داستان كوتاه discussion

25 views
نوشته هاي كوتاه > خاطرات کلبه 1

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (last edited May 02, 2009 01:23AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
تو باید به من بگی ببخشید!!!

خودم هم نمی دونم چرا
ولی باید از من عذر خواهی کنی
اصلا باید بیایی به پام بیفتی
...کاره بدی نکردی ها
ولی من الان اینجوری می خوام

دلم می خواد بیایی در کلبمون رو بزنی
بعدش من که میدونم تویی پشت در
، نیام در رو باز کنم
بیرونم که سرده می خوام یه ذره اونجا بمونی سرما بخوری
ولی بعدش باز تو در می زنی...
زیاد ،
محکم ،
واقعی،
بعدش یه دفه من به خودم می آم می گم آخه تو که کاری نکردی
منم که انقد بدجنس نیستم
میدوم می آم در رو باز می کنم میارمت تو ،
میشونمت کنار شومینه هیچی هم نمی گم
فقط همینجوری بر و بر مثه گاو نیگات میکنم
بعدش تو همینجوری که دوتا آرنج هات رو گذاشتی رو زانو هات سرت رو خم کردی و با دو تا دستات گرفتیش موهات رو از جلو صورتت می زنی کنار خیلی آروم بهم میگی ببخشید ..

بعدش من یه جوره خوبی دلم میسوزه میام جلوتر می شینم ..
کنارت نه ها
روبروت چسبیده به شومینه،
دو زانو میشینم و محکم بغلت می کنم
محکمٍ
واقعی
بعدش خیلی آروم یه بوس کوچیک از روی گونت می کنم ... یه دفه ای همه چی آروم می شه حتی دیگه صدای تیک تیک ساعت هم نمی آد حتی هوا هم سنگین شده انگاری اونم می دونه قراره چه اتفاقی بیفته تو چشای هم نیگا میکنیم و هیچی نمیگیم
فقط در حجم هم تقسیم میشیم


message 2: by ستاره (new)

ستاره (sisily_clfyhoocom) | 437 comments عالی بود
مثل همیشه
مخصوصا جمله ی آخرت وصف زیبایی بود
موفق باشی
..!!*!


message 3: by محسن (new)

محسن | 228 comments در حجم هم تقسیم میشیم


message 4: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments خیلی خوب می نویسی دیوونه
خوشحالم که نوشته هات و می خونم


یکی باید به من بگه ببخشید
خودم هم نمی دونم چرا


message 5: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
ممنون از همه


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments ببخشيد

------
ديوونه جان مثل هميشه بود...همونجور که هميشه منم ميگه منم همينو ميگم ها

ممنون....شاد باشي و دست به قلم


back to top