بهترین کتابی که خواندم discussion

1477 views
پیشنهاد برای مطالعه..

Comments Showing 1-50 of 71 (71 new)    post a comment »
« previous 1

message 1: by ali (new)

ali (alizarebin) | 5 comments سلام دوستان، وقت بخیر

..کتاب معرفی کنید،
و در صورت امکان کَمی توضیحات در ارتباط با محتوا بیان کنید. (به غیر از رمان های عشقی-ایرانی )

با تشکر


message 2: by Niuosha (new)

Niuosha (mlleverte) اين روز ها دارم يك كتاب به نام سيم ها جادويى فرانكى پرستو مى خونم .داستان در مورد يك گيتاريست معروف كه از زبان موسيقى تعريف ميشه.
نويسنده ش ميچ آلبوم نويسنده ى كتاب سه شنبه ها با مورى و نشرى كه اين اثر رو منتشر كرده ،هيرمند مى باشد .


من كه لحظه هاى شيرينى با اين كتاب تجربه كردم اميدوارم شما هم از اين داستان لذت ببرين


Mohammad Sadegh Rafizadeh (rafizadeh) | 3 comments در حال حاضر دارم نامه های احمد شاملو به آیدا رو می خونم، خیلی عالیه، نامه ها عاشقانست، ولی عشق شاملو کجا و عشق ما کجا. توصیف های بسیار زیبا و دل انگیزی داره که آدم و با خودش به درون نامه ها میبره و حقیقت یک عشق واقعی و به شما نشون میده، حتما بخونید


message 4: by ali (new)

ali (alizarebin) | 5 comments تشکر از دوستان ،


message 5: by [deleted user] (new)

من "در تنگ" آندره ژید رو پیشنهاد میکنم، یه رمان عرفانی فلسفی بسیار زیبا. به نظرم تمام داستان کتاب در این مصرع از غزل حافظ خلاصه میشه:
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است


message 6: by ali (new)

ali (alizarebin) | 5 comments تشکر، حتما ..
بعله نویسنده برجسته ای هست


message 7: by Niuosha (new)

Niuosha (mlleverte) تصرف عدوانى -لنا اندرشون

داستانى درباره عشق

قلم و ترجمه ى فوق العاده اين كتاب تازه ترجمه شده از دستش ندين


message 8: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر بخاطر جنسیت و زن بودنش مورد سرزنش قرار میگیره ولی با این حال تمام تلاشش را انجام میده تا به عنوان یک نویسنده زن کتابش را به اتمام برسونه .
.وموضوع کتابش هم در رابطه با زندگی گذشتش و اتفاق های عجیبی که براش افتاده است
البته من این کتاب رو به صورت کتاب صوتی دارم گوش میدم و برای من جذاب است
موفق و پیروز باشید.


message 9: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments دوستان و عزیزانی که نتوانستند این کتاب را تهیه کنند بنده فایل صوتی این کتاب را در اختیار کسانی که متقاضی باشند قرار میدهم . یا حق


message 10: by مهتاب (new)

مهتاب | 3 comments کتابای زیادی خوندم همه هم از اثار برتر جهان یه اقای بود تو شیراز کتابفروشی ققنوس رو اداره میکرد تو خیابون رودکی اما متاسفانه مشتر ی نداشت و ورشکست شد اما اون بود که من و با دنیای کتای اشنا کرد و هر بار که میرفتم یه عالمه کتاب درجهه یک به من پیشنهاد میکرد اما گلچینی از اونا به این قرار اس
.


message 11: by مهتاب (new)

مهتاب | 3 comments کیمیاگر .یازده دقیقه.رستاخیز.خاطرات سگی در نیمه شب. دختر سروان.هزار و یک شب دختر لر.نامه ای از دیروز.گوژپشت نتردام.گلهای افتابگردان.بلندی های بادگیر.اما.پیرمرد و دریا.سفید دندان .مروارید.الیور تویست..دیوید کاپرفیلد.ارزوهای بزرگ.


message 12: by مهتاب (new)

مهتاب | 3 comments صد سال تنهایی.کوری.وقتی نیچه گریست....
کتبهای بزرگی هستند اما از دیدگاه من خسته کننده و بدون کشش......البته به خاطر اعتباری که دارند ادم و ناگزیر میکنه که تا اخرش بخونید....


message 13: by Azadeh (new)

Azadeh Nrz | 2 comments مهتاب wrote: "کیمیاگر .یازده دقیقه.رستاخیز.خاطرات سگی در نیمه شب. دختر سروان.هزار و یک شب دختر لر.نامه ای از دیروز.گوژپشت نتردام.گلهای افتابگردان.بلندی های بادگیر.اما.پیرمرد و دریا.سفید دندان .مروارید.الیور تویس..."
من کوری رو خیلی دوست میدارم


message 14: by Azadeh (new)

Azadeh Nrz | 2 comments بهترین کتابی که خوندم تاحالا "کوری " و بعدش" دزیره" بوده


message 15: by Niuosha (new)

Niuosha (mlleverte) پرونده ى هرى كبر از اون كتاباى ششصد صفحه اى ولى جذاب!!!

متاسفم برا خودم نمى تونم بشينم سرش تمومش كنم.واقعا جذابه.


message 16: by Sarah_ngv (new)

Sarah_ngv | 2 comments تو کتاب "میرا" با یه جامعه ای آشنا میشید که دیوار خانه هاش شیشه ایه و مامورای تو دشت همیشه کنترلت میکنن، حتی مالکیت بدنتو نداری و اگه رفتار متفاوتی داشته باشی میبرنت "خانه اصلاح" اونجا رو صورتت نقاب میذارن و وای از اون خنده ی جاودانی که رو صورتت حک میکنن.
ادبیات خاصه دیگه. بخونیدش
نویسندش هم کریستوفر فرانک


message 17: by Soheil (new)

Soheil Ghahremani (gonzaless) | 1 comments در جستجوی زمان از دست رفته
کلیدر


message 18: by Rahil (new)

Rahil | 1 comments سلام و درود
میتونید کتاب هایی در مورد رفتار با نوجوانان به من معرفی کنید..و نفوذ کردن در شخصیت آنها...
و همینطور کتابی هایی در مورد فنون رفتاری و کلامی در روابط

اگر قبلا با اینجور کتاب ها برخورد کرده اید لطفا بهم بگید
سپاس


message 19: by Hasti (new)

Hasti | 1 comments درود بردوستان عزیز
یکی از بهترین کتاب هایی که در ژانر جنایی تا به حال خوندم,کتاب آوای فاخته هستش.(the cuckoo's calling)
داستان درباره ی کاراگاهی هست که طبق درخواست مراجعش باید پرونده ی خودکشی مدل مشهوری رو بررسی کنه که مراجعش(برادر ناتنی مقتول)فکر میکنه که خواهر ناتنی اش به قتل رسیده و خودکشی نکرده.پایان داستان به شکل عجیبی غیرقابل پیش بینیه.
نویسنده این داستان جی کی رولینگ هست که داستانو با نام مستعار رابرت گالبریت به چاپ رسونده.


message 20: by محمد رضا (new)

محمد رضا صادقی | 4 comments سلام
برای داستان‌خوانی در یک گروه، لطفا پیشنهادکتاب بدهید.
داستان ترجیحا زیر 250 صفحه، مناسب برای مطالعه در یک ماه.
ایرانی یا خارجی بودن اولویت ندارد.
اکثریت گروه، خانم و با سابقۀ کم مطالعاتی هستند، بنا بر این کتاب نباید خیلی سنگین باشد.

تشکر


message 21: by Elham (new)

Elham | 1 comments M.R.Sadeghi wrote: "سلام
برای داستان‌خوانی در یک گروه، لطفا پیشنهادکتاب بدهید.
داستان ترجیحا زیر 250 صفحه، مناسب برای مطالعه در یک ماه.
ایرانی یا خارجی بودن اولویت ندارد.
اکثریت گروه، خانم و با سابقۀ کم مطالعاتی هست..."


با سلام
کتاب جنس ضعیف نوشته اوریانا فالاچی رو پیشنهاد می کنم


message 22: by محمد رضا (new)

محمد رضا صادقی | 4 comments تشکراز شما

لطفا تعداد بیشتری معرفی بفرمایید. چیزی در حدود ده کتاب مورد نیاز است فعلا

با سپاس


message 23: by محمد رضا (new)

محمد رضا صادقی | 4 comments تشکراز شما

لطفا تعداد بیشتری معرفی بفرمایید. چیزی در حدود ده کتاب مورد نیاز است فعلا

با سپاس

ببخشید من این را ظاهرا به اشتباه در گروه پاسخ دادم.


message 24: by Mahdi (new)

Mahdi Lotfabadi (mahdilotfabadi) | 2 comments M.R.Sadeghi wrote: "سلام
برای داستان‌خوانی در یک گروه، لطفا پیشنهادکتاب بدهید.
داستان ترجیحا زیر 250 صفحه، مناسب برای مطالعه در یک ماه.
ایرانی یا خارجی بودن اولویت ندارد.
اکثریت گروه، خانم و با سابقۀ کم مطالعاتی هست..."


از داستان‌های ایرانی می‌تونید شازده احتجاب، سووشون، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، سرخی تو از من رو انتخاب کنید
از خارجی‌ها هم عقاید یک دقلک، خداحافظی گری کوپر، سلاخ‌خانه شماره پنج، خیابان بوتیک‌های خاموش، ترجیع گرسنگی رو می‌تونید انتخاب کنید


message 25: by محمد رضا (new)

محمد رضا صادقی | 4 comments M.R.Sadeghi wrote: "تشکراز شما

لطفا تعداد بیشتری معرفی بفرمایید. چیزی در حدود ده کتاب مورد نیاز است فعلا

با سپاس

ببخشید من این را ظاهرا به اشتباه در گروه پاسخ دادم."


بسیار متشکرم از شما


message 26: by هادی (new)

هادی امینی به تازگی کتاب گور به گور اثر فاکنر با ترجمه عالی از نجف دریابندری رو خوندم. یکی از بهترینها بود.
داستان معمولی یک خانواده روستایی در آمریکای سالهای بین دو جنگ بزرگ. روانپریشی ها، افکار، رفتار عجیب و تعاملات خاص خانواده با خود و دیگران در جامعه.
برای کسانی که از پیچیده بودن یک داستان معمولی لذت میبرند انتخاب خوبیه.
در یک پنجم اول خیلی سخت متوجه روابط میشوید تا کم کم شخصیتها کامل معرفی میشوند و روابط مشخص میشه...اینجاست که به تک تکشون دل میبندید.


message 27: by هادی (new)

هادی امینی Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر بخاطر جنسیت و زن بودنش مورد سرزنش قرار میگیره ولی با ..."


هنوز هم این کتاب صوتی رو دارید؟


message 28: by محمد (new)

محمد صادقی | 6 comments Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر بخاطر جنسیت و زن بودنش مورد سرزنش..."


تشکر از شما


message 29: by محمد (new)

محمد صادقی | 6 comments Hadi wrote: "به تازگی کتاب گور به گور اثر فاکنر با ترجمه عالی از نجف دریابندری رو خوندم. یکی از بهترینها بود.
داستان معمولی یک خانواده روستایی در آمریکای سالهای بین دو جنگ بزرگ. روانپریشی ها، افکار، رفتار عجیب ..."


سپاسگزارم


message 30: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments Azadeh wrote: "مهتاب wrote: "کیمیاگر .یازده دقیقه.رستاخیز.خاطرات سگی در نیمه شب. دختر سروان.هزار و یک شب دختر لر.نامه ای از دیروز.گوژپشت نتردام.گلهای افتابگردان.بلندی های بادگیر.اما.پیرمرد و دریا.سفید دندان .مروا..."

کتاب کیمیاگر از پائولو کوئیلو عالیه


message 31: by محمد (new)

محمد صادقی | 6 comments Ali wrote: "سلام دوستان، وقت بخیر

..کتاب معرفی کنید،
و در صورت امکان کَمی توضیحات در ارتباط با محتوا بیان کنید. (به غیر از رمان های عشقی-ایرانی )

با تشکر"

با عرض سلام
با اجازه، رفتم و نوع کتاب هایی را که شما مطالعه فرموده اید را دیدم. پیشنهاد می کنم کتاب (( بیگانه ای در دهکده )) را هم مطالعه بفرمایید. اثری قابل ستایش از مارک تواین است. برای من خیلی لذت بخش و تفکر برانگیز بود
موفق باشید


message 32: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر بخاطر جنسیت و زن بودنش مورد سرزنش..."


سلام دوست عزیز
بله هنوز این کتاب صوتی رو دارم


message 33: by هادی (new)

هادی امینی Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر بخاطر جنسیت و زن بود..."


سلام. امکانش هست من هم داشته باشم؟


message 34: by Soraya (new)

Soraya Ansari | 3 comments Sarah_ngv wrote: "تو کتاب "میرا" با یه جامعه ای آشنا میشید که دیوار خانه هاش شیشه ایه و مامورای تو دشت همیشه کنترلت میکنن، حتی مالکیت بدنتو نداری و اگه رفتار متفاوتی داشته باشی میبرنت "خانه اصلاح" اونجا رو صورتت نقا..."

شبیه 1989 جروج اورول و دنیای قشنگ نوی آلدوس هاکسلیه. ممنون بابت معرفی


message 35: by Soraya (new)

Soraya Ansari | 3 comments من به تازگی کتاب دزیره نوشته آن ماری سلینکو رو تموم کردم. خیلی خوشم اومد. دوست دارم کتابایی به این سبک بیشتر بخونم. کتابایی که داستاناشون در بستر یه اتفاق مهم تاریخی جریان داره. مثل بر باد رفته یا دکتر ژیواگو یا همین دزیره. لطفا اگه کتابی میشناسین معرفی کنین.

پیشاپیش ممنون از راهنماییاتون


message 36: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و در این مسیر ..."


اره داداش . فقط چطوری بهت برسونم ؟
از کجا هستی ؟


message 37: by Amin (new)

Amin Soraya wrote: "من به تازگی کتاب دزیره نوشته آن ماری سلینکو رو تموم کردم. خیلی خوشم اومد. دوست دارم کتابایی به این سبک بیشتر بخونم. کتابایی که داستاناشون در بستر یه اتفاق مهم تاریخی جریان داره. مثل بر باد رفته یا ..."
خرمگس از اتل لیلیان وینیچ یا مادر ماکسیم گورکی میتونه خوب باشه


message 38: by Soraya (new)

Soraya Ansari | 3 comments Amin wrote: "Soraya wrote: "من به تازگی کتاب دزیره نوشته آن ماری سلینکو رو تموم کردم. خیلی خوشم اومد. دوست دارم کتابایی به این سبک بیشتر بخونم. کتابایی که داستاناشون در بستر یه اتفاق مهم تاریخی جریان داره. مثل ..."

ممنون


message 39: by Amin (new)

Amin خواهش میکنم


message 40: by هادی (new)

هادی امینی Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان های زندگیش رو بنویسه و..."


تهرانم.....لینک دانلودی چیزی داری؟


message 41: by Amin (new)

Amin انتخاب یه رمان به عنوان بهترین سخته
ولی پیشنهاد من شب های روشن فئودور داستایوفسکیه
یه رمان دقیق با بیانی دوس داشتنی و البته تلخ که مخصوص داستایوفسکیه
داستایوفسکی در زمینه شناس ماهیت درونی انسان ها و توجه به پیچیدگی روح آدمی انصافا در دنیای ادبیات و رمان کم نظیره
داستان در مورد مردی تنهاست که شاید تنها تفریح و دل مشغولی اش پیاده روی در شب های سنت پطرزپورگه ولی ورود دختری که به دنبال عشقشه و درگیر شدن راوی بی نام ماجرا در این جریان زمینه ایه برای توصیفی دقیق داستایوفسکی از راوی بی نام و...


message 42: by Hashemcanoe (new)

Hashemcanoe | 7 comments Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا براش داستان ها..."


