انجمن شعر discussion

25 views
كارگاه شعر > فرشته ی الهام....حامد آذری

Comments Showing 1-14 of 14 (14 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Hamed (new)

Hamed (tootia) | 105 comments در استقبال از مطلع ِ " از شعرها فرشته ی الهام ِ من پرید "

:

بغضی گلو درید و به چشم ِ ترم رسید
اشکی بـه روی ِ دفتر ِ دلواپسی چکید

اشکی به رنگ ِ سرخی ِ خورشید در شفق
شـاید شبیه ِ اشک ِ نگــاهی کـه دل بُرید

یک قطره در کمال ِ تعجّب زبان گشود!
باور کنید ! زمزمه اش را دلم شنید..

_ من از تبار ِ سینه ی تنگی چکیده ام
از سینه ای شکسته که بد جور می تپید

من بی کسم! همیشه پر از درد بوده ام
آقا شما هم از همه دورید و بی کسید؟!

آیــا شریک ِ محنت و همسایه ی ِ غمید؟

این را که گفت ، آه ِ غریبــانه ای کشید..

[ :]

گفتم : اگر چه قطره ی اشکی نبوده ام
امـّا همیشه از غم و محنت سـروده ام

هـر چند گرد ِ گونـه ی مردم نشُسته ام
شعرم..!غبار و کینه ی دلها که شسته ام

گیرم کـه روی دامن ِ مردم چـکیده ای
امّـا شکست و حالت ِ بغضی ندیده ای!!

وقتی که سینه ای پر ِ هِق هِق شود ولی
هرگز به رو نیـاورد از ترس ِ بـی دلی..

آری ، اگر چه کـاســه ی لبریز ِ از غمی
شــاید برای لحظــه ی تنهـــایی ام کـمی..؛

امـّـا بـدان کـه قطــره ی اشــک ِ دل ِ منی
جاری به روی گونه ی چون سـاحل ِ منی

من اشــک را شبیـه ِ صدف پرورانده ام
هر شب به روی دفتر ِ شعرم چکانده ام

حــالا تو هم بـه جــان ِ ورق هـــا نفوذ کن
این شعر را پر از گله ها..غرق ِ سوز کن..

[ :]

«اشکم» همان فرشته ی الهـام ِ شعر ِ من
خون در رگ ِ غزل شد و از خاطرم پرید

88/6/27_حامد آذری




message 2: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments خوندمش
دوبار
ولی فکر کنم بازم باید بخونمش
شما واقعا لغات و خوب می شناسید
خوش به سعادتتون
این برای شاعر یه نعمته


message 3: by Hamed (last edited Jan 03, 2010 03:10AM) (new)

Hamed (tootia) | 105 comments سپاس

البته لفظ شاعر برا شخص من خیلی بزرگه ، من فقط دوست دار ادبیات و عاشق شعرم

منتظرم بازم بخونیدش و هر نظری داشتید ارائه بدید


message 4: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments سلام قول داده بودم وقت بذارم بخونمش و نظرم را دقیق بگویم
احساس می کنم این بیت در مصرع دوم سکته داره
شاید مشکل وزن عروضی نداشته باشه
ولی اگه می تونید برام توضیح بدید چطور خونده می شه
ممنون می شم

امـّـا بـدان کـه قطــره ی اشــک ِ دل ِ منی
جاری به روی گونه ی چون سـاحل ِ منی


بعد یه مطلب دیگه میشه به من بگید دقیقا این گفتگوی درون شعرتون بین چه کسی رد و بدل می شه




message 5: by Hamed (new)

Hamed (tootia) | 105 comments درود دوست عزیز

اولن باز هم سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین برا خوندن کار

ولی! ثانین! عجیب ناراحتم که چرا دو طرف این مناظره رو تشخیص ندادین در حالی که این کار بدون این تشخیص خوندنش هیچ ارزشی نداره .. همیشه در چنین مواقعی باید گفت : "متاسفم که نتونستم بخوبی حرف رو منتقل کنم" ولی واقعا در ادای این جمله شک دارم چون واضح تر ازین نمیشد

توضیح: بیت چهارم با خط تیره ای شرو میشه ، و این یعنی نقل قول از شخصی.. در این کار به "اشک" جان داده شده و نقل قول یا همون درد دل این قطره اشک رو میشنوید،سپس با تغییر قالب شعر از غزل به مثنوی جوابیه ی نویسنده رو میشنوید در قبال درد دلهای اشکش..

