داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
اعتماد-نیچه
date
newest »
newest »
گاه یک دروغ سرنوشت و زندگیه شنونده را خراب می کند ویا به سودشنونده میشود شنونده می بایست خود هوشیار باشد زیرا در صورت هوشیار نبودنش با حرف راست هم سرنوشتش به سوی نا معلوم است چون نمی داند باور کند یا نه
از توی این نوشته نیچه یک نتیجه ای هم میشه گرفت:یا دروغ نگیم یا اگه هم می گیم مواظب باشیم طرف نیچه و فیلسوف و این مدلیا نباشه
الانم خیلی ها می خوان شوالیه بشن ولی شوالیه که نمی شن ممکنه محکومم بشن پس بیشترگاهی محکوم نشیم بهتره شوالیه شدن پیش کشمون ولی کلا راستی و دروغ هردو به صورت نسبی لازمه چون مطلق قضاوت کردن در موردش همان نتایج وحشتناک هولوکاست گونه زمان قرون وسطا رو به نمایش میگذاره که اصلا قابل پسند نیست همان گذر از آن دوران باعث پیشرفت بسیاری ممالک از هر نظر شد
گاهی همین دروغ های مصلحتیه که باعث خیلی اتفاق ها میشه...بنظر من دروغ دروغه..حالا چه مصلحتی چه غیر مصلحتی تنها فرقشون اینه که اولی یک اسم مستعار و حرفی برای توجیه خودش داره و دومی بی دفاعه... ولی قبول دارم که خیلی مواقع هم صداقت کامل، مانع از پیشرفت میشه
منم با محمد صالح موافقممژگان جان سرنوشت بد پرنس و مورسو دو شخصیتی که ازشون نام بردی به خاطر دروغگو نبودن نبوده خوب این شخصیت ها خصوصیات دیگه ای هم دارن
مورسو خودخواه و تا حدودی بی احساس بود و پرنس ساده دل بود یعنی علاوه بر اینکه دروغ نمیگفت اصرار زیادی به راست گفتن داشت .
البته هردوی این شخصیتها از دروغ نگفتنشان احساسی مشابه احسا س محمد صالح داشتن
که هیچ بد نیست و خیلی هم خوبه



آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم
*فریدریش نیچه*