“نمیدانم این "چیزی شدن" را چه کسی توی دهان ما انداخت؟ از کی فکر کردیم باید کسی شویم یا کاری کنیم. این همه آدم در دنیا دارند نباتی زندگی میکنند. بیدار میشوند و میخورند و میدوند و میخوابند، همین. مگر به کجای دنیا برخورده؟”
―
―
“با چشم های پر از اشک سقف را نگاه میکند.چندبار محکم پلک میزند.عمیق نفس میکشد.فقط او بلد است اشکهایش را به چشمهایش برگرداند”
― پاییز فصل آخر سال است
― پاییز فصل آخر سال است
“ساعت کی دو و نیم شد؟همین الان ده بود. کذام احمقی گفته زمان خطی است؟ دروغ گفته. زمان معادله ی چند مجهولی است. اگر نامه ننوشته باشد یا کاری نکرده, دو ساعت میشود دو دقیقه. دو ثانیه اصلا. چشم بهم بزنی میگذرد.اما اگر منتظر باشی ,مثلا منتظر جواب یک کارمند احمق در سفارت , دو ماه به اندازه ی دویست سال میگذرد.هی پیرتر و پیر تر میشوی در اینه. روزها جانت را میگیرند و شب نمیشوند.”
― پاییز فصل آخر سال است
― پاییز فصل آخر سال است
“اگر نمیرفت، پشیمان میشد. زندگیاش به هم میریخت. از لیلا هم متنفر میشد که جلوش را گرفته. من هم پشیمان میشوم اگر نروم. ده سال دیگر نمینشینم جلوی خودم هی مثل این راننده آه بکشم؟ نمیگویم روجا، اگر میرفتی زندگی ات خوب میشد؟ هی حسرت نمیخورم؟ میخورم، میدانم. حسرت نمیگذارد زندگی کنم. نمیگذارد خوشبخت باشم. همهی خوشحالیهایم را میخورد. لِهم میکند اصلا”
―
―
“هیچ آرزوی بزرگی نمی کند. هیچ خلاقیتی برای زندگی کردن ندارد. زندگی اش صد سال دیگر هم همین است. هر روزش مثل هم است و اصلاً متوجه نیست باید چیزی را عوض کند. دوست داشتم بنشینیم با هم کتاب بخوانیم و درباره اش حرف بزنیم. فیلم ببینیم، اصلاً نصفه شب برویم یوش، خانه ی نیما را ببینیم و برگردیم. ولی ارسلان اهل این کارها نیست. همه اش دوست دارد مسخره بازی در بیاورد و برنامه های لوس دسته جمعی بریزد. برود فرحزاد. برود شمال از صبح تا شب قلیان بکشد و بخوابد. نمی دانم وقتی می خواهد فکر کند به چی فکر می کند. معمولی ست. می فهمی؟ معمولی بودن بد است.”
― پاییز فصل آخر سال است
― پاییز فصل آخر سال است
Reza’s 2025 Year in Books
Take a look at Reza’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Polls voted on by Reza
Lists liked by Reza

























