انجمن شعر discussion

35 views
كارگاه شعر > کبوتر پرپر...حامد آذری پور

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Hamed (new)

Hamed (tootia) | 105 comments میدونم خیلی براش کمه ولی خب یکم خودمو آروم کرد:

موزون ترین هجای غزل ها! کبوتر است!
آری کبوتر است! صد افسوس پرپر است!

پـرپـر شدن نشــانه ی دلـدادگـی نبـود؟
امــا همین کبوتــر ِ دلداده دلبــر است!

من عـاشق ِ کبوتر و او عـاشق ِ من و..
این سلسله میــان ِ من و او مُدوّر است

گرمای زیر بال و پرش آرمیدنی ست
یک لحظه خواب در بغلش طعم ِ دیگر است!!

دریا، شکوفه، شبنم ِ تر، عطر یاس.. ؛ نه!!
دل بی قرار ِ آن پر و بــال ِ معطّر است

***

مـادر! همـان کبوتر ِ پـرپـر! بلـوغ ِ عشق!
عشقی که از شعور ِ غزل ها فراتر است!

بی شک کلید ِ هر در ِ قفلی دعای اوست
تقدیــر بــا اراده ی مـادر مقرّر است..!

نــازم شراب سینه ی مادر که بی شک از
صدها هزار خوشه ی انگور، خوش تر است

در سینــه ی زلال ِ خــدا آفــریــده شد
چون گوهری..!عصاره دریای اطهر است

من منکر ِ بهشت ِ خدا نیستم ، ولــی
اینجا بهشت گرمی ِ آغوش مادر است

***
ادراک ِ صوت ِ گریه ی نوزاد ِ کوچکت
تنها به تار ِ گوش ِ دل ِ تو میسر است

با لهجه ی تو لب به سخن باز کرده بود
حالا به عشق ِ نام ِ تو "مادر" سخنوَر است


message 2: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments جناب آذری جدا لذت بردم
مثل همیشه دلنشین بود
و بسیار زیبا
مخصوصا با این مضمونی که اینبارانتخاب کرده بودید


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments چرا مادرم پیر و پیرتر می شود، خدا؟
خاطرم زین جور دیرند جهان مکدر است!‏

بسیار زیبا بود


message 4: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 126 comments بسیار زیبا و دلنشین


message 5: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments جناب آذری شعر زیبایی بود

حرفهایی دارم ودوباره بر می گردم

شاد باشید


message 6: by Hamed (new)

Hamed (tootia) | 105 comments دوستان ممنون

منتظر نظراتتون مینشینم


message 7: by Parva (last edited Jul 29, 2010 04:51AM) (new)

Parva Rostami | 499 comments جناب آذری
ممنون از شعر زیباتون. وچه خوب که این بار شعر شما به نام کسی بودکه تمام وجودمون شرمسار محبتش هست.
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت

شب ها برِ گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت وپا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یکحرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

"ایرج میرزا"

راستش درباره شعرتون حرف دارم.شاید مقصر خودِ شما باشید که توقع مخاطب رو بالا بردید.بر اساس شعرهایی که تا به امروز از شما خوندم٬انتظار دارم وقتی اسم شما رو زیر شعری می بینم٬ اون شعر نه هم ردیف شعر های قبلی٬بلکه بالاتر و بهتر وشاید بشه گفت پخته تر باشه.

