بازگشته ام به پایتخت
سفره ی حوض را پهن کرده اند
روبروی عمارتم
با چهار ستون سالم
در چهل ستون
بلیط ورودی را تو خریده ای
من می روم یک قوری چای دو نفره بگیرم
دوست دارم وقتی برگشتم
بخندی
سرت را روی شانه ام بگذاری
و آرام آرام
فواره ی کلمات مینیاتوری ات را
زیر گوشم رها کنی
حالا دیگر من شاه عباسم
و دستور می دهم
هر روز عصر ۲۴ آذر ۸۸ ساعت ۳۰/۱۷ باشد
چه این کلاغ فیروزه ای بهت زده
باور کند بازگشته ام
چه نه
Published on January 14, 2010 22:38