Sama > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 31
Sama
Sama is on page 124 of 234 of Waiting for the Dark, Waiting for the Light
با اینکه بزرگ ترین آرزویش این بود که خودش را در نظر آلیس تبرئه کند گفت:قصد ندارم برای خودم عذر و بهانه بیاورم اما واقعا امیدوار بودم بتوانم کاری را که دوست دارم و فکر می کنم خوب بلدم بکنم ،فکر می کردم شاید مردم از آن یک چیزی یاد بگیرند.و بعضی و قتها فکر می کنم که یاد هم می گیرند .بله ،مجبورم کارهایی را بکنم که ازشان نفرت دارم .این بهایی است که من می پردازم.تقریبا همه می پردازند ،هر کدام به نوعی.
Jul 11, 2013 11:54PM Add a comment
Waiting for the Dark, Waiting for the Light

Sama
Sama is on page 81 of 91 of میرا
در مربع شماره 692و555و32 شمالی زندگی می کنم.نمی دانم چرا این را می نویسم شاید به خاطر انجام دادن خدمتی است به دوستانم و برای مفید بودن به حالشان.به نظرم می رسد که با نقل این چند فکر و ذکر تعدادی از داستان های بامزه ای که از بر کرده ام،با دادن نمونه ای از یک ذهن بدون غرض و یک ذهن غیر اجتماعی،شاید این کاغذ که حالا دارم در سیاهی شب و به طور پنهانی می نویسمش،بتواند فایده عام داشته باشد و برایم شهرتی از نوع خوب فراهم کند.
Mar 24, 2011 01:52PM Add a comment
میرا

Sama
Sama is on page 25 of 91 of میرا
بعضی اوقات این فکر به سرم می زند که خانه را ترک کنم که از اینجا بروم .اگر میرا می رفت من هم همان کار را می کردم.اما یک چیز باعث ترس است که در آخر دشت ، به علت قیرهایی که به پا می چسبند دیگر نتوانم پیش بروم یا برگردم و مثل مترسک برجایم بمانم و شب ها و روزها بیایند و بروند بدون آنکه بتوانم قدمی به این طرف و ان طرف بگذارم.
Mar 24, 2011 01:47PM Add a comment
میرا

Sama
Sama is on page 199 of 608 of کافکا در کرانه
باید نگاه کنی! این یکی دیگر از مقررات ماست.بستن چشمهایت چیزی را عوض نمی کند.چون نمی خواهی شاهد اتفاقی باشی که می افتد،هیچ چیز ناپدید نمی شود. در واقع دفعه بعد که چشم وا کنی ،اوضاع بدتر می شود .دنیایی که تویش زندگی می کنیم این طور است آقای ناکاتا
Feb 13, 2011 01:52PM Add a comment
کافکا در کرانه

Sama
Sama is on page 199 of 608 of کافکا در کرانه
باید نگاه کنی! این یکی دیگر از مقررات ماست.بستن چشمهایت چیزی را عوض نمی کند.چون نمی خواهی شاهد اتفاقی باشی که می افتد،هیچ چیز ناپدید نمی شود. در واقع دفعه بعد که چشم وا کنی ،اوضاع بدتر می شود .دنیایی که تویش زندگی می کنیم این طور است آقای ناکاتا
Feb 13, 2011 01:52PM Add a comment
کافکا در کرانه

Sama
Sama is on page 57 of 206 of تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار
تیرهای سقف را بالا تر بگذارید،نجاران،که داماد همچون آرس می آید،بالا بلندتر از هر بلند بالایی..
Aug 13, 2010 01:41AM Add a comment
تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار

Sama
Sama is on page 57 of 206 of تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار
تیرهای سقف را بالا تر بگذارید،نجاران،که داماد همچون آرس می آید،بالا بلندتر از هر بلند بالایی..
Aug 13, 2010 01:41AM Add a comment
تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار

Sama
Sama is on page 60 of 206 of تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار
گفت خیلی قشنگ است که آدم بیاید خانه و بعد متوجه شود خانه را عوضی گرفته است.عوضی با دیگران شام بخورد،در تخت خواب عوضی بخوابد،و صبح با این فکر که آن آدمها خانواده خودش هستند همه را ببوسد و خداحافظی کند.گفت اینطوری هرکس را ببینی فکر میکن
Aug 12, 2010 11:47AM Add a comment
تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار

Sama
Sama is on page 76 of 79 of همه‌ی افتادگان
"خداوند همه ی کسانی را که در زحمتند یاری می دهد و دست همه ی افتادگان را می گیرد و بر می خیزاند
Aug 10, 2010 02:37AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 59 of 79 of همه‌ی افتادگان
دکتره می گفت هیچ عیبی تو دختره پیدا نکرده .اما تا اون جایی که می تونست تشخیص بده تنها عیب دختره این بوده که داشته می مرده .و واقعا هم مرد،درست بعد از این که دکتره دست از معالجه ش برداشت.... ...بعد یه دفعه سرش رو بلند کرد و انگار که بهش وحی
Aug 10, 2010 02:32AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 59 of 79 of همه‌ی افتادگان
دکتره می گفت هیچ عیبی تو دختره پیدا نکرده .اما تا اون جایی که می تونست تشخیص بده تنها عیب دختره این بوده که داشته می مرده .و واقعا هم مرد،درست بعد از این که دکتره دست از معالجه ش برداشت.... ...بعد یه دفعه سرش رو بلند کرد و انگار که بهش وحی
Aug 10, 2010 02:32AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 59 of 79 of همه‌ی افتادگان
آقای رونی: تا حالا شده دلت بخواد یه بچه بکشی ؟
Aug 10, 2010 02:28AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 55 of 79 of همه‌ی افتادگان
آقای رونی: من از این پله ها 5 هزار بار بالا و پایین رفته م ولی هنوز نمی دونم چندتان.. ..خب امروز فکر می کنی چندتان؟ خانم رونی : ازم نخواه بشمرم ،دن ،آلان نه. آقای رونی: نشماریم !یکی از معدود لذات زندگی همینه!
Aug 09, 2010 06:15AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 15 of 79 of همه‌ی افتادگان
خانم رونی: من فقط یه عجوزه هیستریکم،می دونم،درب و داغون از غصه خوردن و ماتم گرفتن ومودب بودن و کلیسا رفتن و چاقی و رماتیسم وبی بچگی
Aug 09, 2010 06:06AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 15 of 79 of همه‌ی افتادگان
خانم رونی: من فقط یه عجوزه هیستریکم،می دونم،درب و داغون از غصه خوردن و ماتم گرفتن ومودب بودن و کلیسا رفتن و چاقی و رماتیسم وبی بچگی
Aug 09, 2010 06:06AM Add a comment
همه‌ی افتادگان

Sama
Sama is on page 335 of 360 of خاک غریب
کاشیک هیچ وقت تمام و کمال به جایی که زندگی می کرد،اعتماد نکرده بود؛هیچ وقت آن ها را پناهگاه ندیده ندیده بود. حالا می فهمید که از بچگی خوشحال تر از همیشه وقتی که بیرون از خانه بود-دور از خرت و پرت های شخصی زندگی.عکاسی را اول از همه به هم
Aug 02, 2010 12:58PM 1 comment
خاک غریب

Sama
Sama is on page 311 of 360 of خاک غریب
آخر سال
Jul 29, 2010 06:45AM Add a comment
خاک غریب

Sama
Sama is on page 264 of 360 of خاک غریب
بخش دوم ،داستان اولین و آخرین بار
Jul 27, 2010 11:04AM Add a comment
خاک غریب

Sama
Sama is on page 235 of 304 of The Namesake
گفت"یادت باشد . من و تو با هم این راه را رفتیم . دو تایی رفتیم تا جایی که یک قدم جلوتر نمی شد رفت."
Jul 15, 2010 01:53PM Add a comment
The Namesake

Sama
Sama is on page 133 of 304 of The Namesake
گوگول فکری است که آدم های چاق بعد از لاغر شدن همین حال او را دارند یا نه.یا زندانی ها بعد از آزادی. هوس می کند برود جلو به مردمی که سگ هاشان را برای هواخوری آورده اند یا کالسکه ی بچه هاشان را هل می دهند یا دارند برای اردک ها نان پرت می کن
Jul 15, 2010 01:42PM Add a comment
The Namesake

Sama
Sama is on page 70 of 304 of The Namesake
از شب های دم کرده ی ماه اوت است. آشیما گانگولی که دو هفته تا موعد زایمانش مانده،در آشپزخانه ی آپارتمانی در میدان سنترال سر پا ایستاده و دارد برشتوک برنجی و بادام زمینی پلنترز و پیاز قرمز رنده کرده را توی کاسه با هم قاتی می کند
Jul 07, 2010 03:40PM Add a comment
The Namesake

Sama
Sama is on page 27 of 85 of سمت تاریک کلمات
"خیابانهای نیمه شب مال ادم های دیگری است ؛ مال ان ها است که وقت های دیگر هیچ جایی نیستند، ان هایی که فقط خودشان میدانند که هستند
Jul 02, 2010 05:08AM Add a comment
سمت تاریک کلمات

Sama
Sama is on page 24 of 85 of سمت تاریک کلمات
...تازه، اگر هم میدانست و می گفت ، چیز زیادی عوض نمی شد.چون توضیح ها هم ، هرچه باشند ، فقط یک جور دروغند برای این هستند که خود ادم وطرفش مدتی چیزی به جای جواب برای سوالش داشته باشند. برای این است که جواب واقعی را کسی نمی خواهد بشنود یا بگ
Jul 02, 2010 05:07AM Add a comment
سمت تاریک کلمات

Sama
Sama is on page 50 of 136 of نان سال‌های جوانی
گفتم :"یکبار دیگر لیست های حقوق را نگاه کن، لیست هایی را که تو می نوشتی-بلند و انگونه که آدم شعرهای مذهبی را می خواندبا احساس - اسم آنها را با صدای بلند بخوان و بعد از هر اسم بگو:ما را ببخش.بعدا اسم ها را جمع بزن ...آنوقت از تعداد نفرین ها
Jul 01, 2010 01:45PM Add a comment
نان سال‌های جوانی

Sama
Sama is on page 50 of 136 of نان سال‌های جوانی
ومن ناگهان متوجه شدم که گرومیک هم از این قاعده مستثنی نبوده است: او در پس حوله ای که با آن صورت زنی را می پوشاند به دنبال زیبایی می گشت،در حالی که کافی بود - به نظر من این طور می رسید- حوله را بردارد تا زیبایی را بیابد.
Jun 30, 2010 01:47AM Add a comment
نان سال‌های جوانی

« previous 1
Follow Sama's updates via RSS