفش بزرگترها!» که هر یک را جداگانه منتشر می سازم. ‏


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments نه من سبو کش این دیر رند سوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه خاک سبوست

در بسیاری از نسخه ها بجای «خاک سبو»، «سنگ و سبو» آمده است. که از مهمترین آنها نسخه قزوینی و موزه دهلی است. من بر این باورم که حافظ در بسیاری از ابیاتی که نگاشته است، رد پایی از تفکرش در زمان خلق اثر برجای می گذارد. در کنار هم آوردن واژه «دیر» (به کسر د) و سبو، همان نشانیس است که به دنبال آن می گردیم.
خیام و پیروان مکتب فکری او، چنین نمادی را استفاده کرده اند و این بیت نیز چنین الگویی را دنبال می کند. این همان تفکری است که به آن دهری گری در دوران خلفای عباسی گفته می شد و اکنون با عنوان ماتریالیسم آن را می شناسیم؛ گردش طبیعت!
خیام رباعی مشخصی در این باره دارد:
جامی ست که عقل آفرین می زندش
سد بوسه ز مهر بر جبین می زندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش

دهر، جعل عربی دیر است و هم سنگ هستند. و دیگر شعری که می تواند ما را راهنمایی کند، رباعی زیر است:
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

و آنگه ز برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو

پس رد پای فکری حافظ کاملن مشخص است. حال باید به مصراع دوم پرداخت. آنچه مشخص می کند که «خاک سبو» درست تر است یا «سنگ و سبو» واژه کارخانه است که جز در یک مورد، در دیگر نسخه ها، به همان صورت «کارخانه» آمده است.
کار، جدا از معنای امروزی خود، معنای دیگری نیز داشته است که در ترکیب «کارزار» هنوز در ذهن پارسی زبانان باقی است. «کار» معنای جنگ می دهد. چون «کارنامه اردشیر بابکان» که معنای «جنگ نامه» می دهد. این معنی در قرن چهارم و پنجم بسیار مورد استفاده بوده است و نمونه های فراوانی را می توان در شاهنامه فردوسی یافت. اما این واژه به آرامی معنای جنگ را از دست می دهد و در مقابل مصدر عمل عربی قرار می گیرد.
کارخانه، ترکیبی نو از این واژه نسبت به معنای کهن آن است و به معنای مکانی است که تولیدی در آن صورت می گیرد. قدیمی ترین اشاره ای که به این واژه شده است به انوری و سنایی تعلق دارد که در زیر آمده است:
ای دریغا که در زمانهٔ ما
هزل آید به کارخانهٔ ما
(سنایی)

مشاعل فلکی را ز کارخانهٔ صنع
بهین و خوبترین رنگ و شکل فرمودست
(انوری)

پس واژه «کارخانه» نمی تواند به هیچ شکلی به معنای «جنگخانه» مربوط باشد. (آنچه که بعدها و در دوره قاجار به «قورخانه» و پس از آن به «زرادخانه» مشهور شده است. توضیح آنکه خود واژه قور در ترکی به معنای سنگلاخ است ولی در اینجا قور، مخفف قوران به معنای سلاح آمده. واژه ترکی - فارسی قورخانه از همان است و واژه ترکی قورچی نیز به معنای اسلحه دار (بان) نیز چنین است.)
نماد «سنگ و سبو» تضاد است. سنگ شکننده و دشمن سبوست. همچنان که گفتیم رد پایی از دهرگرایی خیام در این شعر دیده می شود. از خیام می خوانیم:
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
سرمست بدم که کردم این عیاشی
با من به زبان حال می‌گفت سبو
من چون تو بدم تو نیز چون من باشی

و یا از مولوی که می نویسد:

نیست زیان هیچ ز سنگ آب را
سنگ بلاها به سبو می‌رسد

تا به اینجا نیز یاز هر دو معنی قابل قبول است. جهان کارخانه است که آنچه می سازد متضاد است و یا همان ذرات گرداننده خیام؛ هر دو معنی قابل قبولی دارند. پس کمی به پیشتر باز می گردیم. حافظ درباره سرهای بسیار سخن می گوید که در کارخانه ای است. این کارخانه، بی شک باید کارگاه کوزه گری باشد. آنچه در کارگاه کوزه گری می سازند، کوزه است از خاک پیشینیان. چنانکه خیام می گوید:
در کارگه کوزه گری کردم رای
بر پله چرخ دیدم استاد به پای

میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای!

این نمادگرایی همه چیز را روشن می کند. پس در کارگاه کوزه گری نمی تواند خبری از سنگ باشد و آنچه هست، «خاک سبو» است.


Nader - نادر | 13 comments این دیر رند سوز
و خاک سبو!

بسیار بهره بردم، اشکان عزیز۰

پاینده باشی۰


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments سپاس فراوان نادر گرامی


message 5: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments سپاس به خاطر این همه تلاش
استفاده کردم


شاد بوت


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments سپاسگزارم پروا گرامی


back to top