انجمن شعر discussion
شعر و شاعر
>
شعر سنگسار تقدیم همه قربانیان عشق
date
newest »
newest »
از لحاظ ِ شعری باید روی اوزان و نوع ِ بیان بیشتر کار می کردید و به نظرم نیاز بود برای چنین موضوعی تا جایی که می شود شعر ِ سنگین و با صلابتی گفته می شد تا بتواند قبح ِ این عمل را توی چشم بزند
آنگاه برای بودنتقضاوت می کنند در گور های جاهلی
و با سنگی که
به اندازه ی قلب خداست
سرت را می کوبند
یادت باشد کار تمام است
وقتی تو دوست داشته باشی
زیر درخت کاج....(بابک)
شعر قشنگی بود
هر چند ذکر درد
سبز باشی



سنگ سنگ سنگ
هفت سنگ...هفتاد سنگ
مرغی عشقی دیروز از قفس پرید
صبح بود یا شب زمان از دستم پرید
گرگ و میش بود آن صبح
مه آلود ترین صبح شهر خاکستری من
سنگی فرود آمد
آه سنگی دگر بر فرق زن
دو سه سنگ دگر بیراهه رفت اینبار
شاید از شرم نگاه عاشق بود
حی علی عشق.....
سنگ پشت سنگ
حی علی ننگ...
زنی خفته در خون
قامتی تنیده از ننگ
بگذار گیسوانت سرخ گردنند
باز سنگ بود در پی سنگ
نوعروس مرگ نو عروس ننگ
هی دست و پا نزن بانوی غم
تگرگ بود و سنگ
معکوس میزند انسانیت ما
خون میدود روی لبت
لبی اکنده از عشق و هوس
سنگت زنند بانو
به حکم عشقی ممنوع
تنها گناهش عشق بود
سنگ بود و ننگ
ننگ بود و سنگ شما
کشیتید زنی را به جرم ننگ
کشتید مادری را به جرم عشق
صدای اذان میاد اما
خدای با تو قهر است ای سنگ زن