داستان كوتاه discussion
نُه ترمه می شوم
date
newest »
newest »
یاد کرمان شما افتادم آقای محمد صالح عزیزیاد طعم شیرین فالوده کرمانی
با پارک جنگلی قائم اش
اما بیشتر از همه از آتشکده زرتشتیان خوشم می آید
.
.
ترم ها را بشمارید صف می بینند
صف ببند دراز می شوند
دراز بشوند حوصله را سر می برند
و
حوصله سر برود...
ترم هارا نشمارید
.
.
موفق باشید
ما نیز خوشمان آمدیا آن دوران ٍ شیرین افتادیمو ورنیفتادیم در این مهلکه
نه ترم که چیزی نیست برادر ٍ من
;)
saleh wrote: "Mohsen wrote: "هنوز نشدی که شعرشو میسرایی امیدوارم که نه ترمه نشوی اخه قفسه سینه ام درد میگیره "آره نشدم
ونخواهم شد
(قرار گذاشتیم با اسد مگه نه :)) )
!
اما شعر گفتن از برق 2 خوندن که بهتره ..."
:))
راستی صالح جان برق2مال ترم چند بود؟
شعر بسیار زیبا و دردمندانه بود.یاد گذشته خویش و دوران جوانیمان افتادیم.ما اگر میخواستیم برای هر ترم اضافی شعر بگوییم الان دیوانی از خود به یادگار گذاشته بودیم.
شعرتون جالب بود، دستتون درد نکنهشدیداً یاد ترم هشت خودم افتادم که استاد محترم بخاطر چهار تا غیبت ناقابل بطور جدی تصمیم داشتن منو نه ترمه کنن
حالا ازونجاییکه من نه ترمه نشدم، به امید خدا شمام نمیشی
;)
saleh wrote: "ممنون
امیدوارم
البته فکر کنم رابطه ی مستقیم داره با میزان محترم بودن استاد
!"
صدالبته در اینش شکی نیست ولی در رابطه با محترم بودن استاد منم خیلی امیدی نبود
شما رو امدادهای غیبی و البته موود استادم حساب کنین
به خیر میگذره ایشالا
!!!
saleh wrote: "یاران که عنقریب مهندس شوند همه"تبریک دوست عزیز مهندسمون
تو قحطی اخبار خوش روزگار نومون، این خبر بیشتر از یه همین ساده برای من یکی بود
موفق باشین
خوبه كه نه ترمه نشدي شاعر مهندس. من ولي ميشم
:(
اما اميدوارم كه ده ترمه نشم وگرنه قطعا من هم ميشم شاعر
;)
:(
اما اميدوارم كه ده ترمه نشم وگرنه قطعا من هم ميشم شاعر
;)








:))
عيب نداره جوون...
ترم 10 که رسيدي....همه رو کامل پاس ميشي