(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
شارمین میمندی‌نژاد

“بارها و بارها بچه های ما شنیدن، در اوج درد، رنج، سختی، تب، گوشه گیری افتادن، چگونه حضرت دست یک محرومی رو گرفته.
این ما نبودیم. ما شاهد این دستگیری بودیم. در نگاه ما این دستگیری آمد.
یک قانونی فرای قانون زمین.
یک عدالتی فرای عدالت خاکی.
عدالتی از جنس آفتاب.
عدالتی گرم کننده، مهربان.
عدالتی کامل، عدالتی گریان همجون این باران شب ریز.
بارانی که هر لحظه در خیابون های تنهای این شهر سرد ما رو خیس می کرد.
عدالتی از این جنس... عدالتی از این جنس پیدا شد.
در لحظه به لحظه راهمان، مادری افتاده بود، زاری می کرد، مشت بر سینه می کوبید، در آخرین لحظه امیدش یا علی می گفت. ناگهان خوابم آشفته می شد.”

شارمین میمندی‌نژاد
Read more quotes from شارمین میمندی‌نژاد


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag