(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
مسعود فردمنش

“به نام بخشنده بزگ داور بر حق به نام خداوند ایثار و انصاف
خارم اگر از خاری خارم تو مپنداری
دانم که مرا با گل یکجا تو نگهداری

گل راتوبه آن گوئی کزعشق معطرشد
آن گل که فقط گل بود درحادثه پرپرشد

سودای تورا دارم من از دل و از جانم
گفتند که پیدا شو دیدند که پنهانم

گفتند که پیدا کن خود را و تو را با هم
گفتم که پیدا هست در هر نفسس آدم

پیداست و من پنهان من در تن واو در جان
یک آن نظری کردم در خود گذری کردم

دیدم که نه در دوری نزدیک تر از نوری
در راه عبور از تو من این همه دور از تو
یک عمر نیاندیشم هیهات تو در خویشم
چشم است که بینا نیست در عشق که اینها نیست”


مسعود فردمنش
Read more quotes from مسعود فردمنش


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote


To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag