جمال الدین ابوروح لطف الله بن ابی سعد > Quotes > Quote > Maryam liked it
“از شیخ الاسلام شنیدم که شیخ گفت کی در ابتداء کار پیش شیخ ابوالقاسم بشر یاسین بودم. مرا گفت: ای پسر خواهی که با خدای سخن گویی؟ من گفتم: چرا نخواهم. گفت هر وقت در خلوق باشی این گوی:
بی تو جانا قرار نتوانم کرد
احسانِ ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تنِ من زبان شود هر مویی
یک شکرِ تو از هزار نتوانم کرد.
ما این همی گفتیم تا ببرکاتِ وی در کودکی راهِ سخن گفتن با حق تعالی بر ما گشاده گشت.”
― حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر
بی تو جانا قرار نتوانم کرد
احسانِ ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تنِ من زبان شود هر مویی
یک شکرِ تو از هزار نتوانم کرد.
ما این همی گفتیم تا ببرکاتِ وی در کودکی راهِ سخن گفتن با حق تعالی بر ما گشاده گشت.”
― حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر
No comments have been added yet.
