(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sadegh Hedayat

“در این وقت از خود بی خود شده بودم، مثل اینکه من اسم او را قبلاً می دانسته ام، شراره چشمهایش، رنگش، بویش، حرکاتش، همه به نظر من آشنا میامد، مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم برزخ با روان او همجوار بوده، از یک اصل و یک ماده بوده و بایستی که بهم ملحق شده باشیم- میبایستی در این زندگی نزدیک او بوده باشم، هرگز نمیخواستم او را لمس کنم، فقط اشعه نامرئی که از تن ما خارج و به هم آمیخته میشد کافی بود- این پیشامد وحشت انگیز که به اولین نگاه به نظر من آشنا آمد، آیا همیشه دو نفر عاشق همین احساس را نمیکنند که سابقاً یکدیگر را دیده بودند، که رابطه مرموزی بین آنها وجود داشته است؟ در این دنیای پس یا عشق او را میخواستم و یا عشق هیچکس را- آیا ممکن بود کس دیگری در من تاثیر بکند؟”

Sadegh Hedayat, The Blind Owl
Read more quotes from Sadegh Hedayat


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

The Blind Owl The Blind Owl by Sadegh Hedayat
35,818 ratings, average rating, 4,090 reviews
Open Preview

Browse By Tag