(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“قورباغه به کانگورو گفت:من می توانم بپرم و تو هم.پس اگر ما با هم ازدواج کنيم بچه مان ميتواند از روی کوهها بجهد.يک فرسنگ بپرد و ما ميتوانيم اسمش را قورگورو بگذاريم. کانگورو گفت : عزيزم چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو.بهتر است اسمش را کانباغه بگذاريم....هردو سر قورگورو و کانباغه بحث کردند و بحث کردند..آخرش قورباغه گفت : برای من نه قورگورو مهمه نه کانباغه. اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.کانگورو هم گفت : بهتر. قورباغه ديگر چيزی نگفت. کانگورو جست زد و رفت. آنها هيچوقت با هم ازدواج نکردند.بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوهها بجهد يا يک فرسنگ بپرد.چه بد..جه حيف! که نتوانستند فقط سر يک اسم توافق کنند...”

"شل سیلور اشتاین"
Read more quotes from "شل سیلور اشتاین"


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag