Dandelion - قاصدک discussion

109 views
شعروترانه > کوچه - حضرت استاد فریدون مشیری

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم :‌
"
حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟‌
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: "
تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!



message 2: by Nasrin (new)

Nasrin | 12 comments فکرنکنم کسی باشه که این شعرودوست نداشته باشه مرسی ازانتخابتون.


message 3: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 131 comments تو که امروز نگاهت به نگاهی
نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
.
.
.
با تو گفتم
حذر از عشق
ندانم
سفر از پیشتو هرگز
نتوانم
.
.
.
اینا همه اش برای من دنیایی است
مرسی از انتخابتون


message 4: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 268 comments يكي از معدود شعرهايي هست كه كلش رو توي اين حافظه ي ضعيفش نگه داشتم و حفظم



message 5: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
بله. همه ی ما هفتاد میلیون نفر خوشبختیم که این شعر را از ایشان به ارث برده ایم. چرا که حضرت استاد در غنای کلام، سنت را دارد ولی لحن و کلام را از نیما یادگار گرفته است و اینچنین تمام اشعارش در حافظه ی عامه مردم مانند ترانه جاری و ساری است و واقعا شاعر کوچه های ایران هستند...


(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments بی تو طوفانزدۀ دشت جنونم

سیل افتاده به خونم

تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم

دگر از پای نشستم

گوییا زلزله آمد

گوییا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همۀ شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

بر نخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من؟

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟؟

نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم
...!!!*!

هما میر افشار
در جواب شعر کوچه ی فریدون مشیری


message 7: by faranak (new)

faranak | 36 comments دوستـــــي مي گفـــت شعر كوچه ات
همچنــــان روشنــــــگر دلهاي ماست

گفتمش از كوچه ديـــــــگر دم مزن
زانكه شهر از شور و از شادي جداست

نيك بنـــگر هر طرف در هر گـــذر
نام خون آلـــوده اي بر كوچه هاست

زنده ياد شادروان فريدون مشيري


message 8: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments چون در خانه ببستم

گوییا خانه فرو ریخت سر من


در شعر دوم به نظر من این دو خط با وزن کلّی ناهمگن بود؛ گرچه هر دو شعر خیلی زیبا بودند، ولی شعر دوم به نوعی نزول پیدا می کند و حال و هوای شعر مشیری را حفظ نمی کند.

یک سؤال هم از محضرتان داشتم: چرا این همه فریدون مشیری را یک دفعه تحویل گرفتید؟ البته منظورم این نیست که ایشان استاد نیست، ولی راستش را بخواهید تا به حال « حضرت ِ استاد فریدون ِ مشیری » نشنیده بودم


message 9: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
مهیار عزیز حضرت استاد فریدون مشیری چون همه حضرات دیگر پیروی نیما شاعری است که شعرهایش با خون و پوست (و نه زندگی تنها) ایرانیان پیوند خوردهاست..شاعر استاد که هنگامی که دیگر شعرا در مورد او صحبت می کنند در مقابل کلام روان و عمق فراوان شعرهایش سر تعظیم فرو می آورند چونانکه استاد عزل معاصر محمد علی بهمنی در جمعی ایشان را حضرت استاد خطاب کردند و کمی بی انصافی است " چرا این همه فریدون مشیری را یک دفعه تحویل گرفتید؟" .
حضرت نیازی به تحویل گرفتن ما ندارد و این القاب تنها کوچکی من(ما؟) در مقابل این بلند مرتبه استاد را نشان می دهد. همین.


message 10: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments شاید هم من به واژه ی « استاد » حساسیّت ( آلرژی ) دارم


back to top