Mehdi Shargian > Mehdi's Quotes

Showing 1-10 of 10
sort by

  • #1
    Bijan Elahi
    “و زیباترین خمیازه را كبریت كشید به گاه افروختن
    تا سیمای تو حادثه‌ای باشد در میان تاریكی.
    آن‌گاه كه برگریزان، این كف‌زدن شدید بر می‌خاست
    برای خضری، به شكل پیری‌ی من
    كه حتی مرگ خود را نیز باخته بود .”
    بیژن الهی

  • #2
    Bijan Elahi
    “این جا که همیشه می‌نشینی وچای هم می‌زنیّ وبه ابرها
    نگاه می‌کنی
    که دائماً بزرگ می‌شوند و کوچک و این قدر، خلاصه، دقیقه دقیقه که انگار
    بازمان می‌رقصند.

    گاهی اتفاق می‌افتد غروبها
    چیزی انگار گُمت شده باشد، بعد می‌بینی از نبودِ نور بوده وفتی آن رفیقِ قدیمی
    کلید چراغ را می‌زند...”
    بیژن الهی

  • #3
    هوشنگ گلشیری
    “آدم گاهی دلش می‌خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره‌اش می‌کند. اما کو تا یکی این‌طور و آن‌همه اخت پیدا شود؟ خواهید گفت پیدا می‌شوند. بله، می‌دانم. من هم داشتم، یکی دوتا. آن‌قدر با هم اخت بودیم که اگر یکی نمی‌آمد، سروقت به پاتوقمان نمی‌رسید، دلشوره می‌گرفتیم. بعدش، خوب، معلوم است، یکی زن می‌گیرد، یکی سفر می‌رود، یکی می‌رود مذهبی می‌شود، یکی هم غیبش می‌زند، خودکشی می‌کند. دست آخر وقتی خوب زیر و بالای ‌کار را ببینی، متوجه می‌شوی که آدم‌ها، بیشترشان، نمی‌توانند تا آخر خط تاب بیاورند.”
    هوشنگ گلشیری, بره گمشده راعی

  • #4
    Haruki Murakami
    “If you only read the books that everyone else is reading, you can only think what everyone else is thinking.”
    Haruki Murakami, Norwegian Wood

  • #5
    احمد شاملو
    “آه اگر آزادی سرودی می خواند
    کوچک
    همچون گلوگاه پرنده ای
    هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
    سالیان بسیاری نمی بایست
    دریافتی را
    که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است”
    احمد شاملو

  • #6
    “روزهایی که تنها به گردش می‌رفتم این فرصت را به من می‌داد که بتوانم در افکار لذت‌بخشی که تا آن روز خاطرات آن را از دست داده بودم فروبروم و ازز آن استفاده کنم. از این تاریخ هرچه به فکرم می‌رسد، می‌توانم با نوشتن آن را به خاطر بسپارم و هروقت که دوباره به آن مرور می‌کنم یک نوع لذت غیرقابل توصیف به من دست می‌دهد”
    ژان ژاک روسو, Les Reveries du Promeneur Solitaire

  • #7
    Alain de Botton
    “تا وقتی که تنها راه برای رسیدن به تن آمیزی تظاهر به عشق باشد، برخی از ما به دروغ متوسل می شویم و تا وقتی که تنها راه برای یافتن عشق طولانی مدت این باشد که وانمود کنیم یک ماجراجوی بی بندوباریم که حاضریم به اتاق افراد تقریباً غریبه در مهمان‌سرا برویم و با آنها رابطۀ جنسی بدون قید و تعهد داشته باشیم این خطر برای برخی از ما وجود دارد که صبح بعد از این رابطه به نحو دردناکی احساس رهاشدگی کنیم.”
    Alain de Botton

  • #8
    Alain de Botton
    “چه نوع پیمان‌هایی باید با هم آمیز خودمان ببندیم تا به راستی شانس وفاداری دوجانبه را داشته باشیم؟ مطمئناً پیمانی که می‌توانیم ببندیم بسیار محتاطانه‌تر و سردتر از پیمان‌های کنونی است. «عهد می‌بندم که از تو و فقط از تو مأیوس شوم؛ عهد می‌بندم که فقط تو مایۀ افسوس من شوی. نه این‌که افسوس‌هایم در رابطه‌های پرشمار و زندگی دن ژوان‌گونه پراکنده شوند؛ من گزینه‌های مختلف را برای ناشادکامی سنجیده‌ام، و تویی آن کسی که می خواهم خودم را به او متعهد کنم.» زوج ها در محراب کلیسا باید چنین عهدهایی با هم ببندند: عهدهایی که در بدبینانه بودن چیزی کم ندارند و به شکل مهربانانه‌ای غیر رمانتیک اند.”
    Alain de Botton

  • #9
    Alain de Botton
    “ما به خاطر سكس، علاقه‌ها و قدرت سنجش خودمان را ارتقا می‌دهیم. ما برای آنکه با معشوق خودمان تناسب پیدا کنیم مسحور جزئیات مبلمان در سوئد قرن هجدهم می‌شویم، به جمع‌آوری اطلاعات دربارۀ مسابقات دوچرخه‌سواری استقامت یا ماه کوزه‌های کره ای می‌پردازیم. به خاطر سکس، یک نجار تنومند اما ظریف‌طبع که بدن‌اش را خال‌کوبی کرده در کافه‌ای روبه روی یک دانشجوی دکتری پری‌وش که موهایش را چتری زده می‌نشیند و در حالی‌که نیمی از حرف‌های دختر را اصلاً نمی‌شنود، به توضیحات زجرآور او دربارۀ معنای واژۀ یونانی «اودایمونیا» گوش می‌دهد و هم‌زمان با چشم‌هایش خطوط پوست چینی مانند بی نقص او را دنبال می‌کند، در حالی‌که پشت سرشان یک نفر مشغول سرخ کردن سوسیس است.”
    Alain de Botton

  • #10
    Ayn Rand
    “ما به این قانون که می‌گوید مردان جز در زمان جفت‌گیری به زنان نیندیشند، اعتنایی نداریم.”
    Ayn Rand, ANTHEM



Rss