انجمن شعر discussion

16 views
كارگاه شعر > دیو سیاهی ها

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

Mohammad sadegh yarhamidi (yarhamidi) | 13 comments عزیز من گریه نکن
خورشید دوباره در میاد
غم ها میرن
پستچی میاد در میزنه
نامه ی خوش خبر میاد

دوباره ابرای سپید
دوباره بوی گل یاس
عزیز من گریه نکن
خوشبختی تو دستای ماس

گریه نکن عزیز من

لشکر روشنی میاد
می جنگه با سیاهیا
دوباره باز دریا میشه
تنگ کوچیک ماهیا

دوباره باز ما می تونیم
یک دل سیر خنده کنیم
برقصیم و دست بزنیم
غصه رو شرمنده کنیم

گریه نکن عزیز من
خورشید دوباره در میاد
بابا با قصه های خوب
دوباره از سفر میاد
...

گریه دیگه نمی کنی
عزیز من رفتی تو خواب
من موندم و تنهایی و
هزار سوال بی جواب

حقیقتی ست که روحمُ
داره به آتیش می کشه
باور اینکه می دونم
این شبا فردا نمیشه


من و همین تنهاییا
من و همین سیاهیا
من و همین تنگ کوچیک ماهیا
من و همین دیو سیاه بی حیا
من و همین بختک شب
من و همین شب پره ها
خوب می دونیم
که مرده خیلی وقت پیشا
خورشید میون دره ها

محمد صادق یارحمیدی
بهمن 88


message 2: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 126 comments خیلی خوب بود
بابا با قصه های خوب
دوباره از سفر میاد
آرزوهایی که به یاس تبدیل شدند و ما این یاس رو در قالب آرزو تقدیم به نسل بعدی میکنیم همونطور که نسل پیشین به ما
بیرحمانه ترین تکرار


message 3: by Parva (last edited May 30, 2010 07:59AM) (new)

Parva Rostami | 499 comments محمد صادق عزیز فکر میکنم اولین نوشته ای باشه که از شما می خونم

خیلی قشنگ بود
یا بهتره بگم ترانه زیبایی بود.من که حسابی لذت بردم
شاید یه روزی به جای لالایی بخونمش


فقط یه نکته:شاید اگر اسم شاعر زیر شعر نبود من فکر می کردم یک خانم این شعر رو نوشته و نه یه آقا.چون کل شعر درد دل یه مادر هست که انتظار پدر فرزندش رو می کشه ونمی دونم چطور میشه اینطوری سرود


البته من این حرف رو در باره شعر شما نمی زنم این یه مسئله هست که من مدت هاست با اون در گیرم ونمونه بارزش شعر "مصطفی رحماندوست" که از نظر من این موضوع بیش از حد در اون پر رنگ هست



تو بابا می شدی در بازی و من
خانم خانه

چه بابایی!
چه مامانی!
چه فرزندان خوبی
ناز
دردانه!

تو رفتی !
بازی ما بی پدر شد
بچه ها رفتند
تمام شادمانی ها ورقص و خنده ها رفتند.
تو رفتی
مانده بر جا خانه سردی.
وحالا
کاش برگردی


البته این شعر برای گروه سنی "د"هست وقصد من فقط مقایسه دیدگاه در دوشعر بود


همیشه دلم می خواد این سوال رو از آقای رحماندوست بپرسم

واینجا همین سوال رو از شما می پرسم:که چه طور میشه از دید کس دیگری با این همه احساس حرف زد؟

هدفم از بیان این حرف ها این نبود که بگم شعر شما بد هست
برعکس می خوام بدونم چطور میشه شعری رو با این همه احساس از زبان دیگری سرود؟

به هر حال من که حسابی لذت بردم


شاد باشید


message 4: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments مثل اینکه دومین شعری بوده که از شما خوندم

;D


message 5: by Babak (new)

Babak Kamkar | 305 comments jvhki o,fd f,n/
ترانه خوبی بود


طیبه تیموری | 180 comments محمد صادق گرامی
ترانه ات تا جائیکه کودک به خواب نرفته بود عالی بود
پر از امید و حرف


توی ترانه ها با خودمان روراست نشویم بهتر است
به عنوان یک نویسنده حواسمان به روح حساس و تشنه مخاطبانمان باید باشد


message 7: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 155 comments مثل بابك ميگم ترانه خوبي بود
:)


back to top