واقعا این قابل تشخیص نبود؟

و اما بیت «امـّـا بـدان کـه قطــره ی اشــک ِ دل ِ منی
جاری به روی گونه ی چون سـاحل ِ منی»

نمیدونم ! باید دوستان نظر بدن ولی جالبه بدونید در نقدی که ازینکار صورت گرفت اتفاقا این بیت به عنوان برجسته ترین بیت انتخاب شده بود

من قصد جسارت به نظر دوستان رو ندارم و مشتاق بودم نظرات زیادی راجع به این کار و البته بقیه ی کارام بشنوم ولی متاسفانه انگار این گروه محدود به افراد خاصی شده و ازین بابت واقعا متاسفم


message 6: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments آقای آذری جسارت بنده رو ببخشید
من در خوندن شعر تبحرم بیشتر از نوشتنه
اینجا هم متوجه شدم فقط چون یک لحظه سوالی پیش اومد
خوالستم مطمئن شوم
البته درمورد این جور کارها رو در رو بحث کردن واقعا
مفید فایده تره
و اما در مورد اون بیت من با خوندن مصرع دومش مشکل دارم
شاید من ضعف دارم در خوانش شعر
باز هم سعی می کنم تمرینم و بیشتر کنم
ممنون که با حوصله جوابم و دادید



♥ღ  AIDA  ღ♥ Rodkouli (aiiyiida) | 52 comments شعر جالبی بود


message 8: by Mahan (new)

Mahan | 121 comments
سر كار خانم نازنين

با سلام

يكي از راههاي رسيدن به شعر، خوندن شعرهاي ديگرانه اينجوري با لغات و اصطلاحات مختلف آشنا مي شيد در ضمن با زبانهاي شعري مختلف
البته بستگي داره چطور بخونين
اما شما كه به گفته خودتون در خوندن شعر تجربه زيادي دارين لطفن يكبار ديگه اون بيت و بخونين
من هم با نظر سحر خانوم موافقم
ايرادي تو بيت ذكر شده نديدم
به هر حال موفق باشيد


message 9: by Mohsen (new)

Mohsen Rajabi | 26 comments شعر قشنگ و روانی بود. اشکالی هم که گفته شده بود توی بیت ها هست رو یا من متوجه نشدم یا اصلا اشکالی نیست. به هر حال، به شاعرش تبریک می گم
به نظر من این بیت بهترین بیت شعر بود:
هـر چند گرد ِ گونـه ی مردم نشُسته ام
شعرم..!غبار و کینه ی دلها که شسته ام


message 10: by Nazanin1987 (last edited Jan 05, 2010 09:19AM) (new)

Nazanin1987 | 176 comments آقای آذری
سحر خانوم و آقای علیرضا
من جدا شرمندم
به نظر میاد مشکل من باعث ایجاد ناراحتی در دوستان شده
به هر حال قصد من رفع مشکل خودم بود نه گرفتن اشکال از شعر اقای آذری
چون اصلا خودم را در این حد نمی بینم
.
.
قلمتان سبز و پایدار
جناب آذری


message 11: by Hamed (last edited Jan 06, 2010 08:48AM) (new)

Hamed (tootia) | 105 comments درود

باز هم از دوستانی که محبت کردن نظرشون رو دادن سپاس گذاری میکنم

و اما دوست عزیز نازنین خانوم ، اصلن ! باور کنید ذره ای ناراحتی در من بوجود نیامده ، اینجا کار نمیذارم جز برای نقد و نظر گزقتن از دوستان،بذارید راحتتون کنم با این جمله "من هر نظر و نقد و پیشنهادی رو گدایی میکنم " ناراحتی من نه از شخص شما که از گروهی بود که صرفا اینجا جمع شدند تا فقط با رو در بایستی به شعر همدیگه بگن " عالی بود،قشنگه،فلانه .." اینها هر چند نشان از توجه اعضا داره ولی دردی رو از کسی دوا نمیکنه

اگه لحن صحبت من شما و دیگر دوستان رو آزرده خاطر کرده دو صد باره معذرت میخوام


بدرود


message 12: by Shr (new)

Shr | 55 comments دوست عزیز نازنین خانم!بنده تنها از روی کنجکاوی پرسیدم
اگه این سوال باعث دل آزردگی شده عذر خواهی میکنم
اما ای کاش به قول آقای حامد در رودربایسی به اشعار هم نگاه نمیکردیم

موفق باشید


message 13: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments دوستان من از هیچ کس ناراحتی به دل ندارم
دوست داشتم فقط از گفتن به به و چه چه خودداری کرده باشم
و در این زمینه به معلومات خودم هم اضافه شده باشد
امدوارم همتون شاد و خوش و خرم باشید


message 14: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments شعر زیبایی بود.آفرین

ولی دوستان مشکل اینه که ما هنوز روش نقد کردن وپاسخ دادن به نقد رو یاد نگرفتیم

خودم رو از این موضوع جدا نمیکنم

میترسیم نقد کنیم چون میترسیم کسی دلگیر شه.به این فکر نمیکنیم شاید مشکل از لحن ماست نه نفس عمل نقد کردن.پس بجای اصلاح لحنمان .نقد را حذف میکنیم.به عبارتی صورت مساله را پاک میکنیم

ودر مقابل تحمل شنیدن نقد رو هم نداریم وزود گر میگیریم انگار دنیا به آخر رسیده

ومهم تر ازهمه اطلاعات کافی برای نقد نداریم



باز تاکید میکنم در همه این موارد خودم هم جزو کسانی بودم که این ایرادات بر آنها وارد است



موفق باشید


back to top