(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“امروز به آپارتمانهای گتوی شماره پنج حمله کردند. همه نفوس افلیج و از کار افتاده را به رگبار بستند، خندیدند و گفتند: شما قوم برگزیده خدا هستید؟ خدا کجاست که نجاتتان دهد برگزیده های عوضی؟ خندیدند و رفتند.
فردا هم به بلوک ما می آیند. باید راهی برای فرار از روی دیوار پیدا کنم. از دیوار بالا رفتم. دیسماس روی دیوار ایستاده بود. با لگد مرا روی زمین پرت کرد. کجا میآیی؟ فکر کردی میتوانی فرار کنی؟ یادت هست چگونه دست از من شستی؟ مرا که به خاطر تو از همه چیز گذشته بودم زیر پا له کردی! این دیوار جلجتاست و تو نمیتوانی از آن بالا بیایی. بالا رفتن از سربالایی جلجتا کار هر کسی نیست. فقط یک منجی و دو جنایتکار از پسش برمی آیند.
فردا به بلوک ما می آیند و دیسماس سرتاسر دیوار را پوشانده است. مادر بهتر است خودمان را خلاص کنیم. نمیخواهم به دست سربازان اس.اس بمیرم. از سر مادرم خون می آید. درست جلوی چشمانم تیری به وسط پیشانی اش زدند. رمقی بر جانم نمانده است. مرا ببرید. به اردوگاه ببرید. آنقدر از من کار بکشید تا دیگر جانی در بدنم نماند. مرا بسوزانید.”

بهروز حسینی, ساعت‌ها
Read more quotes from Behrouz Hosseini


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!


This Quote Is From

ساعت‌ها ساعت‌ها by Behrouz Hosseini
31 ratings, average rating, 6 reviews

Browse By Tag