مهران نجفی > Quotes > Quote > Jack Seargeant liked it

مهران نجفی
“گاهی که خیلی به او فکر می‌کنم، و از تنهایی می‌زند به سَرم، به خدا می‌گویم: «یعنی نمی‌شود، نه؟» و بعد یکدفعه بغض‌ام می‌گیرد. چون می‌دانم نمی‌شود. نمی‌شود هیچ جای جهان آنسه را پیدا کرد. و من توی دنیایی زندگی می‌کنم که آنسه‌اش از بین رفته. انگار خدا خودکار برداشته و روی اسمش را خط زده و او ناگهان محو شده.”
مهران نجفی, از پنج‌شنبه‌ها متنفرم

No comments have been added yet.