(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“در عبادت با تو حکایتی خواهیم گفت: روزی دهقانی نشسته بود برزیگران او را خیاری آوردند نوباوه. دهقان حساب خانه برگرفت و هر کسی را بنهاد و یکی بغلام داد که ایستاده بود. دهقان را هیچ نماند. غلام خدمت کرد و بستد و می‌خورد. خواجه را نیز آرزو آمد. گفت: پاره‌ای بمن ده. غلام خدمت کرد و پاره‌ای بخداوند داد. دهقان چون بدهان برد تلخ بود. گفت: ای غلام! خیار بدین تلخی تو بدین خوشی می‌خوری!. گفت: از دستِ خداوندی که چندین سال شیرین خورده باشی یک تلخ را رد نتوان کرد.”

جمال الدین ابوروح لطف الله بن ابی سعد, حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر
Read more quotes from جمال الدین ابوروح لطف الله بن ابی سعد


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag