داستان كوتاه discussion

134 views
نوشته هاي ديگران > شتر نامه

Comments Showing 1-20 of 20 (20 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (last edited Feb 12, 2009 02:37AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod

" یک"
.سیگار میکشم ... و جیش میکنم
...دود میکنم ... دود میشوم
...پر رنگ .. کمرنگ
.
.
ما همه
.نه . دیگر نه
.ما نه ، ما صدای گاو است
ولی من شترم . با دو کوهان بلند
و در شکمم آب و غذای سفرم
.و سفرم ... بیابان
،من
.بد هستم
.من همه هستم
...من
:با تو ام



"دو"
.بدیهتاً من غمگین نمینویسم
،قصه هم نیست
.یا بهتر بگویم .. قصه هم نیستم
،من
.مزه‌ام
.تلخم
...من مزه‌ی آن قصه‌ی تلخم
...و تو
تو حتی شتر هم نیستی
.و حتی تلخ هم نیستی
.تو اصلاً نیستی
..تو



"سه"
تو یعنی چه ؟
تو شاید یک کلمه است
شاید هم یک شعر است
...
ولی میدانم
تو مزه نیستی
و حتی یک شتر هم نیستی

دیده ای‌ ؟
شتر ها رم میکنند
دیوانه میشوند
.سر به بیابان میگذارند
و میدوند
از چه ؟
من نمیدانم
شاید از تلخی مزه‌ی کوهانشان
و غذای شترها همیشه درونشان مانده‌است
و گندیده است
و در قدیم به غذا میگفته‌اند قوت
..و تو چه دانی که قوت چیست
و قوت چه میداند تو چیستی
و شاید تو همان قوتی در کوهان شتر
که گندیده است



"چار"
،میدانی
من لطیفم
مثل برکه
به من گیر نده خودم میدانم
برکه‌ همان گنداب است
که آرام گرفته
ساکت
و آب در آن گندیده
و به هیچ طرفی نمیرود
...مثل غذا در شکم شتر
گفتم که .. گیر نده ،
مگر کوهان با شکم چه فرقی دارد ؟
من برکه ام
با دو گل بنفشه‌ی زیبا
روی سینه‌هایم
میدانی ، زیبایی بنفشه هرچقدر هم که اسم گنداب را عوض کند
و بگذارد برکه
ولی
مزه‌اش را چه کند ؟
من تلخم
یک برکه‌ی تلخ



"پنج"

،میدانی
!اعترافی بایدم
:که به سیاق عامیانه میشود
چیزی ست
یا همان: چیزه
و در ادامه ابروهایم بالا میروند
یعنی من بالایشان می‌اندازم
...ابروهای قشنگم را
حقیقَتَش آن که
من
دیوانه
نیستم
میدانی چرا ؟
نمیدانی
چون من شترم
و تلخم
دیوانگی تلخی نیست
من اگر تلخم دیوانه نیستم
و این یک راز است
،رازی‌ست بین من
،تو
و کوهانم
،میدانم رازی که سه نفر آنرا بدانند
آن سر دنیا هم دیگر آنرا میدانند
ولی چه باک


"شیش"
من شترم



message 2: by Behzad, دیوونه (last edited Feb 12, 2009 02:40AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
اگه از همه شواهد و قرائن هم بگذریم بازم آمار احتمال ثابت میکنه که من داره یه مرگیم میشه
.
.
.
مرا فریب باش ، آرام کن


message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
دیوونه جان ایننوشته های قشنگ اگه از خودتون هست ( که من اینطوری فکر می کنم) خوب بذار توی بخش نوشته های کوتاه و یا بخش شعر و ترانه و یا داستان کوتاه ولی اگر مال خودت نیستند ( که من فکر نمی کنم اینجوری باشه) لا اقل منبع رو ذکر کن.

ممنون می شم.


در ضمن کار در خور توجهی بود.

ممنون.


message 4: by M.H.R (new)

M.H.R (mhrr) | 313 comments خيلي قشنگ و فوق العاده بود


message 5: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 214 comments شتر نیکویی بود
صاحبش کیه؟


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments تر شمما شتري فهميده و با کمالات و ديوونه بود

خوش نوشته بودي ديوونه...خوشمان آمد...مثل بقيه نوشته هات

نوشته هات رو منِ‌درونيت مينويسه نه خودت درست ميگم؟!ا


message 7: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments فارغ از
،بدي من
و تلخي تو
همه از اين گنداب
ارتزاق مي کنيم
(رزق که ميداني چيست؟)
ما هم شتريم
شتري تلخ و رميده
...
زيبا نوشتي، ديوونه ي عزيز


message 8: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments دیوانه جان وقتی عنوان کلامت را دیدم اصلا و تحت هیچ شرایطی فکر نمی کردم که این قدر غمگین باشد البته با قیاسی که با نقدها و نظارت می کردم و بسیار دور از انتظارم بود
آنچه گفتی را با اجازه ات با نام خودت ذخیره می کنم البته اگر اجازه اش را به من بدهی


message 9: by Behzad, دیوونه (last edited Feb 17, 2009 08:22AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
ممنون از همه دوستانی که به من لطف داند .
صالح جان کینه هم کلامی زنگوله وار است که ما با کوهان شتر می بندیم ور نه آن بد پوز را چه به این حرف ها
اشکان جان قبلا که گفته شد اینجا آزادی کامل برقراره
دموکراسی بدون قاون کپی رایت
در ضمن دیوانه نه، دیوونه قبلا بحث مفصلی با دوستان داشتیم اینجا در این رابطه


message 10: by Ashkan (last edited Feb 17, 2009 08:14AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments دیوانه جان اشتباه من را به تازه واردی و جوانیم ببخش. بعد از این دیگر تکرار نمی کنم ;)

