Parvin Ghalebtarash > Parvin's Quotes

Showing 1-26 of 26
sort by

  • #1
    Raymond Carver
    “I could hear my heart beating. I could hear everyone's heart. I could hear the human noise we sat there making, not one of us moving, not even when the room went dark.”
    Raymond Carver

  • #2
    شهریار
    “از همه سوی جهان جلوه او می بینم /جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم ...”
    شهریار, دیوان شهریار

  • #3
    شهریار
    “خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن

    گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشن

    ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست

    عالمی داریم در کنج ملال خویشتن

    سایه دولت همه ارزانی نودولتان

    من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن”
    شهریار

  • #4
    Bohumil Hrabal
    “اغلب فکر می کنیم این که به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن شخص. غافل از آن که اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه ما." به یاد ماندنی بودن" بسیار مهم تر از به یاد بودن است”
    Bohumil Hrabal

  • #5
    Zelda Fitzgerald
    “Nobody has ever measured, not even poets, how much the heart can hold.”
    Zelda Fitzgerald

  • #6
    Plato
    “Every heart sings a song, incomplete, until another heart whispers back. Those who wish to sing always find a song. At the touch of a lover, everyone becomes a poet.”
    Plato

  • #7
    Forough Farrokhzad
    “بدي‌هاي من به خاطر بدي كردن نيست. به خاطر احساس شديد خوبي‌هاي بی‌حاصل است. مي‌خواهم به اعماق زمين برسم. عشق من آن‌جاست، در آنجايي كه دانه‌ها سبز مي‌شوند و ريشه‌ها به‌هم مي‌رسند و آفرينش، در ميان پوسيدگي خود را ادامه مي‌دهد. گويي بدن من يك شكل موقتي و زودگذر آن است. مي‌خواهم به اصلش برسم. مي‌خواهم قلبم را مثل يك ميوه‌ي رسيده به همه‌ي شاخه‌هاي درختان آويزان كنم”
    فروغ فرخزاد / Forough Farrokhzad

  • #8
    پروین اعتصامی
    “کس ندانست که من میسوزم
    سوختن ، هیچ نگفتن هنراست”
    پروین اعتصامی

  • #9
    Sadegh Hedayat
    “ما برای نگهداری آزادی خودمان جنگیده ایم، هیچگاه بنام کیش و آئین با دیگران جنگ نکرده ایم و کیش و رفتار و روش دیگران را پست نکرده ایم. آنها را آزاد گذاشتیم. شما خودتان را دانشمند میدانید لیکن از خدا شناسی بو نبرده اید. مردمان تازه بدوران رسیده چشم و دل گرسنه چگونه از کیش خودمان جلو ما گفتگو میکنند؟ کیش ما به کهنگی و سالخوردگی جهان است. شما مردمان دیروزه میخواهید خشور ما بشوید؟ ببینید شما خودتان را در راه راست میدانید و مانند دیوان و ددان رفتار میکنید، خدایی که شما میپرستید اهریمن خدای جنگ، خدای کشتار، خدای کینه جو، خدای درنده است که خون میخواهد. شالوده کارهای شما، روش و رفتار شما روی شکنجه و پستی است. بخون آدمیان تشنه هستید، همه کارهایتان زمین را چرکین و نژاد آدمی را پست میکند.

    پروین دختر ساسان”
    صادق هدایت

  • #10
    Sadegh Hedayat
    “در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد
    و می تراشد.

    اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
    دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند

    و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
    سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند”
    صادق هدایت /sadegh hedayat

  • #11
    Sadegh Hedayat
    “آنچه زندگانی را زهرآلود می کند جنگ برای زندگی نیست، بلکه کشمکش سر چیزهای پوچ و بیهوده است.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #12
    Sadegh Hedayat
    “تقلید عیب نیست، دزدی و چاپیدن عیب است”
    صادق هدایت

  • #13
    Sadegh Hedayat
    “در زندگي زخمهايي هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته مي خورد و مي تراشد.
    اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيش امدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر كسي بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي كنند ان را با لبخند شكاك و تمسخراميز تلقي كنند.
    زيرا بشر هنوز چاره و دوائي برايش پبدا نكرده و تنها داروي فراموشي توسط شراب و خواب مصنوعي به وسيله ي افيون و مواد مخدره است ولي افسوس كه تاثير اين گونه داروها موقت است و پس از مدتي به جاي تسكين بر شدت درد مي افزايند... ”
    صادق هدايت

  • #14
    Sadegh Hedayat
    “برای من بزرگترین معجزه همین است که وجود دارم.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #15
    Sadegh Hedayat
    “چقدر تلخ و ترسناک است هنگامیکه آدم هستی خودش را حس می کند.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #16
    Sadegh Hedayat
    “بعضی ها خوش به دنیا می آیند و بعضی ها ناخوش.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #17
    “دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت / سببی ساز خدایا که پشیمان نشود”
    حافظ شیرازی

  • #18
    عباس معروفی
    “عزيز دلم، مي داني سيم آخر چيست؟ همه خيال مي كنند كه سيم آخر
    ساز است. حتا يک نوازنده بي سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
    اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي مي رفتند قمار، سكه زرشان را كه
    مي باختند، جيبشان را ميگ شتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار مي زدند.
    مي زدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكه
    نيستي.”
    عباس معروفی, تماماً مخصوص

  • #19
    شهیار قنبری
    “خورشید خانوم چارقد مشکی نمی خواس
    مثل شما با این سر و شکل و لباس
    کُپه ی نور ماه سبک تر از هواس
    خورشید خانوم رهاتر از من و شماس

    هر کی می خواد با کلاشی
    سر کلاس نقاشی
    پیرهن گلدار نکشیم
    خاطره ی یار نکشیم
    درخت سرباز نکشیم
    بدتر از اون ساز نکشیم

    باید بدونه عاقبت
    دو بال پرواز می کشیم
    درای این مدرسه رو
    رنگی و دلباز می کشیم
    رو کاغذای بی صدا
    ساز می کشیم ، ساز می کشیم”
    شهیار قنبری

  • #20
    “همسفر!

    در این راه طولانی که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد

    بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

    خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا

    مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

    و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

    مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم

    یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

    و یک شیوه نگاه کردن را

    مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی.

    هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

    و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است



    عزیز من!

    دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

    اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است.

    عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

    من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.



    عزیز من!

    اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد .

    بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

    بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم..

    بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید .

    بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

    بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل .

    اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

    سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است..

    بیا بحث کنیم.

    بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

    بیا کلنجار برویم .

    اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

    بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم.

    من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

    بی‌آن‌که قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

    عزیز من! بیا متفاوت باشیم”
    چهل نامه کوتاه به همسرم - نادر ابراهيمي

  • #21
    رضا قاسمی
    “سه‌تار ساز اختناق است، از بس صدایش لاجون است، بغض فروخورده است انگار، طنین مخفی ترس و شیدایی، می‌گویند یک نفر شنونده برایش کم است، دو نفر زیاد. اما دیده بودم حوالی سه صبح که همه‌ی اشباح مدرنیته در خواب‌اند و دیگر نه صدای رفت‌وآمد ماشینی هست نه صدای دور و درهم کارخانه‌ای، چنان رسا می‌شود این صدا که باید خفه‌اش کنی از ترس همسایه.”
    رضا قاسمی

  • #22
    “گفته مي شود ستاره شناسي دانشي است كه در عين شخصيت ساز بودن به انسان درس فروتني مي دهد. شايد براي نشان دادن مسخرگي باورهاي فريب آميز انسان ها راهي بهتر از نگريستن به تصوير دور اين دنياي خرد نباشد. اين نشان مي دهد كه وظيفه داريم نسبت به هم مهربان تر باشيم و زمين مان را حفظ كرده و گرامي بداريم چون تنها منزلي است كه تاكنون شناخته ايم." #كارل_ساگان#برايان_كاكس..
    بخشي از كتاب: #شگفتي_هاي_كيهان#انتشارات_مازيار..”
    Brian Cox, Wonders of the Universe

  • #23
    Leonardo da Vinci
    “Painting is poetry that is seen rather than felt, and poetry is painting that is felt rather than seen.”
    Leonardo da Vinci

  • #24
    “گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
    باز گردد سوی او آن سایه باز
    این جهان کوهست و فعل ما ندا
    سوی ما آید نداها را صدا”
    مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی), گزیده مثنوی معنوی

  • #25
    Albert Einstein
    “I am enough of an artist to draw freely upon my imagination. Imagination is more important than knowledge. Knowledge is limited. Imagination encircles the world.”
    Albert Einstein

  • #26
    “This statement is not provable.” Think about it for a minute. It’s a strange statement, since it talks about itself—in fact, it asserts that it is not provable. Let’s call this statement “Statement A.” Now, suppose Statement A could indeed be proved. But then it would be false (since it states that it cannot be proved). That would mean a false statement could be proved—arithmetic would be inconsistent. Okay, let’s assume the opposite, that Statement A cannot be proved. That would mean that Statement A is true (because it asserts that it cannot be proved), but then there is a true statement that cannot be proved—arithmetic would be incomplete. Ergo, arithmetic is either inconsistent or incomplete.”
    Melanie Mitchell, Complexity: A Guided Tour



Rss