بهاریه

 


انتظار
اسفند پر تب و تاب بود
بر کنده ی دود
می گفتم مامورهای شهرداری
آب و جارو می کردند
سر و ریشم را صفا می دادند
و یک لنگ پا
در چهارراه ولی عصر می ایستادم
بهار مثل کریس انجل
خرگوشهای سبزش را از کلاهم بیرون می آورد
و تو به بهانه ی سایه
زیر پوست کلفتم می خزیدی


 

 •  0 comments  •  flag
Share on Twitter
Published on March 10, 2012 06:16
No comments have been added yet.


سجاد گودرزی's Blog

سجاد گودرزی
سجاد گودرزی isn't a Goodreads Author (yet), but they do have a blog, so here are some recent posts imported from their feed.
Follow سجاد گودرزی's blog with rss.