وقتی شاعری بر وزن عروضی مسلط میشه و در جایگاهی قرار می گیره که شاعر شعر رو کنترل میکنه ونه شعر شاعر رو٬انتظار میره شاعر شعر رو مثل موم توی دستهاش بگیره وحال وهوا رو اون طور بسازه که دوست داره.
شاید یک تازه کاردر جهتی پیش بره که شعر و وزن به اون تحمیل میکنن ولی من از کسی مثل شما چنین انتظاری ندارم.
قبل از صحبت روی تک تک بیت ها ٬بطور کلی باید بگم که من با قافیه ای که انتخاب کردید موافق نیستم.یعنی قافیه اون قدر ظرفیت نداره( از نظر زیبایی شناسی ) .کلماتی مثل :مُدوّر٬معطّر٬مقرّر٬اطهر٬میسر٬سخنوَر شاید در جایگاه دیگری از هر مصرع چنین حسی رو به وجود نمی آوردن ٬ولی در مقام قافیه شنیدن مداوم چنین کلماتی خوشایند نیست.شاید بهتر بود با توانایی وتسلطی که بر وزن داشتید قافیه دیگه ای انتخاب می کردید.
بحث دوم من درباره ی مطلع شعر شماست.
از اونجایی که شاید بشه گفت مطلع هر شعر مهم ترین قسمت یک شعر هست و می تونه مخاطب رو وادار به ادامه ویا رها کردن شعر کنه.وبازهم با توجه به شعر های قبلی شما ٬فکر می کنم این شعر مطلع خوبی نداره و منِ خواننده اگر از "حامد آذری" شناختی نداشتم ٬شاید بعد از خوندن بیت اول از ادامه دادن اون منصرف میشدم.پس فقط به اعتبار نام شاعر این شعر رو دنبال کردم.
همانطور که میدونید ٬شاعر موظفِ از فضا بهترین استفاده رو کنه.واضافه کردنِ کلمه ای به شعر با هدف پر کردن وزن انجام نگیره.از دید من در همون بیت اول٬ که مهم ترین قسمت شعر محسوب میشه٬این اتفاق افتاده.یعنی شاعر از تمام ظرفیت موجود استفاده نکرده.
و جمله ی "آری کبوتر است"با اینکه تاکیدی بر مصراع قبل است ولی کمکی به شعر نکرده ونه تنها به زیبایی شعر کمک نکرده بلکه به آن لطمه نیز زده .و شاعر می توانست به جای این جمله ی تکراری حرفهای تازه ای به مخاطب ارائه دهد.
در بیت دوم از دید من یا وابستگی معنایی بین دو مصراع وجود ندارد ویاآنقدر کمرنگ است که احساس نمیشود. مصراعِ :
"امــا همین کبوتــر ِ دلداده دلبــر است!" بسیار گنگ و نا مفهوم است٬ یعنی اگر این مصراع را پاسخی برای مصراع قبل بدانیم٬پاسخی ضعیف و نا مفهوم است. "اما" در ابتدای مصراع کمکی به بیان مفهوم نکرده.وتاثیری هم در زیبایی شعر نداشته .


بیت های بعدی از نظر وابستگی معنایی وروند مشکلی ندارند .هر چندانتظار بیشتر از اینها را داشتم.یعنی شعری با توصیفات وتشبیهاتی عمیق و متفاوت.شاید در کل شعر زیبایی باشه ولی نه برای شما.شاید اگر با دیدی غیر تخصصی به اون نگاه کنیم جایِ به به و چه چه و آفرین هم داشته باشه .ولی از شما انتظار میره از توصیفات بی پرده وقابل دسترس استفاده نکنید.در حالی شاعر وظیفه داره دنیای خودش رو متفاوت از دنیای دیگران بسازه.منظور این نیست که اینقدر نا مفهوم بگه که کسی متوجه حرفهاش نشه٬ ولی نباید برای بیان یک موضوع از دیدگاهی عادی استفاده کنه.در واقع باید زاویه دید خاص خودش رو خلق کنه(شاید بگید این کار دشواریه و هنوز همه ما در ابتدای راهیم)ولی اگر این شعر رو در کنار شعر های قبلی شما قرار بدیم٬ می بینیم که خبری از زاویه ی دید متفاوتی که در اون شعر ها وجود داره در این شعر نیست.پس من بر اساس شناختی صحبت می کنم که از خوندن شعر های قبلی شما بدست آوردم.و توقع دارم شعر های جدیدتون بهتر از شعر های قبلی باشه .

در بیت آخر٬شاید مشکل از نوع خوانشِ من باشه٬ولی به هر حال متوجه منظور شاعر در این بیت نمیشم.
"تو " در مصراع اول این بیت به مادر اشاره داره؟؟؟؟
"تو " در مصراع دوم این بیت به مخاطب اثر اشاره داره؟؟؟؟

خوشحال میشم توضیحاتتون رو بشنوم.

ببخشید اگر زیاده گویی کردم

موفق باشید


message 8: by Hamed (last edited Jul 28, 2010 01:11PM) (new)

Hamed (tootia) | 105 comments درود دوست گرامی

اولن سپاس از اینهمه دقتی که روی کار من داشتید..

