(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
سیدحسن حسینی

“((من کی ام؟)) یک پرسش تکراری است
کز ازل چون سیل در من جاری است
بازپتک آهنین ((من کی ام؟))
ضربه زن شد با طنین ((من کی ام؟))
باز مامور سوالی بی جواب
آمده از راه با حکم عذاب
باز بر در ضربت انگشت او
حکم جلب روح من در مشت او!
باز در من ((من کی ام؟))رخ می دهد
ناشناسی گنگ پاسخ می دهد:
من تماماٌ روح !یا تن نیستم
من کسی غیر از خود من نیستم
قطره ای کوچک ز نیل نیستی
هستم اما از قبیل نیستی
حلقه ای چرخان به انگشت عدم
از تبار هیچ از پشت عدم
روی این دریا حبابی ساده ام خالی از خود اتفاق افتاده ام
چرخش وارونه ی زایندگی
باز می گیرد مرا از زندگی
مثل طوماری که بازش کرده اند
باز با انگشت رازش کرده اند
ناگه از یک سو رهایم می کنند
رهسپار ابتدایم میکنند
در مسیر تو به توی نیستی تند می غلتم به سوی نیستس
روی دست موج چون خس می روم
واژگون می غلتم و پس می روم
می خورد شلاق گردابم به تن
می درد بر قامت من پیرهن
از هوای وهم خالی می شوم
موج دریای خیالی می شوم
نیستی راه نفس می گیریدم
از خودم بی وقفه پس می گیریدم
مست توفان,چرخ چرخان پیچ پیچ
می روم تا ساحلی از جنس هیچ
می خلد خار عدم در تاولم
باز می گردم به جای اولم.”


سید حسن حسینی
Read more quotes from سیدحسن حسینی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote


To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag