(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sohrab Sepehri

“وقت لطیف شن
باران
اضلاع فراغت می شست
من با شنهای
مرطوب عزیمت بازی می کردم
و خواب سفرهای منقش می دیدم
من قاتی آزادی شن ها بودم
من
دلتنگ بودم
در باغ
یک سفره مانوس پهن بود
چیزی وسط سفره شبیه ادراک منور
یک خوشه انگور
روی همه شایبه را پوشید
تعمیر سکوت گیجم کرد
دیدم که درخت هست
 وقتی که درخت هست پیداست که باید بود
باید بود
و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد
اما
ای یاس ملون!”

سهراب سپهری, ما هیچ ما نگاه
Read more quotes from Sohrab Sepehri


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

-1 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

ما هیچ ما نگاه ما هیچ ما نگاه by Sohrab Sepehri
165 ratings, average rating, 16 reviews

Browse By Tag