علیرضا بدیع > Quotes > Quote > Milad liked it
“مردی پیاده آمده تا روستای تو
شعری شکفته روی لبانش برای تو
آورده لهجه های پُر از دود شهر را
آرام شستشو بدهد در صدای تو
یک استکان طراوت گل های تازه دم
یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو
هر چار فصل، دامن چل تکه ات بهار
!هر هشت روز هفته دلم مبتلای تو
"در کوچه باغ های نشابور و "باغرود
پیچیده ماجرای من و ماجرای تو
گه گاه اگر که سر به هوا می شوم چه عیب؟
گه گاه می زند به سرِ من هوای تو
!جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن
خواهد چکید از بدنم چشم های تو
!
!
!
این ردّ کفش نیست، نشان تعجب است
روییده وقت رفتنت از ردّ پای تو”
―
شعری شکفته روی لبانش برای تو
آورده لهجه های پُر از دود شهر را
آرام شستشو بدهد در صدای تو
یک استکان طراوت گل های تازه دم
یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو
هر چار فصل، دامن چل تکه ات بهار
!هر هشت روز هفته دلم مبتلای تو
"در کوچه باغ های نشابور و "باغرود
پیچیده ماجرای من و ماجرای تو
گه گاه اگر که سر به هوا می شوم چه عیب؟
گه گاه می زند به سرِ من هوای تو
!جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن
خواهد چکید از بدنم چشم های تو
!
!
!
این ردّ کفش نیست، نشان تعجب است
روییده وقت رفتنت از ردّ پای تو”
―
date
newest »
newest »
message 1:
by
Milad
(new)
Sep 13, 2015 10:47AM
این غزل با صدای حجت اشرفزاده در آلبوم ماه و ماهی خونده شده.
reply
|
flag
