پایان نمایشش قیامتی بود برای خودش
شیر پیر پاییزبر گلوی نهالی جا مانده از گله نشستهو درختان در دوردستبا شیون برگ و بار خود را به باد می دهند
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.