فلسفه discussion

186 views
سوال فلسفی ای که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنید چیست ؟

Comments Showing 1-20 of 20 (20 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Me (new)

Me (meforever) | 16 comments الان درگیر چه سوال فلسفی ای هستین ؟ به کجا رسیدین ؟ کتابی در زمینه ی اون دارین که معرفی کنین ؟


message 2: by Belhor (new)

Belhor Crowley (belhor_crowley) بنده که از وقتی به خدمت بی اندازه مقدس سربازی نائل آمدم اصلا مغزم تعطیل شده
ولی همچنان درگیر اخلاق هستم
یعنی دقیق تر اکر بخوام عرض کنم درگیر amorality هستم
میخوام ببینم تا چه اندازه میتونه مفید واقع بشه


message 3: by Parisa (new)

Parisa | 2 comments من شدیدادرگیر یک سوال هستم.بعد از بحث های بسیار باچند تن از دوستانم به این نتیجه رسیدیم که انسان از سه بخش تشکیل شده:یک موجود حلزونی شکل که مال دنیای معنوی ماست
دونقاب های انسان که تشکیل شده از هنجارها قوانین اجتماعی قردادهایی که زشت وبد ...رومشخص میکنند
سه یک مایع زمینه از مقداری عقل ودر واقع اگاهی از اینکه تاوقتیکه ما در این جسم ومحدود به زمان ومکان هستیم به هردو این ها نیاز داریم که این مایع زمینه این دو بخش رو در کنار هم نگه میداره
حالا سوال من اینه:اگر این مایع زمینه برداشته بشه چی میشه؟اگر انسانی باشه که فقط بخش حلزونی رو داشته باشه ونقاب ها،مطمئنا گاهی اون حلزون روی کارمیاد گاهی اون نقاب ها حالاچی میشه؟واکنش اون جسم واطرافیان فرد به این اتفاق چیه؟


message 4: by هادی (new)

هادی امینی سوالای زیادی دارم ولی یکی از سوالام که معمولا تو مغزم هست و باهاش درگیرم و در عین حال میدونم جوابش خیلی کمکی به حل مساله خاصی نمیکنه و حتی شاید برای بعضی خنده دار باشه اینه که آیا میشه در زمان به گذشته هم سفر کرد؟ و اگر میشه، میتونیم در گذشته دخل و تصرف کنیم؟ مثلا بریم به گذشته و هیتلر رو توی 5 سالگی بکشیم. چی میشه. وقتی برگردیم به زمان خودمون دنیا چطوریه؟


message 5: by Parisa (new)

Parisa | 2 comments اتفاقابه نظرمن تامایع زمینه باشه موجود حلزونی یانقاب ها هیچ کدوم صرفا فرمانروانمیشوند و اون یکی میتونه بر فعالیت های جسم تاثیر گذار باشه.در رابطه بااینکه فرمودید فقط یک موجود میتونه نقاب داشته باشه باید بگم البته که بله!ولی هیچ کس انسان نیست تا وقتی که از موجود بودن به درجه انسان بودن برسه پس تاقبل اون یک موجود است ونقاب هم دارد.ویک نکته در رابطه بااینکه فرمودید:مایع زمینه فطریست،من متوجه نمیشوم که چه معنایی میدهد؟اگر میشه اول فطرت رو معناکنید.
وممنون از اینکه جواب دادید.


message 6: by Hadiov (new)

Hadiov | 5 comments بودن يا نبودن، هستي و نيستي، دواليسم و دوانگاري


message 7: by Arash (new)

Arash Moharrami (arashmoharrami) | 1 comments من جدیدا دوباره دارم به این فکر میکنم آیا واقعا صداقت به ذات خودش ارزشمنده یادفقط به عنوان یه قرارداد اجتماعی حامل ارزش میشه.این در حالیه که مثلا در دنیای جانوران غیر از انسان(و همینطور انسانها) دروغ یک تکنیک برای سازگاری و برتری هست.راهی برای تکامل رسیدن.


message 8: by Ebrahim (new)

Ebrahim (_ebi) Hadi wrote: "سوالای زیادی دارم ولی یکی از سوالام که معمولا تو مغزم هست و باهاش درگیرم و در عین حال میدونم جوابش خیلی کمکی به حل مساله خاصی نمیکنه و حتی شاید برای بعضی خنده دار باشه اینه که آیا میشه در زمان به گ..."

فیلم
looper
رو ببینید جالب خواهد بود


message 9: by Ebrahim (new)

Ebrahim (_ebi) Arash wrote: "من جدیدا دوباره دارم به این فکر میکنم آیا واقعا صداقت به ذات خودش ارزشمنده یادفقط به عنوان یه قرارداد اجتماعی حامل ارزش میشه.این در حالیه که مثلا در دنیای جانوران غیر از انسان(و همینطور انسانها) در..."

حیوونا دروغ میگن؟! مثالی دارید براش


message 10: by Mehdi (new)

Mehdi Nabavi (mehdi_nabavi) سوالی که ذهن من رو درگیر کرده اینه که اخلاق چیه؟ به قول ارسطو پایه هر استدلالی یه بداهت هست، هر بحث اخلاقی هم با یک استدلال شروع میشه و سوال من اینجاست که چه چیزی میتونه برای همه انسان ها بدیهی باشه؟ اگر اون چیز بدیهی ِ مشترک پیدا بشه، خیلی از مسائل میتونه حل بشه


message 11: by ABM1366 (new)

ABM1366 (fiish) | 2 comments سلام سوال مهم من اینه که لذت چیست؟ ما چرا لذت می بریم؟

نگید لذت یعنی رفع الم :| اون وقت میپرسم درد چیست که رفع آن لذتبخش است؟


message 12: by Mahdi (new)

Mahdi Ghasemi (mahdiqasemi1995) | 7 comments اخلاق


message 13: by Hojjat (new)

Hojjat Mohammadi | 4 comments فلسفه اخلاق ذهن من را هم درگیر کرده
من خودم آدم اخلاقی بودم و معتقد به این چیزهایی که میگند هرکی غیر اخلاقی عمل کنه بالاخره چوبش را میخوره این دنیا یا تو اون دنیا یا اینکه آدم
اگر غیر اخلاقی عمل کنه از لحاظ روحی و وجدانی دچار عذاب میشه و
چیزهایی از این قبیل که همه مون میدانیم ولی چند وقتی یه که به این موضوع شک کردم ما در اخلاق نسبیت داریم هم زمانی و هم مکانی گاهی اخلاق جنبه قراردادی به خودش میگیره حتی ما اخلاق طبقاتی داریم یعنی یک فعلی در طبقه فرودست خیلی زشته ولی همون فعل در طبقه فرادستان خیلی قبیح شمرده نمی شود.
نمونه ساده اش که همه ما باهاش درگیر هستیم دست اندازی هایی که به اموال عمومی میشه اینطور که از ظاهر امر بر میاد اینگونه دزدیها برای طبقات متمکن خیلی هم قبیح و خرق عادت محسوب نمیشه!!!


message 14: by Hojjat (new)

Hojjat Mohammadi | 4 comments این افراد پیش خود فکر میکنند که خداوند به دلیل ویژه گیهایی آنها را برگزیده که برتر از دیگران باشند (مثلا ژن خوب
و یاهر صلاحیت دیگری مثل تبار خانوادگی ,هوش برتر و
این قضیه هر چه بالاتر برویم مشهورتر میشود مثلا تعدد زوجات برای پیامبر حلال است ولی برای بقیه -از یک تعداد بیشتر- حرام است تابرسیم به خدایان -و یا خدا -م
خیلی فعل ها که برای بندگان زشت است
برای خدایان زشت نیست


message 15: by Forough (new)

Forough Sharifi | 1 comments دغدغه فعلی من اینه که آیا زندگی ما معنایی داره؟ باید برای زندگی معنا خلق کنیم یا معنای ذاتی وجود داره که باید نایل به کشفش بشیم. وجود ما صرفا زاییده تصادفه یا خرد؟ معنایی برای زندگی اگر وجود داشته باشه فردیه یا عوامل غیر فردی هم درش دخیلند؟ اخیرا کتاب درباره معنای زندگی ویل دورانت رو خوندم که به نظرم به خاطر نوع ترجمه ش چیزی خاصی دستگیرم نشد. مرگ ایوان ایلیچ رو خوندم که هر چند در توصیف دغدغه بیمار محتضر عالیه ولی یه پایان کمیک داره. از اون جهت که وانگهی رستگاری رخ میده، از اون کتاب هم پاسخ دلخواهی نگرفتم. فعلا که دارم دنیای سوفی رو میخونم شاید از خلال آشنایی مقدماتی با تفکرات فلسفی مختلف بتونم تکلیفم رو با دغدغه فعلیم مشخص کنم.


message 16: by Ali (new)

Ali Vafaei | 5 comments اساسا سوال فلسفي داشتن به مثابه پنجه در پنجه ي يك مبارز هيولا صفت انداختن و مقاومت كردن نيست بلكه سوال فلسفي داشتن كليدي است براي باز كردن دري بروي دريايي از متعالي ترين لذات عقلي ؛ كه در تمام اين هستي فقط انسان از اين كليد برخوردار هست. وقتي ما به معناي زندگي توجه مي كنيم ميتونيم با بينهايت مفروضات ذهني در مقابل اين در بايستيم مثلا گاهي كوله باري از غده و كمبود بر دوش داريم كه چرا فلاني رفته سياره مريخ ولي ما نرفتيم با اين غده اگر درو بگشايم و به كره ي ماه هم برويم بهترين لذتي كه ميتونيم ازش برخوردار بشيم اينه كه تو كره ي ماه هم يه رستوران تجملي باشه و ما هم با افتخار از پولمون كه جون كنديم دراورديم بريم اونجا مفتخرانه فخر فروشي كنيم و خرج كنيم و بعد برگرديم زمين و به خود القا كنيم كه لذت برديم و بسيار زيبا بود در صورتيكه اين منش انسان عاقلي كه سوال فلسفي در ذهن دارد نيست. منش انساني كه سوال فلسفي دارد اينست كه هيچ با خود حمل نميكند جز چشم عقل خود و بواسطه ي لذتي كه در پيش روي خود احساس ميكند به بازگشتي فكر نميكند و گاهي چنان از خود غافل ميشود كه تو گويي عين عشق ، زيبايي ، خير مطلق ، لذت و شادي شده است.


message 17: by Sanam (new)

Sanam (sanam1981) | 2 comments آیا ما میتونیم جوابی واسه این گذاره بدیم:که
اختیار در زندگی نداریم و جبر هست
که باعث میشه ما اینطور که هستیم باشیم
منظور از این جبر هم این نیست که خدایی مثلن ما رو مجبور میکنه یا تقدیر ما رو نوشته
بلکه منظور عواملی هستند که موجب تصمیم گیری ما میشند یعنی هیچ خودی وجود نداره و هر تصمیمی که گرفته میشه قبل از اینکه ما بفهمیم که گرفتیمش گرفته شده
و در واقع اراده ای وجود نداره بلکه دستگاه عصبی ما به وسیله مجموعه عواملی کنترل میشه که روشون کاری نمیتونیم بکنیم یه نمونه این عوامل ژنتیک هست
یه نمونه دیگه آموزش دوران کودکی هست حوادثی که واسه هر کسی
اتفاق میفته و روی ذهنش تاثیر میگذاره


message 18: by Ali (new)

Ali Vafaei | 5 comments در خصوص مسيله ي جبر و اختيار اگر بخوايم خارج از امور ديني و اعتقادي بحث كنيم بسيار بهتر ميتونيم به اين مسايل بپردازيم. اگر به انسان نظاره كنيم و خبر و اختيار او رو مورد بررسي قرار دهيم قطعا چيزي جز اختيار پيدا نمي كنيم يعني شما به اختيار خودت اينجا كامنت ميزاري و اگر زير شكنجه و فشار و تهديد هم اينجا كامنت بزاري باز به اختيار خودت اينجا كامنت گذاشتي چون زنده موندنت رو به مردنت ترجيح دادي كامنت گذاشتي و از شكنجه و مرگ رهايي يافتي. ولي اينكه ايا انسان به دنيا مياد در اغوش جبر به دنيا مياد يا در اغوش اختيار؟ اينجا مسيله مثل انتخاب ما در گزينش انجام كاري نيست. ما توسط انتخاب پدران و مادرانمون به دنيا اومديم پس مقولات و مجعولاتي بر حاكم هست كه ما در كسب اونها اختيار نداشتيم ازجمله همين امر به دنيا امدنمون. ولي اينكه ما به دنيا ميايم چه چيز به ما اجبار ميشه بايد؟ پاسخ بديم كه ما در يك خلا به دنيا نميايم ما از همون اول كه به صورت نطفه در رحم مادرانمون هستيم حالات و روحيات و حتي موسيقي كه مادر گوش ميده بر ما اثر ميكنه كه بعدها به دنيا اومديم در مواجه با دنياي پيرامونمون چگونه انتخاب و رفتار كنيم. ما هر كدومون با اندوخته اي از اگاهي ها ، روحيات ، فرهنگ و... به دنيا ميايم كه در ابتدا به صورت ناخوداگاه با اتكا به اونها در دنيا عمل ميكنيم و رفتار ميكنيم مثلا در كشور مسلمون به دنيا بيايم فرهنگ اسلام خواه نا خواه در انتخاب و اختيار ما اثر خواهد گذاشت در تاريخ خاصي به دنيا بيايم در انتخاب و اختيارمون در مواجه با محيط بيرون از خودمون تاثير خواهد گذاشت ولي اينكه ما به اين مجعولاتي كه در انتخاب و اختيارما اثر ميزاره اگر نااگاهيم بخواهيم اونها رو و حتي خودمونو رو نفي كنيم عمل عاقلانه اي انجام نداديم. ما چه طور ميتونيم خود رو نفي كنيم بعد راجع به اختيار و جبرش بشينيم صحبت كنيم. به زبان برنامه نويسي ما به صورت يك لايبرري كوچك از يك زبان برنامه نويسي غني به دنيا ميايم كه بتونيم زنده بمونيم ولي بايد اگاه باشيم كه ميتونيم فانكشن هاي اين لايبرري خودمونو با اتصال به كور اصلي برنامه اپديت كنيم پكيج هايي از فانكشن ها رو به خودمون اضافه يا از خودمون غير فعال كنيم و اين دقيقا تحت اختيار ماست ولي اينكه ما از خود و از فانكشن ها و از كور اصلي زبان غافليم و نااگاهيم جبر رو نميشه نتيجه گيري كرد. حكماي اسلامي گفتمد هر ادمي دوبار متولد ميشه يكبار از مادر كه به دنيا مياد و جسم پيدا ميكنه و يكبار بايد خودش خودشو متولد كنه يعني اگاه بشه و با اپديت كردن لايبرري خودش از طريق اتصال به كور اصلي برنامه توسط عقلش و تفكر كردن به اختيار خودش پي ببره و انتخاب هايي اگاهانه برگزينه. و در اين حال اگر خوب دقت كنه ميبينه تنها يكجا ادم به مجبوره اونم جاييست كه ادم مجبوره به مختار بودن.


message 19: by Mohammad Sadegh (new)

Mohammad Sadegh Rafizadeh (rafizadeh) | 1 comments اندیشه مرگ

مدت هاست دارم بهش فکر می کنم.
البته من خیلی از دید فلسفی نگاه نمی کنم، بیشتر از دید تجربی به مسئله نگاه کردم
چگونه با اندیشه مرگ کنار میاید؟
سعی می کنید بهش فکر نکنید یا سعی می کنید باهاش مواجه بشید یعنی سعی در حل و درکش دارید یا اینکه پذیرا می شید و فکر و اضطراب همییشگی اون و می پذیرید.
روشی که فعلا پذیرفتم مواجه با اون هست چون حداقل در اون لحظه بهش فکر نمی کنم
ولی خب این مواجه همیشگی نیست و این باعث میشه در زمان های دیگه این اندیشه دوباره وارد ذهنم بشه.
البته بعضی وقت های وقتی خیلی خودم با چیزی سرگرم می کنم هم جواب میده یا خیلی سرم شلوغ هست ولی خب اینم همیشگی نیست.


message 20: by Ali (new)

Ali Vafaei | 5 comments پروديكوس از سوفيست هاي يونان ميگه ادما از مرگ نترسيد چون مرگ نه مربوط به زندهاست چون زنده هستيد و نه مربوط به مردهاست چون ديگه مردن.
سقراط ميگه در مورد مرگ من نميخواهم اظهار نظري كنم چون نميدانم ولي كسانيكه از مرگ سخن ميگن غافل از اينكه نادانند فكر ميكنند مرگ رو درك كرده اند در حاليكه تا وقتي زنده هستند نميتونند دركي از اون داشته باشند ولي من چون ازش دركي ندارم خودم را گول نميزنم و سخني نمي گويم و نمي ترسم چون دلم نميخواهد مثل ادماي نادان فكر كنم كه ميدانم مرگ ترسناك است يا زندگي پس از ان با سختي همراه است از كجا معلوم شايد بسيار دلچسب بود و بعد از مردن ما متوجه شويم كه تا الان خواب بوديم و اكنون كه مرديم تازه بيدار شديم.
حكماي اسلامي هم ميگن اصلا مرگ به معنا نيستي وجود نداره هيچ موجودي معدوم نميشه اصلا عدمي وجود نداره مايي كه بوجود اومديم تا ابد وجود خواهيم داشت ولي ادما به اشتباه فكر ميكنند كه تنها يك مرگ در اخر پيري رو به معناي نيستي تجربه ميكنند بلكه ادما هر موقع در برابر هر نوع سختي ساده اي حتي استقامت كردند و ازش گذشتند و رشد كردند مرگي رو تجربه كردند و اون مرگ در اواخر عمر هم مرگي نيست كه با اين مرگها در طول سالهاي عمرمون فرق كنه حتي بعضي از رواياتم كه شده ميگن مرگ از اغوش مادر براي انسان لذت بخش تره عرفا هم كه اصلا بهترين لذت رو فناي در خدا توصيف كردن در غرب هم از اين روايات داريم بعضي گفتم زندگي بدون وجود تصور مرگحتي ، از هر عذابي تحملش سختتره و اگر مرگ وجود نداشت همه دنبالش بودند كه پيداش كنند. لذا سفارش هايي كه در قشنگ جلوه دادن مرگ در تاريخ شده بيشتر از مواردي هست كه مردم رو از مرگ ترسوندن. حتي بعضي عنوان كردند كه مرگ هراسي تنها ابزاريست براي اعمال قدرت حكمرانان بر جوامع و مردم براي اهداف خاص اجتماعي يا فردي خودشان. لذا كمي دقت به زندگي و مطالعه حقيقت ان كاملا مسيله ي مرگ رو زيباتر از تصور بد الان عموم ادمها ميكنه. مناسب ترين اثار فلسفي كه به زبان ساده و در قالب محاوره و داستان حقايق رو روشن ميكنه اثار افلاطون مثل رساله ي دفاعيه اونه و چند رساله ي ديگه اوست كه جزو اثار هنري و ادبي معروف تاريخ هم هست و براي شروع كشف حقيقت عالي و قابل فهمه.


back to top