(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
هوشنگ گلشیری

“پس صاحب تاریخ از آن دروازه‌ی چوبینِ جانبِ شرق گوید و آن گردباد که: از آن روزباز که این شهر نهاده‌اند این باد نیز بر آن موکل کرده‌اند، همان‌گونه پیچان که امروز، تو گویی نه گردباد که هرروز به نیمروزان دیوی آن بند که سلیمانِ نبی بر پای نره‌دیوان می‌بست می‌گسلد و بدین جانب می‌آید، پایی بر خاک و سری در افلاک، از تپه ماهورها می‌گذرد، بوته‌ی خشکِ سست‌ریشه را از جا می‌کند و توده‌های شن را می‌چرخاند و تنوره‌کشان از حصار شارستان می‌گذرد و چون از دیگر سوی شهر به در می‌شود بر هرچه و هرچیز لایه‌ای از غبار می‌ماند جز بر سطح آن نقش.
‌”

Houshang Golshiri, حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد
Read more quotes from هوشنگ گلشیری


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag