(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sadegh Hedayat

“آن‌قدر با شور و حرﺍرت «چاردﺍش» رﺍ در کافه می‌نوﺍخت، مثل ﺍین که می‌خوﺍست همهٔ بدبختی‌ها و سرگردﺍنی‌های خود رﺍ به‌شکل نالهٔ سوزناک ﺍز روی سیم ویلون بیرون بکشد و یا یک لحظه دردهای خود رﺍ فرﺍموش بکند؛ ولی همین‌که در جعبهٔ ویلون رﺍ می‌بست، یک موجود بدبخت، یک ﺁدمیزﺍد بی‌چاره می‌شد و ﺍز درجهٔ نیمچه خدﺍیی به گردﺍب مذلت و ناتوﺍنی سقوط می‌کرد! مثل ﺍین که ویلون ﺍسباب بدبختی ﺍو شده بود با وجود ﺍین جعبهٔ سیاه ویلون رﺍ مانند تابوت همهٔ ﺍفکار و ﺍحساسات خود در هر خرﺍبات و دکان پیاله‌فروشی همرﺍه می‌برد!”

Sadegh Hedayat, تجلی
tags: sadness
Read more quotes from Sadegh Hedayat


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

تجلی تجلی by صادق هدایت
183 ratings, average rating, 13 reviews

Browse By Tag