از این که به من اجازه تام دادی تا نوشته هایت را ذخیره کنم سپاسگزارم


message 11: by Behzad, دیوونه (last edited Feb 17, 2009 08:22AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
اشکان جان بازم که اشتباه نوشتی


message 12: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ببخشید فکر کنم دچار جمود فکری شده ام. آنقدر کتابی تایپ کرده ام که دائما همه چیز کتابی می شود. باز هم من را ببخش دیوونه جان. دیگر تکرار نخواهد شد
;)


message 13: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments :))


message 14: by Behzad, دیوونه (last edited Sep 13, 2009 07:58AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod


" هفت"
مي داني براي شتر هيچ تفاوتي ندارد
بوته اي كه زير پايش له مي شود
كلم است يا گل سرخ
مي دانم كه چشم ها را بايد شست
ولي با چه ؟
نمي دانم
شايد با تبخالي نميكين بر كنار پوزه ام
شايد



message 15: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments
شتر... اینجوری تاحالا نگاش نکرده بودم
تو واقعا دیوونه ای

:))


message 16: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments شتر
حیوان عجیبی ست...
هرگز کشفش نکردم..
.
.
.
نوشته هایت باورنکردنی ست
و کشف نکردنی
ذهن خلاقی داری
آقا بهزاد


message 17: by hasti (last edited Sep 14, 2009 04:31AM) (new)

hasti | 284 comments حکایتی بوده بس زیبا، در باب اشتر جماعت:
گویند شتر زبان بسته را به چشم بندی مجهز می کنند که فقط از جلو دید دارد وبس
آنگاه یک مشت سبزه را به چماقی بسته
در جلوی دیدگان شتر آویزان می کنند
شتر دیوانه(ببخشید)دیوونه هم بی خبر از همه جا
در پی, آن قوت سبز می دود
(قوت که می دانی چیست؟)
اما از بد روزگار
هر چه می کند به آن نمی رسد
حالا قوت بدو ، شتر بدو
و دوباره
قوت بدو ، شتر بدو
در چنین احوالی شتر زبان بسته چنان خستگی ناپذیر در پی قوت راه می پیماید
که تاریخ به چشم ندیده است
غافل از اینکه
در تمام مراحل ذکر شده
این زبان نفهم, زبان بسته
بر سبزه زاری بس وسیع می دویده

خداوند عاقبت آن شتر گرام(که نادانسته مایه ی عبرت شد)
و الباقی ما را
ختم به خیر کند


message 18: by Behzad, دیوونه (last edited Sep 14, 2009 01:14PM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod


"پنج ، به ضافه سه"
تو چشاي كلاغ نگاه نكن
عاشقت مي شود
عاشقش مي شوي
ّبعد در خواب چشمت را در مي آورد
از ته
از كاسه
كه به چشمهاي كلاغ ديگري نگاه نكني
كه عاشقت نشود
كه عاشقش نشوي


message 19: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments با آرزو موافقم
نوشته هاتون بدون نام و بدون عکستون هم دیگه برام قابل تشخیصه
زیبا، متفاوت، بی همتا و فکر بر انگیز


در ضمن عالی بود
و اینکه تا حالا اینطوری به یه شتر نگاه نکرده بودم
از این نوع نگاهی که آفریدین و با ما قسمت کردین ممنونم


message 20: by Behzad, دیوونه (last edited Sep 08, 2010 05:27AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
آخرین شتر



من دیشب با ماهی خوابیدم
و صبح ماهی را ترک کردم
و قبل از رفتن گوشه ی باله اش را کشیدم، و کندم
و با خودم بردم.
میدانم ماهی بدون باله، تعادل نخواهد داشت
و دیگر هیچ وقت در مسیر مستقیم شنا نخواهد کرد
شاید حتی روزی که من عروسی میکنم،
ماهی از مسیر کج و معوجی خودش را به من برساند
و من ماهی را دوباره مزه کنم
هر چه باشد ، من ، شترم
و مزه ی ماهی همیشه زیر زبان شتر میماند
چه ماهی دریا، چه ماهی برکه
ولی من میدانم
ماهی من،
یک باله نخواهد داشت
آن باله، نشانی ماهی من است

من،
هستم
من، منتظر هستم
من ، یک فیلسوف منتظر هستم
با انبوهی کوهان خالی از ماهی
و شبی که نمیدانم چرا صبح نمیشود


back to top