Mohammad javad heydarian > Mohammad javad's Quotes

Showing 1-12 of 12
sort by

  • #1
    Reza Amirkhani
    “من نمی‌خواستم مثلِ بسیاری از متظاهرانْ در تنورِ داغ بچسبانم نانِ خود را. از آن طرف هم هیچ‌گاه از ترسِ تكفیر، شهادتین نمی‌گویم! تكفیر، شیرین‌تر است از تلخیِ شهادتینی كه از سرِ ترس گفته شود.‏”
    رضا امیرخانی, جانستان کابلستان

  • #2
    رسول یونان
    “داشتم از این شهر می رفتم
    صدایم کردی
    جا ماندم
    از کشتی ای که رفت و غرق شد
    البته
    این فقط می تواند یک قصه باشد
    در این شهر دود و آهن
    دریا کجا بود
    که من بخواهم سوار کشتی شوم و
    تو صدایم کنی
    فقط می خواهم بگویم
    تو نجاتم دادی
    تا اسیرم کنی”
    رسول یونان

  • #3
    “هندوانه هایی که پدر خرید و
    سفید بود
    هندوانه هایی که پدر نخرید و
    قرمز بود
    پدری که روزی خواهد مرد
    و
    مایی که خواهیم گریست با ریش
    برای مردی که
    هرچه هندوانه خرید سفید بود
    ولی
    آن قدر مرد بود که به شرط چاقو هندوانه نخرد
    هیچ وقت

    سید رضا خاتمی / قورماغه ای روی تیفال”
    سید رضا خاتمی

  • #4
    سید حسن حسینی
    “در کتابی ابدی

    دل این سوره ی فجر
    پشت این صبح مبین
    به تفاسیر نگاه تو اگر گرم نبود
    شب ظلمانی یخبندان را
    هیچ از قالب تکرار زدن شرم نبود...
    ×××
    آه ای عالم ربانی عشق!
    در کتابی ابدی
    شرح منظومه ی بیداری ما را بنویس !”
    سید حسن حسینی, گنجشک و جبرئیل

  • #5
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #6
    Maya Angelou
    “When someone shows you who they are believe them the first time.”
    Maya Angelou

  • #7
    Allen Saunders
    “Life is what happens to us while we are making other plans.”
    Allen Saunders

  • #8
    Mark Twain
    “Good friends, good books, and a sleepy conscience: this is the ideal life.”
    Mark Twain

  • #9
    گروس عبدالملکیان
    “زیر این آسمان ابری

    به معنای نامش فکر می کند

    گل آفتابگردان!”
    گروس عبدالملكيان

  • #10
    قیصر امین‌پور
    “شهیدی که برخاک می‌خفت

    سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

    به امید پیروزی واقعی

    نه در جنگ

    که بر جنگ”
    قیصر امین پور

  • #11
    فروغ فرخزاد
    “همه می‌ترسند
    همه می‌ترسند
    اما من و تو
    به چراغ و آب و آینه پیوستیم و نترسیدیم”
    فروغ فرخزاد, تولدی‌ دیگر

  • #12
    Louis Pasteur
    “whatever your career may be, do not let yourselves become tainted by a deprecating and barren scepticism, do not let yourselves be discouraged by the sadness of certain hours which pass over nations. Live in the serene peace of laboratories and libraries. Say to yourselves first : ' What have I done for my instruction ? ' and , as you gradually advance, 'What have I done for my country?' until the time comes when you may have the immense happiness of thinking that you have contributed in some way to the progress and to the good of humanity. But, whether our efforts are or not favoured by life, let us be able to say, when we come near the great goal, ' I have done what I could”
    Louis Pasteur



Rss