انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
شب بو
date
newest »
newest »
ساره جان احساس بسیار لطیفی داره این شعر
به نظرم این قسمت با تمام قشنگیش،یه تکرار بیهوده ست و فکر می کنم قابل حذف باشه:
یک گل زیبای شب بو
در کویر قلب من با عشق می کارد
وقتی با صدای بلند برای خودم میخونمش زیباییش دوچندان میشه.
آفرین ساره جان
به نظرم این قسمت با تمام قشنگیش،یه تکرار بیهوده ست و فکر می کنم قابل حذف باشه:
یک گل زیبای شب بو
در کویر قلب من با عشق می کارد
وقتی با صدای بلند برای خودم میخونمش زیباییش دوچندان میشه.
آفرین ساره جان





من امشب،
بی گمان در خواب می بینم
دست های مهربانی را که در تنهایی قلبم
یک گل شب بو به رنگ عشق می کارد
دستهای او...
یک گل زیبای شب بو
در کویر قلب من با عشق می کارد
خواب میبینم من امشب
چشمهایی را
چشمهای او...
که بر تنهایی حساس شب بو
عشق می بارد
...
هرشب اینجا بعد از این از عطر شب بو می شود سرمست
هر گیاهی در حوالی شب من...
هست
گرچه بادی گاه می آید از آن سوها
از دیار بی خودی ها
بی سبب بیهوده ترسوها
می وزد در کوچه باغ اعتماد من...
می برد احساس شب بو را ز یاد من...
باز اما؛
تا صدای پای شب در کوچه می پیچد
یاد شب بو می شود در قلب من بیدار
می شوم از عطر اوسرشار