نیاز میدونم مواردی رو متذکر بشم:

1_بحث قافیه: گرامی در این مورد با نظر شما موافق نیستم ، بنده در انتخاب این قافیه دقت کامل رو داشتم و برای توصیف "مادر" که خودش هم قافیه ی شعر میشه ابتدا با عنوان های کبوتر _ پرپر _ و ... شرو کردم، و شخصن ازین نوع قافیه خوشم میاد ،

ولی امکان داره بعضی قوافی آنچنان که باید محکم ننشسته باشند که اینم جای تامل داره

2_بحث مطلع شعر: توضیح اینکه اینکار با هدفی که دنبال میکردم در فصل اولش تنها داره در ذهن مخاطب سوال ایجاد میکنه، مطلع این شعر کاملن مبهم سروده شده که مخاطب رو با سوال مواجه میکنه که منظور شعر چه کسی هست که به کبوتر و در مصرع بعدی به پرپر بودنش تاکید شده، و همین موضوع بنظر شخص من در جذب هر مخاطبی برای ادامه ی کار نقش مهمی خواهد داشت


ببینید مطلع یکی از کارهای زنده یاد "نجمه زارع" رو :

یک سرنوشت سه حرفی؛ خالی ست در کنج جدول
فکر مرا کرده مشغول این راز از روز اول

حالا ذهن مخاطب میره به این کلمه ی سه حرفی جدول...؟!
تا آخر شعر در مقطع میگه :

من می روم تا پس از این ،آماده ي مرگ باشم
ها!! راستی «مرگ» دیگر ، حل شد معمای جدول


3_دوست من دقت کن! بیت اول اشاره به پرپر شدن داره ، مصرع اول بیت دوم اشاره به اینکه پرپر شدن شرح حال یک دلداده است... اما..اما...اما.. تفاوت این کبوتر دلداده ی پرپر با دیگران اینه که خود نیز در عین دلداده بودن دلبر است،

این ضد نقیض بودن ماجرای این بیت نشان از زیبایی هاش بوده،

چطور میشه ارتباطی وجود نداشته باشه در حالی شاعر ازمصرع دوم بیت اول طرح ریزی ِ این بیت رو هم داشته؟؟؟

3_ابتدا به بیت آخر میرم، گرامی کاملن واضحه هر دو "تو" اشاره به مادر داره، باز هم همین بیت رو میارم قشنگ بخونش :

با لهجه ی تو لب به سخن باز کرده بود

منظور نوزاد کوچکت_که در بیت قبلی وارد عرصه شده_ با لهجه ی تو_منظور مادر_ لب به سخن باز کرده


حالا به عشق ِ نام ِ تو "مادر" سخنوَر است

نام ِ تو مادر... قشنگ "مادر" رو مخاطب قرار میده


===========================

کلیات: گرامی تا حدودی با گفته های شما موافقم !
این اولین تجربه ی من در وصف و مدح چنین موجودی بود ، شاید به جرات بشه گفت "شعری که با مضمون مادر سروده میشه همپایه با اشعاری هست که در مدح و شرح حال ائمه سروده شده" بنده تا حالا شعر محکمی برای ائمه "نتونستم" بگم!!! ....دور از حضور جمع...کار هر بز نیست خرمن کوفتن....گاو نر میخواهد و مرد کهن...!!!!

حتی شعر با مضمون "مادر" کار راحتی نیست و قبول دارم سروده من هرگز لایق و در شان نام "مادر" نبوده و نیست، تنها عرض ارادتی بیش نبود

###

تاکید بر کارهای قبلی من نظر لطف شخص شماست ، اما باید قبول کرد هر کاری فضا و فرم مخصوص به خودش رو داره

باز هم ممنون از حسن توجهتون


message 9: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments جناب آذری
راستش پاسخ های شما رو خوندم ولی قانع نشدم
در حال حاضر در شرایطی نیستم که دلایلم رو بنویسم
ولی در اولین فرصت برای ادامه بحث بر می گردم

موفق باشید


message 10: by Hamed (last edited Jul 29, 2010 01:05AM) (new)

Hamed (tootia) | 105 comments من برای قانع کردن کسی چیزی ننوشتم! تنها آنچه این کار مینمود را در حیطه ی ابهام شما شرح دادم، در هر نگاه باز هم منتظر هر نقد و پیشنهادی هستم.

سپاس


back to top