Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following Azadeh.
Showing 1-1 of 1
“روز اول با خودم گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم
آن من دیوانه عاصی در درونم های و هو میکرد
مشتت بر دیوارها میکوفت روزنی را جستجو میکردد
میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه هایش را
در صدایم گوش میکردم درد لیال صدایش را
شرمگین میخواندمش بر خویش از چه بیهوده گریانی؟
در میان گریه مینالید دوستش دارم نمیدانی؟
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان میکشد این غم دگر بارم
مینشینم شاید او آید عاقبت روزی به دیدار”
―
روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم
آن من دیوانه عاصی در درونم های و هو میکرد
مشتت بر دیوارها میکوفت روزنی را جستجو میکردد
میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه هایش را
در صدایم گوش میکردم درد لیال صدایش را
شرمگین میخواندمش بر خویش از چه بیهوده گریانی؟
در میان گریه مینالید دوستش دارم نمیدانی؟
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان میکشد این غم دگر بارم
مینشینم شاید او آید عاقبت روزی به دیدار”
―


