(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sherko Bekas

“(باد سرد جنوب هنوز كمين کرده بود)
یک برگ تمام اسرار درخت را مي‌دانست
پيوند ميان او و تالاب و نجواهاي شبانه
پيوند ميان او و پرنده و نامة مزرعه و
آمد و شد شعاعِ نور و جنب و جوش ميان واژه و
غروبِ باغ.
پيوند ميان او و مهتاب
پيوند سايهِ او و پسرك چوپان و
ني‌لبك‌اش
(زمستان هنوز کمین کرده بود)
دانه‌اي شن هم
راز جويبار در سينه‌اش بود
راز او و ريشه‌ها
راز او و شاخه گياه و
راز او و رخسار دخترك چوپان و
راز او و سر‌چشمه
(سيل هنوز کمین کرده بود)
باد سرد جنوب که هجوم آورد
سيل که هجوم آورد
برگ روی شاخه و
شن بر بستر آب
هردو كشته شدند
اما هيچ‌كدام
راز عشق را فاش نکردند!”

شیرکو بیکس
Read more quotes from Sherko Bekas


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag