نادر نادرپور > Quotes > Quote > Zarin liked it
“چندان فرو باريد برف جامد ايام
كز حجم سردش : موي من رنگ زمستان يافت
اكنون نمي دانم كه باران كدامين روز
اين رنگ برفين را تواند شست
شب ، ديدگانم را چنان از تيرگي انباشت
كاين چشمه هاي روشن از بنياد خشكيدند
اكنون نمي دانم كه چون خورشيد برخيزد
تصوير او را در كدامين چشمه بايد جست
بار گران روزها چندان به دوشم ماند
كز بردباري قامتم خم شد
اگنون كسي در گوش من ، خصمانه مي گويد
اين پشته پنهان كه بر دوس گمان داري
بار گناه تست
من خوب مي دانم كه در اوج كهنسالي
چشمان تاريك مرا از صبح آيينه
ديگر اميد روشنايي نيست
اما هنوز اي بخت
آيا ، ميان خرمن موي سپيد من
تار سياهي در شب پيري تواند رست ؟”
―
كز حجم سردش : موي من رنگ زمستان يافت
اكنون نمي دانم كه باران كدامين روز
اين رنگ برفين را تواند شست
شب ، ديدگانم را چنان از تيرگي انباشت
كاين چشمه هاي روشن از بنياد خشكيدند
اكنون نمي دانم كه چون خورشيد برخيزد
تصوير او را در كدامين چشمه بايد جست
بار گران روزها چندان به دوشم ماند
كز بردباري قامتم خم شد
اگنون كسي در گوش من ، خصمانه مي گويد
اين پشته پنهان كه بر دوس گمان داري
بار گناه تست
من خوب مي دانم كه در اوج كهنسالي
چشمان تاريك مرا از صبح آيينه
ديگر اميد روشنايي نيست
اما هنوز اي بخت
آيا ، ميان خرمن موي سپيد من
تار سياهي در شب پيري تواند رست ؟”
―
No comments have been added yet.
