قوبادی جه‌لی زاده > Quotes > Quote > Maryam liked it

قوبادی جه‌لی زاده
“«پناهنده»

گفتگوی میان
گربه و انسان
گنسان و اربه

( گربه ای پشت پنجره )
قباد جلی زاده شب به‌خیر
گوشه‌ای از زیرزمین مرطوبت را به من ببخش
تا در آن چرتی بزنم
.خوابیدن بر تختخواب ابریشمی مال خودت
برای بچه‌های سرمابُرده ام
کارتن پاره‌ای به من ببخش
.صندوقهای محکم انتخابات مال خودت
در کاسه‌ای زنگ زده
دو قاشق شیر خشک برای من
.پستان خیس تمامی گوسفندان خپل اربیل مال خودت
بگذار دور از تیرباران باران و تف ریز برف
در کنار همسر کثیفم بخوابم
.زنان خوشبوی خیابان "اورزدی" و حمام عمومی مال خودت

نگاه کن قباد
چه دیکتاتور سیاهدلی است این برف
ژورنال همه‌ی رنگها را بست و
قلم موی همه‌ی هنرمندان را سفید کرد
به ناموس سرخ گلهای چادر به سر دست درازی کرد
برهنه‌ی برهنه‌شان کرد
موها برهنه
بازوها برهنه
سینه برهنه
پاها برهنه
ببین چطور با یک دست
عورتشان را پوشانده‌اند
و با دست دیگر پستانهای سفتشان را
با یک دامن سفید کوتاه
!در میان بوران شرم می لرزند
!ببین برف چگونه رو به تنهاییمان پارس می کند
چطور زندانها را از اعضای تشکیلات مخفی رنگین کمان و
طرفداران رنگینی و
هواداران پروانه
.پر کرده است
من نه حزبی دارم که پناهم دهد
نه دیوانخانه‌ای که گرمم کند
نه سندیکایی که گوشت و استخوانی به من ببخشد
برادرم
قباد جلی زاده
.شب به‌خیر”
قوبادی جه‌لی زاده

No comments have been added yet.