انجمن شعر discussion

35 views
كارگاه شعر > بيراهه تازه

Comments Showing 1-11 of 11 (11 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ARAZ (last edited Aug 22, 2010 01:05AM) (new)

ARAZ (ARAAZ) | 65 comments جنان سرمست و حيرانم من امشب....(مولوي)



از پوشش سرد خود برون خواهم رفت
در بستر عطر و ارغنون خواهم رفت

گيسو گره بر شعله ني خواهم بست
مسموم وخراب و واژگون خواهم رفت

------------------------------
بيراهه تازه اي كران خواهم داد
عصيان نكرده اي نشان خواهم داد

لبريز تر از خروش در بند شده
افكار نهفته را امان خواهم داد
------------------------------
هشياري خلسه را فرا خواهم گفت
نمناكترين ترانه را خواهم گفت

نوشيني ريشه را ورق خواهم زد
گيرايي بنيان تو را خواهم گفت


message 2: by Mohammadali, Hasanloo (last edited Aug 24, 2010 02:39AM) (new)

Mohammadali Hasanloo (09354609059) | 145 comments Mod
ممنون آراز عزیز/
به امید خواندن بیشتر از شما


طيبه تيموري | 180 comments درود
به نظرم شروع کار با تسلط و مفهوم بالایی نسبت به پایانش بوده اگر این کارتان هم کار ناتمامی نباشد البته

آهنگ سریع شعر فرصت اندیشه به مفهوم را گرفت و همین شاید حسن این نوشته است که برای دوباره خوانی جذاب است


موفق باشید


message 4: by Hamed (new)

Hamed (tootia) | 105 comments درود

دست خودم نیست دوس دارم وقتی شعر موزونی رو میخونم مربو به حداقل دهه ی خودمون باشه!! نه زمان مولانا..

هرچند زمانی عاشق رباعیات مولانا بودم و میشه گفت یکی از منابع اصلی کتابهای شعرم بود

لطفن توجه کنیم که مخابان امروز ما چه زبانی و چه مضامینی رو بیشتر میپسندند

# # #

شاعر اونقدر درگیر رباعیات مولانا و سماعی سرودنش هست که کاملن از زمینه ی مفهوم دور افتاده ، ضعف تالیف میشه گفت در هر سه کار به چشم میخوره

# # #

در سه رباعی که میشه گفت فضایی جدا از هم دارند ، استفاده از ردیفهای همگون تو ذوق میزنه و زیاد جالب نمیاد

# # #

رباعی اول مصرع سومش انگار سکته داره

# # #

پیروز باشید..


message 5: by ARAZ (new)

ARAZ (ARAAZ) | 65 comments Mohammadali wrote: "ممنون آراز عزیز/
به امید خواندن بیشتر از شما"


ممنون از حضور شما


message 6: by ARAZ (new)

ARAZ (ARAAZ) | 65 comments Medad Rangi wrote: "درود
به نظرم شروع کار با تسلط و مفهوم بالایی نسبت به پایانش بوده اگر این کارتان هم کار ناتمامی نباشد البته

آهنگ سریع شعر فرصت اندیشه به مفهوم را گرفت و همین شاید حسن این نوشته است که برای دوباره خ..."


از ابراز لطف شما ممنونم

راستش شايد اون اشتياقي كه باعث ميشه يك نياز دروني به شكل شعر منعكس بشه تو مطلع بيشتر نمايان باشه ولي اين نبايد باعث افت در طول شعر بشه. تشكر از نقد شما


message 7: by ARAZ (new)

ARAZ (ARAAZ) | 65 comments Hamed wrote: "درود

دست خودم نیست دوس دارم وقتی شعر موزونی رو میخونم مربو به حداقل دهه ی خودمون باشه!! نه زمان مولانا..

هرچند زمانی عاشق رباعیات مولانا بودم و میشه گفت یکی از منابع اصلی کتابهای شعرم بود

لطفن ت..."


درود بر حامد عزيز

از وقتي كه گذاشتيد ممنونم.

شايد واژه هايي مثل "خراب" و "ني" مخاطب را به دورترها ببره ولي من فكر ميكنم زبان شعر _ عليرغم كلاسيك بودن_ امروزيست. احتمالا" گنجاندن اون مصرع مولانا كه الهام بخش من بود چنين برداشتي را ايجاد كرده

در رابطه با مفهوم در واقع "مرگ" از سه زاويه مختلف و يا از سه سطح مختلف گزارش شده كه نامگذاري سطوح را به عهده خواننده ميگذارم (واگر علاقمند بوديد بيان ميكنم)



راجع به مصرع سوم حق با شماست .در اصل ربجاي "بست" من كلمه "زد" را نوشته بودم نميدونم چرا يك دفعه عوضش كردم.

بخاطر ساير موارد از شما ممنونم.

بدرود
.


message 8: by Behzad (new)

Behzad | 19 comments 8


message 9: by Parva (last edited Jan 02, 2011 12:53AM) (new)

Parva Rostami | 499 comments من با اینکه زبان شعر قدیمی باشه مشکلی ندارم
واز شعرهایی به این زبان لذت میبرم

ولی حرف جناب آذری درسته شعر شما شعر معاصر نیست
هرچند من با این موضوع مشکلی ندارم

موفق باشید


message 10: by Mehdi (last edited Sep 18, 2010 03:53AM) (new)

Mehdi | 158 comments آراز جان سلام
من سروده قوي رو مي‌پسندم جدا از اينكه مربوط به چه زمانيست.سروده شما نيز حامل نكات قابل توجهي است.
اما در مورد رباعي اول چند نكته بنظرم رسيد كه با اجازت عرض مي‌كنم:
من مصرع دوم از بيت دوم"مسموم و خراب و واژگون"
رو نمي‌پسندم يكي به اين دليل كه ارتباط معنايي با مصرع قبلش نداره.
البته نمي‌گم كه شما مجبور به ايجاد ارتباط هستي اما از آنجا كه تشبيه بديعي به كار برده‌اي، منتظرم ببينم شاعر براي چي گيسو بر شعله گره زده.شايد اين: "گيسو گره بر شعله ني خواهم بست در آتش ليلي به جنون خواهم رفت"
و يا در مصرع اول تغيير ايجاد كرد. يعني اگر خراب و واژگوني بهتره مثلا قبلش "مي" خورده باشي. ميشه به واژگوني جام(كنايه از خالي شدن تا آخرين قطره) اشاره كرد.
دوم استفاده از كلمه "مسموم" رو بجا نمي‌بينم زيرا خرابي و واژگوني حاصل سرمستي و خوب حالي است ليكن كلمه مسموم معمولا به اين معاني بكار نمي‌آيد. شايد بشه با "مخمور" تعويضش كرد.

در مورد رباعي سوم:"نوشيني ريشه را ورق خواهم زد" بنظرم نوشيني ريشه قابليت ورق خوردن نداره."نوشيني ريشه را فرو خواهم خورد" يا "زبن خواهم كند" معنادار تره.
اين ها نظر شخصي بنده بود و براي اين مكتوب شد كه بگم شايد اگر من بودم بدين ترتيب عمل مي‌كردم،
اما جدا از اينها در مصرع آخر رباعي آخر، قافيه رعايت نشده"تو را" و "ترانه را"هر دو "را"با يك كاربرد به عنوان قافيه آورده شده‌اند.
ممنون از شعر زيبات


message 11: by Kaveh (new)

Kaveh | 72 comments شعر شما خیلی به هجو نزدیک میشه دوست عزیز
هیچ معنای یکتایی رو نمیشه درون پیدا کرد


back to top