نه تو اینترنت پیدا نکردم. گشتم ولی نبود . .از کسی گرفتم که خوراکش کتاب های پی دی اف و صوتی بود .
اگه خواستید ادرس بده تا یه سی دی بزنم و برات پست کنم . هزینشم فکر نکنم بیشتر از 10 تومان بشه . منم نوشهر هستم . یا اگه مسیرت به نوشهر چالوس میخوره بگو اومدی به دستت برسونم


message 43: by هادی (new)

هادی امینی Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "Hadi wrote: "Hashemcanoe wrote: "راز های نهفته یک زن ، نوشته جولیت مرل رایلی
این کتاب درباره زنی است که به دنبال کشیشی میگرده تا ب..."


دمت هم گرم.....میگردم اگه پیدا نکردم میگم برام زحمتش رو بکشی.


message 44: by محمد (new)

محمد صادقی | 6 comments Amin wrote: "انتخاب یه رمان به عنوان بهترین سخته
ولی پیشنهاد من شب های روشن فئودور داستایوفسکیه
یه رمان دقیق با بیانی دوس داشتنی و البته تلخ که مخصوص داستایوفسکیه
داستایوفسکی در زمینه شناس ماهیت درونی انسان ها ..."


با سلام
من هم این داستان را خیلی دوست دارم. فیلم های ساخته شده از روی این اثر بخصوص فیلم ایرانی ساختۀ فرزاد موتمن را بسیار پسندیدم


message 45: by محمد (new)

محمد صادقی | 6 comments Soraya wrote: "Amin wrote: "Soraya wrote: "من به تازگی کتاب دزیره نوشته آن ماری سلینکو رو تموم کردم. خیلی خوشم اومد. دوست دارم کتابایی به این سبک بیشتر بخونم. کتابایی که داستاناشون در بستر یه اتفاق مهم تاریخی جری..."

Soraya wrote: "Sarah_ngv wrote: "تو کتاب "میرا" با یه جامعه ای آشنا میشید که دیوار خانه هاش شیشه ایه و مامورای تو دشت همیشه کنترلت میکنن، حتی مالکیت بدنتو نداری و اگه رفتار متفاوتی داشته باشی میبرنت "خانه اصلاح" ..."


سلام
فکر می کنم معروفترین کتاب در زمینه ای که مرقوم کردید، بینوایان اثر ویکتور هوگو باشد


message 46: by Faraketab (new)

Faraketab | 2 comments خاطرات ملکه ثریا
http://www.faraketab.ir/content/9998/
اوائل بهار بود و چند روزی از طلاقم از شاه ایران گذشته بود.
آن زمان در شهرکلن آلمان غربی پیش پدر و مادرم زندگی می کردم. بعد از مدتها گوشه گیری و خانه نشینی ، تصمیم گرفتم از منزل خارج شوم و کمی خرید کنم.
بنابراین لباس ساده ای پوشیدم تا توجه کسی را جلب نکنم و شناخته نشوم. همانطور که داشتم در خیابان مرکزی شهر گردش می کردم ناگهان متوجه شدم راه رفتن معمولی را به کلی فراموش کرده ام.
پشت سر هم به رهگذران تنه می زدم و مجبور می شدم از آنها معذرت خواهی کنم. پاهایم سالم بود. چشمهایم نقصی نداشت.
اما هفت سال ملکه بودن باعث شده بود مهارتهای معمولی عبور از میان جمعیت را نیز از دست بدهم.
ملکه ها عادت دارند که افراد معمولی همه جا با تعظیم و تکریم راه را برایشان باز کنند. البته من هم، در زمانی که ملکة ایران بودم، بارها در شانزه لیزة پاریس یا ویلونتوی رم قدم زده بودم.
ولی در این، گردش ها همیشه عده ای از ملازمین درباری راه را برایم می گشودند.


message 47: by Faraketab (new)

Faraketab | 2 comments سلام بر ابراهیم: زندگی نامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی
http://www.faraketab.ir/content/10245
«سلام بر ابراهیم» کتابی است که در قالب زندگینامه ای مختصر و ۶۹ خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است. این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.

شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال ۳۶ دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال ۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند...
دو خاطره از مفقود شدن شهید هادی را تقدیم خوانندگان عزیز می کنیم:

یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچ کدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.
برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم."
یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"
***
پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: "چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟" با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."
تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"
گفت: "من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "
وقتی گریه اش کمتر شد گفت: "من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد.
سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.


message 48: by Sohail (new)

Sohail (blackcanopus) | 1 comments سلام
من کتاب
A Short History of Nearly Everything: Special Illustrated Edition
رو معرفی می کنم که در ایران با نام
تاريخچه تقريبا همه چيز by Bill Bryson
منتشر شده.
این کتاب یک مجموعه خیلی با ارزش از اطلاعات علمی در مورد پیداش جهان، پدیده های طبیعی و حیات روی زمین هست که برای هر کس می تونه جالب و لذت بخش باشه. اینکه دنیا چطور به وجود آمد و موجودات زنده چطور شکل گرفتند و چه پدیده های جالبی در دنیای طبیعی وجود داره، به زبان بسیار ساده بیان شده که برای خواننده نا آشنا به مسایل علمی هم قابل فهم هست. مطالب موجود در کتاب هم جذاب هست. مثلاً احتمال برخورد یک سیارک به زمین چه حد هست و در صورت برخورد دقیقاً چه اتفاقی می افته، یا اینکه پارک یلو استون یک ابر آتشفشان هست که هر لحظه ممکنه منفجر بشه و اگر منفجر بشه چه اتفاقی می افته حقیقتاً شگفت آور هست؛ مخصوصاً برای افراد عادی که با این مسایل آشنایی ندارند.
چون مطالب کتاب به صورت خیلی کوتاه و متنوع هست، خواننده عادی نه تنها خسته نمیشه بلکه به مطالعه ادامه میده

بهترین نسخه کتاب، ویرایش مصور انگلیسی هست که تصاویر زیادی هم همراه با متن داره و هر تصویر دارای توضیح هست ولی اگه نتونستید پیدا کنید یا بخونید، بقیه نگارش ها هم خوب هست ولی در مورد ترجمه فارسی اطلاعاتی ندارم


message 49: by Mohsen (new)

Mohsen Rahmani (mohsen1333) | 10 comments سلام دوستان, بنده یک مجموعه داستان کوتاه, تحت عنوان "من" در دست چاپ دارم که بخشهایی از آن را در کانال شخصی ام در تلگرام منتشر کرده ام. همرایی شما عزیزان باعث افتخار من خواهد بود.
نام کانال : صدای پیاده رو
لینک: https://t.me/sedayepiadero


message 50: by Mohsen (new)

Mohsen Rahmani (mohsen1333) | 10 comments نام داستان: من

"میخواهم شروع کنم. اما نمیدانم از کجا. دنبال مقدمه ایی مناسب میگردم. از کجا باید بگویم؟ چگونه؟ ممکن است نوشته ام آنگونه که باید خوب نشود. فکر میکنم بهتر است بدون مقدمه آغاز کنم. اما... این هم که شد مقدمه. به هر حال بدون مقدمه نوشتن خیلی بهتر است. بگذریم از ابتدا مینویسم. اما نه ! شاید این نوشته و شروع اینگونه ام مورد استقبال قرار بگیرد. ولی مگر من برای مورد استقبال قرار گرفتن مینویسم؟ "صبر کن... صبر کن متوجه هستی چه مینویسی؟ فکر نمیکنی این مقدمه تنها باعث اتلاف وقتت میگردد؟" اما از طرفی هم باید نوشت . پس مینویسم. دیگر مقدمه چینی نخواهم کرد . از سبک سنگین کردن تهوع آور مسائل دست خواهم کشید . دیگر تمام شد." به نام انسان . "من"

