“مرا
تو
بی سببی
نيستی.
به راستی
صلت کدام قصيده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دريچه ی تاريک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
― ابراهیم در آتش
تو
بی سببی
نيستی.
به راستی
صلت کدام قصيده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دريچه ی تاريک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
― ابراهیم در آتش
“همه
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.
ای عشق ای عشق
چهره آبیت پیدا نیست
***
و خنکای مرحمی
بر شعله زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
ای عشق ای عشق
چهره سرخت پیدا نیست.
***
غبار تیره تسکینی
بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهائی
بر گریز حضور.
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه برگچه
بر ارغوان
ای عشق ای عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست”
―
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.
ای عشق ای عشق
چهره آبیت پیدا نیست
***
و خنکای مرحمی
بر شعله زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
ای عشق ای عشق
چهره سرخت پیدا نیست.
***
غبار تیره تسکینی
بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهائی
بر گریز حضور.
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه برگچه
بر ارغوان
ای عشق ای عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست”
―
“هزار کاکلیِ شاد
در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
آنکه میگوید دوستات میدارم
دلِ اندهگینِ شبیست
که مهتابش را میجوید
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود”
―
در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
آنکه میگوید دوستات میدارم
دلِ اندهگینِ شبیست
که مهتابش را میجوید
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود”
―
مهکامه’s 2025 Year in Books
Take a look at مهکامه’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
مهکامه hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.
Polls voted on by مهکامه
Lists liked by مهکامه

