Behdad Ahmadi > Behdad's Quotes

Showing 1-30 of 87
« previous 1 3
sort by

  • #1
    Roald Dahl
    “And above all, watch with glittering eyes the whole world around you because the greatest secrets are always hidden in the most unlikely places. Those who don't believe in magic will never find it.”
    Roald Dahl

  • #2
    Roald Dahl
    “So please, oh please, we beg, we pray,
    Go throw your TV set away,
    And in its place you can install
    A lovely bookshelf on the wall.
    Then fill the shelves with lots of books.”
    Roald Dahl, Charlie and the Chocolate Factory

  • #3
    Saadi
    “تو را نادیدن ما غم نباشد
    که در خیلت به از ما کم نباشد

    من از دست تو در عالم نهم رو
    ولیکن چون تو در عالم نباشد”
    Saadi

  • #4
    نادر ابراهیمی
    “دختر سياسى، بهتر از پسر سياسى است. مردان، انگار كه براى حضور در معركه ى سياست به دنيا مى آيند؛ اما زنان، بر اين ميدان منّت مى گذارند كه پا در آن مى نهند. هر جا زنى به خاطر عدالت مى جنگد، آن جا عطرى پيچيده است شيرين و شورانگيز و بهشتى.”
    نادر ابراهیمی, واقعیتهای پرخون

  • #5
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “هیچ میدانی چرا چون موج
    در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم ؟
    زانکه بر این پرده تاریک
    این خاموشی نزدیک
    آنچه می خواهم نمی بینم
    و آنچه می بینم نمی خواهم”
    محمدرضا شفیعی کدکنی

  • #6
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “خدایا
    خدایا
    تو با آن بزرگی
    در آن آسمانها
    چنین آرزویی
    بدین کوچکی را
    توانی برآورد
    آیا؟”
    محمدرضا شفیعی کدکنی

  • #7
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “آخرین برگ سفرنامه باران این است،
    که زمین چرکین است...”
    محمدرضا شفیعی کدکنی

  • #8
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست/ با چشم های روشن براق/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/ هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر/ این هم نشان ما :/ یک سو خلیج فارس / سوی دگر خزر”
    محمد رضا شفیعی کدکنی

  • #9
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “در روزهای آخر اسفند
    کوچ بنفشه‌های مهاجر
    زيباست
    در نيم‌روز روشن اسفند
    وقتی بنفشه ها را از سايه های سرد
    در اطلس شميم بهاران
    با خاک و ريشه
    - ميهن سيارشان –
    از جعبه‌های کوچک و چوبی
    در گوشه‌ی خيابان می‌آورند
    جوی هزار زمزمه در من
    می‌جوشد:
    ای کاش
    ای کاش، آدمی وطنش را
    مثل بنفشه‌ها
    (در جعبه‌های خاک)
    يک روز می‌توانست
    هم‌راه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
    در روشنای باران
    در آفتاب پاک”
    محمد رضا شفيعي كدكني

  • #10
    Woody Allen
    “I'm not afraid of death; I just don't want to be there when it happens.”
    Woody Allen

  • #11
    Jimi Hendrix
    “I'm the one that's got to die when it's time for me to die, so let me live my life the way I want to.”
    Jimi Hendrix, The Jimi Hendrix Experience - Axis: Bold as Love | Guitar TAB Sheet Music Collection | Note-for-Note Transcriptions for Electric Guitar Players | Classic Psychedelic Rock Solos

  • #12
    Mark Twain
    “I do not fear death. I had been dead for billions and billions of years before I was born, and had not suffered the slightest inconvenience from it.”
    Mark Twain

  • #13
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #14
    Frank Zappa
    “Without deviation from the norm, progress is not possible.”
    Frank Zappa

  • #15
    Frank Zappa
    “If you end up with a boring miserable life because you listened to your mom, your dad, your teacher, your priest, or some guy on television telling you how to do your shit, then you deserve it.”
    Frank Zappa

  • #16
    Frank Zappa
    “A drug is not bad. A drug is a chemical compound. The problem comes in when people who take drugs treat them like a license to behave like an asshole.”
    Frank Zappa, The Real Frank Zappa Book

  • #17
    Frank Zappa
    “There is more stupidity than hydrogen in the universe, and it has a longer shelf life.”
    Frank Zappa

  • #18
    Frank Zappa
    “You can't be a real country unless you have a beer and an airline - it helps if you have some kind of football team, or some nuclear weapons, but in the very least you need a beer.”
    Frank Zappa
    tags: beer

  • #19
    Nikolai Gogol
    “The longer and more carefully we look at a funny story, the sadder it becomes.”
    Nikolai V. Gogol

  • #20
    Thomas A. Edison
    “There are no rules here -- we're trying to accomplish something.”
    Thomas A. Edison

  • #21
    Jostein Gaarder
    “ایرلیوس، تصورش را بکن اگرآسمانی بر فراز ما نباشد و اگر زندگی و دنیای دیگری غیر از این زندگی و دنیایی که در آن آفریده شده ایم وجود نداشته باشد، آن وقت چه؟
    اگر چنین باشد، امیدوارم روح ما تا ابد بر فراز رودخانه آرنو معلق بماند. مگر در فلورنتیا نبود که فلوریا شکوفه کرد؟
    و مگر در آنجا نبود که در پرتو آفتاب کم فروغ غروب، پیشانی ایرلیوس همچون طلا می درخشید؟”
    Jostein Gaarder, Vita Brevis: A Letter to St Augustine

  • #22
    J.K. Rowling
    “Fred, you next," the plump woman said.
    "I'm not Fred, I'm George," said the boy. "Honestly, woman, you call yourself our mother? Can't you tell I'm George?"
    "Sorry, George, dear."
    "Only joking, I am Fred," said the boy and off he went.”
    J.K. Rowling, Harry Potter and the Sorcerer's Stone

  • #23
    “دل به نوشتن آرام گیرد”
    امام صادق علیه السلام

  • #24
    Maurice Maeterlinck
    “When we lose one we love, our bitterest tears are called forth by the memory of hours when we loved not enough.”
    Maurice Maeterlinck

  • #25
    Paula Poundstone
    “Adults are always asking little kids what they want to be when they grow up ’cause they’re looking for ideas.”
    Paula Poundstone

  • #26
    Charles Bukowski
    “Do you hate people?”

    “I don't hate them...I just feel better when they're not around.”
    Charles Bukowski, Barfly

  • #27
    نادر ابراهیمی
    “در روزگار ما کسانی را میبینی مغموم , پریشان , زلف آشفته , خوی کرده , بیکار , سر در گریبان با چشمان خمار. عین عین عاشقان قدیمی قصه ها - بی آنکه عطر عشق را یک بار از دور هم استشمام کرده باشند.”
    نادر ابراهیمی, یک عاشقانه‌ی آرام

  • #28
    Ernest Hemingway
    “I love sleep. My life has the tendency to fall apart when I'm awake, you know?”
    Ernest Hemingway

  • #30
    “هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
    نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
    به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
    شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
    حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
    دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
    مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
    که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
    من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
    که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
    بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
    که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
    مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
    که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
    به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
    که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
    مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
    سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
    و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم”
    Sa'di Shirazi

  • #31
    Romain Gary
    “از همین می ترسم. «به کسی یا چیزی عادت می کنی، اون وقت اون چیز یا اون کس قالت می گذاره.» اون وقت دیگه هیـچ چیـز برات باقی نمی مونه”
    Romain Gary, خداحافظ گاری کوپر



Rss
« previous 1 3