من کسی هستم که هر گاه کاری برای انجام دادن ندارم به قدیمی ترین وسائل خانه سری میزنم. به عمق آنها فکر میکنم و در خاطرات کودکی ام گم میشوم. این بار نوبت آلبوم عکس کودکی ام بود. آن را از زیر خرمن خاطرات دیگران به سختی بیرون کشیدم و خودم را در برگ برگ خاطرات کودکی ام ، این بار پیدا کردم. روی صورت کودکانه ام دست کشیدم. موهای طلایی ام را که نمیدانم از چه زمانی شروع به سیاه شدن کردند, شانه زدم. با من صحبت کردم. من هم با من صحبت کرد. به من گفت: "چه قدر بزرگ شده ایی یادت می آید آخرین باری که به من سر زدی کی بود؟ این رسمش بود؟ تو مگر به من قول نداده بودی مرا تنها نگذاری؟" دست کودکانه اي به سمت صورتم آمد اندکی نوازشم کرد. بعد با صدایی کودکانه و در نهایت معصومیت به من گفت : "ریش هایت هم که در آمده... برای خودت مردی شده ایی. گمان میکنم برای سر زدن به من دیگر نیازی به اجازه گرفتن نداشته باشی. منتظرت هستم؟ پرسیدم: "کجا؟" گفت:"همان جا که مرا جا گذاشتی." گفتم: "من تو را جا نگذاشتم تو نخواستی با من بیایی." بار دیگر گفت: "بیا به همان جا که مرا جا گذاشتی".

باران عجیبی بود. شال و کلاه کردم و به محله قدیمی مان که در سن ده سالگی آنجا را ترک کرده بودیم رفتم. اما هرگز به آنجا نرسیدم. نمیتوانستم تغیراتی را که پیش آماده بود هضم کنم. ساختمانها به طرز غریبی به من خیره شده بودند. هیچ چیز سر جایش نبود. با دیدن اسم جدیدی که روی کوچه مان گذاشته بودند زانوهایم سست شد. وقتی خواستم وارد کوچه بشوم چشمانم را بستم. نمیخواستم با حقایق رو به رو شوم، البته جراتش را هم نداشتم. "اما تا کی؟" با هزاران امید و آرزو چشمانم را باز کردم. آنگاه... امیدم خشکید. آرزوهایم به زمین افتاد و زیر پای رهگذری عبوس خرد شد. گذشته ی بر باد رفته ام را دیدم .

کوچه ایی که ما داشتیم حتی خانه هایش هم به هم علاقه داشتند. آنقدر با هم صمیمی بودند که اگر دستانت را باز میکردی میتوانستی هم زمان خانه های هر دو طرف کوچه را نوازش کنی. اما چیزی که من دیدم این نبود. دوستان قدیمی کوچه مان با هم به مشکل خورده و از هم فاصله گرفته بودند. هر کدام از خانه ها به گوشه ایی پناه برده و بسیار هم قد کشیده بودند. پاهایم را به زمین کشیدم و چند قدم جلوتر رفتم. خانه ی ما ته کوچه، بعد از یک پیچ بود .

کوچه همانند قدیم پر از صدا بود با این تفاوت که آن زمان پر بود از صدای جیغ و شادی بچه ها. و اکنون صدای آدم بزرگها و وسایل چرخ داری که با آنها برای زود تر رسیدن به بدبختی شان از هم سبقت میگرفتند .

همین که به ته کوچه رسیدم متوجه پسرکی شدم که گوشه اي ایستاده بود و مرا نگاه میکرد. نزدیک تر که شدم، خودم را دیدم . من بودم........

دوستان عزیزادامه ی داستان کوتاه "من" درکانال تلگرام

t.me/sedayepiadero
محسن رحمانی



@sedayepiadero


« previous 1
back to top