Sherko Bekas > Quotes > Quote > Felek liked it
“«مادر»
میان دو باغ خوابیدم
خوابهایی سبز و سرخ دیدم
میان دو ستاره
به انتظار فرصتی نشستم
دستهای از راز شب را
به یادگار چیدم
از میان دو رودخانه گذر کردم
خروش و موج همراهم شدند
سرم را بر بالین دو عاشق گذاشتم
تارهای موی سفیدم
آرام آرام
بار دیگر سیاه شدند
وآن زمان که میان دو مادر نشستم
بزرگترین عشق این سرزمین را یافتم”
―
میان دو باغ خوابیدم
خوابهایی سبز و سرخ دیدم
میان دو ستاره
به انتظار فرصتی نشستم
دستهای از راز شب را
به یادگار چیدم
از میان دو رودخانه گذر کردم
خروش و موج همراهم شدند
سرم را بر بالین دو عاشق گذاشتم
تارهای موی سفیدم
آرام آرام
بار دیگر سیاه شدند
وآن زمان که میان دو مادر نشستم
بزرگترین عشق این سرزمین را یافتم”
―
No comments have been added yet.
