انتظار
اسفند پر تب و تاب بود
بر کنده ی دود
می گفتم مامورهای شهرداری
آب و جارو می کردند
سر و ریشم را صفا می دادند
و یک لنگ پا
در چهارراه ولی عصر می ایستادم
بهار مثل کریس انجل
خرگوشهای سبزش را از کلاهم بیرون می آورد
و تو به بهانه ی سایه
زیر پوست کلفتم می خزیدی
Published on March 10, 2012 06:16