(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
پروین اعتصامی

“دختری خرد، شکایت سر کرد/که مرا حادثه بی مادر کرد
  دیگری آمد و در خانه نشست/صحبت از رسم و ره دیگر کرد
موزه‌ی سرخ مرا دور فکند/جامه‌ی مادر من در بر کرد 
 یاره و طوق زر من بفروخت/خود گلوبند ز سیم و زر کرد
 سوخت انگشت من از آتش و آب/ او بانگشت خود انگشتر کرد/ دختر خویش به مکتب بسپرد/نام من، کودن و بی مشعر کرد :(((((
اشک خونین مرا دید و همی/خنده‌ها با پسر و دختر کرد
نزد من دختر خود را بوسید/بوسه‌اش کار دو صد خنجر کرد
 پدر از درد من آگاه نشد/هر چه او گفت ز من، باور کرد”

پروین اعتصامی
Read more quotes from پروین اعتصامی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag