E.E. Cummings > Quotes > Quote > NEGAR liked it

E.E. Cummings
“تنم را دوست می دارم وقتی با تن توست

چرا که چیزی نو می شود

تنت را دوست دارم، آنچه که می کند دوست دارم

چگونه اش را دوست دارم

حس کردن مهره ها و استخوان هایت

را دوست دارم، و لرزش این نرمی سفت را

و آنچه که می خواهم

دوباره و دوباره و دوباره ببوسم

دوست دارم این و آن تو را ببوسم

دوست دارم کرک های هراسان تنت را

نرم نوازش کنم

و آنچه بر گوشت تنمان می رود به هنگام جدا شدن

و چشم هایمان، که خرده های بزرگ عشقند

و احتمالا لرزش تو را در زیر تنم دوست دارم

که اینهمه تازه است

شعری از ای ای کامینگز، برگردان فرشته وزیری نسب*”
E.E. Cummings, E.E. Cummings: Complete Poems 1904-1962

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Eman (new)

Eman چقدر این خوبه نگار
واقعا زیباست


message 2: by NEGAR (new)

NEGAR آره ایمان، خیلی...، مخصوصا این قسمتشُ خیلی دوست دارم

"وَ چشمهایمان که خرده های بزرگ عشــقند"


message 3: by Eman (new)

Eman خودت ترجمه کردی؟! عالیه! عجب انتخابی
زیر پوستم رفت... مچکرم از شما
:*


message 4: by NEGAR (new)

NEGAR نه ایمان، ترجمه از فرشته وزیری نسب هست

زیر پوست منم رفت :*


message 5: by Eman (new)

Eman بازم انتخاب خوبیه
عالی


message 6: by NEGAR (new)

NEGAR مرسی عزیز من


back to top